مروری بر دنباله‌های جنجالی و پراختلاف میان سینماگران

برخی از فیلم‌های مشهور سینما دنباله‌هایی دریافت کرده‌اند که موجب بروز اختلافی شدید میان طرفدارانشان شده است.

زمانی که کمپانی‌ها موفق به ساخت فیلم‌های ارزشمند و پرطرفداری می‌شوند، کار خود را برای ساخت دنباله‌های آن بسیار سخت کرده تا حدی که می‌توانند موجب بروز اختلاف و ۲ دستگی میان مخاطبین چنین آثاری شده که به جنجال‌های پرسر و صدایی برای سالیان متوالی منجر می‌شود.

چنین دنباله‌هایی از یک سو علاقه مندان به خود را داشته که از تماشایش لذت برده و چه بسا آن را ارزشمند خطاب کرده و در سمت مقابل تماشاگرانی را دارند که انتقادهای شدید و بعضاً تندی را روانه سازندگان می‌نمایند. ۲ دستگی‌هایی که اگرچه منجر به بروز حواشی برای این فیلم‌ها می‌شود اما همین مسئله برای کمپانی‌ها می‌تواند سودآور نیز بوده باشد؛ زیرا این اختلاف نظر میان سینماگران می‌تواند مخاطبین بیشتری را روانه سینماها کرده تا فروش گیشه افزایش پیدا نماید.

در مقاله امروز به سراغ ۱۰ فیلم جنجالی و پراختلاف در سینمایی رفته‌ایم که اگرچه نمی‌توان آن‌ها را آثار ضعیف و شکست خورده‌ای خطاب کرد اما به صورت کلی نظر مثبت تمامی مخاطبینش را جلب نکرده است.

فیلم The Dark Knight Rises (شوالیه تاریکی برمی‌خیزد)

کریستوفر نولان در سال ۲۰۰۸ میلادی با فیلم The Dark Knight به حدی انقلابی ظاهر شد که عملاً ساخت دنباله‌ای که بتواند در حد و اندازه آن ظاهر شود، امری غیرممکن به نظر می‌رسید؛ مخصوصاً که جوکری با نقش آفرینی تاریخی هیث لجر را در خود جای داده بود.

با این حال داستان بتمن کریستین بیل می‌بایست تا به واسطه یک ۳ گانه به پایان می‌رسید و کریستوفر نولان چاره‌ دیگری نداشت. به همین سبب نیز در سال ۲۰۱۲ میلادی فیلم The Dark Knight Rises را به ارمغان آورد که در تکرار موفقیت‌های فیلم قبلی ناامید کننده ظاهر شد و ۲ دستگی عجیبی را میان مخاطبین رقم زد. از شخصیت‌های اضافی گرفته تا نقطه اوج ناامید کننده و نبود هیچ شخصیت منفی در حد و اندازه جوکر همگی دست به دست یکدیگر داده تا با دنباله‌ای طرف باشیم که اگرچه ضعیف خطاب نمی‌شود اما برای بسیاری از طرفدارانش ناامید کننده ظاهر شده است. شاید که اگر مرگ هیث لجر به وقوع نمی‌پیوست، پایان‌بندی این ۳ گانه به شکل کاملاً متفاوتی به تصویر کشیده می‌شد.

فیلم Iron Man 2 (مرد آهنی ۲)

۳ گانه مرد آهنی رابرت داونی جونیور شاید که از جایگاه بخصوص و مهمی در دنیای سینمایی مارول برخوردار باشد اما دلیل نمی‌شود که ضعیف‌های آن را نادیده بگیریم.

فیلم نخست Iron Man در سال ۲۰۰۸ میلادی توانسته بود تا یکی از شخصیت‌های نه چندان پرطرفدار کمیک‌های مارول را ارزش بخشیده و روایت جذابی را حول محور وی به ارمغان بیاورد. با این حال Iron Man 2 نه تنها هیچ حرف جدیدی برای گفتن نداشت، بلکه حتی در تکرار المان‌های فیلم نخست نیز ناامید کننده ظاهر شد. ویلن کلیشه‌ای با اهدافی احمقانه، داستان‌های فرعی غیرضروری و عدم رشد شخصیتی تونی استارک همگی سبب گشت تا دومین فیلم از ۳ گانه مرد آهنی برای بسیاری از مخاطبینش به فیلمی فراموش شدنی و دوست نداشتنی تبدیل شود.

فیلم Star Wars: The Last Jedi (جنگ ستارگان: آخرین جدای)

آخرین ۳ گانه سینمایی از فرنچایز جنگ ستارگان به جدی افتضاح و غیرقابل تحمل است که بیان ایرادات آن به خودی خود یک مقاله مفصل نیاز دارد.

فیلم نخست این ۳ گانه با تکیه بر المان‌های نوستالژی سعی در دیده شدن داشت و فیلم سوم نیز نمونه بارز یک اثر سینمایی زشت و فاجعه آمیز به شمار می‌رود. با این حال یکی از تفرقه انگیزترین دنباله‌های تاریخ سینما به فیلم دوم یعنی Star Wars: The Last Jedi مربوط می‌شود که با حجم تبلیغات پرسر و صدایی عظیمی به بازار وارد شد. مسیری بسیار ریسکی و غیرمنتظره که توسط ریان جانسون ترسیم شده بود، موجب دگرگوی فرنچایز جنگ ستارگان شد و طرفدارانش را به جان یکدیگر انداخت. شخصیت پردازی لوک اسکای‌واکر و روایت احمقانه حول محور والدین ری سبب شد تا Star Wars: The Last Jedi به فیلمی جنجالی و حاشیه‌ساز تبدیل شده و جرقه نابودی این فرنچایز را در سینما شعله‌ور نماید.

بخوانید :   نقد و بررسی فیلم May December

انیمیشن Toy Story 4 (داستان اسباب‌بازی ۴)

مجموعه انیمیشن‌های داستان اسباب‌بازی یکی از به یاد ماندنی‌ترین ساخته‌های تاریخ سینما به شمار می‌روند که هر یک از ما با تک تک دنباله‌هایش خاطراتی فراموش نشدنی داشته‌ایم.

مجموعه‌ای که بسیاری عقیده داشته Toy Story 3 پایان ارزشمندی برای آن رقم زده است، با دنباله‌ای به نام Toy Story 4 به سینما بازگشت تا ثابت نماید که پول نسبت به خواسته طرفداران ارجعیت دارد. دنباله‌ای که ما را با صاحب جدید اسباب‌بازی‌ها به نام بانی آشنا می‌کرد و ماجراجویی متفاوتی را برای وودی رقم می‌زد، اگرچه که موجب اختلاف شدیدی میان طرفدارانش شده اما در گیشه حسابی پرفروش ظاهر شد و جوایز مختلف و ارزشمندی را به نام خود به ثبت رسانده است.

فیلم Spider-Man 3 (مرد عنکبوتی ۳)

۳ گانه مرد عنکبوتی توبی مگوایر از اهمیت ویژه‌ای در جایگاه امروز ژانر ابرقهرمانی برخوردار می‌باشد؛ بازیگری که بنا به عقیده بسیاری از سینماگران به عنوان بهترین مرد عنکبوتی سینمای جهان شناخته شده است.

با این حال موفقیت‌ها فیلم اول و دوم سبب شد تا کمپانی سونی پیکچرز در کار سم ریمی دخالت کرده و به اجبار خواستار حضور ونوم در فیلم سومی شود که کارگردان این ۳ گانه از این شخصیت به معنای واقعی کلمه نفرت داشته است. در نهایت دخالت‌های سونی کار دست فیلم Spider-Man 3 داد و با دنباله‌ای به شدت شلوغ و کلیشه‌ای طرف شدیم که در نمایش جنبه‌های تاریک پیتر پارکر بسیار احمقانه عمل کرد و موجب خشم و نفرت بسیاری از طرفدارانش شد تا حدی که پس از گذشت ۱۷ سال هنوز هم اختلاف عجیبی میان بینندگانش برای مسائل و مشکلات فیلم در جریان می‌باشد.

فیلم Indiana Jones and the Kingdom of the Crystal Skull (ایندیانا جونز و قلمرو جمجه بلورین)

فرنچایز سینمایی اندیانا جونز یکی از مشهورترین آثار تاریخ ژانر اکشن و ماجراجویی به شمار می‌رود که اخیراً با دنباله‌ای به نام Dial of Destiny یک آبروریزی به تمام معنا را برای طرفدارانش به بار آورده است.

با این حال نقطه سقوط این فرنچایز بسیار پیشتر و در سال ۲۰۰۸ میلادی با فیلم Indiana Jones and the Kingdom of the Crystal Skull رقم خورده است. بهره‌گیری از طنزی بیهوده، سکانس‌های اکشن فاقد هرگونه جذابیت و جلوه‌های بصری تاریخ مصرف گذشته همگی دست به دست یکدیگر داده تا چهارمین فیلم از فرنچایز اندیانا جونز یک ناامید کامل برای بسیاری از طرفدارانش بوده باشد. البته که عده‌ای همچنان علاقه شدیدی به این دنباله داشته و نقدهای وارد شده را به هیچ عنوان قبول ندارند.

فیلم Predator 2 (غارتگر ۲)

۱۳ سال پس از ساخته جذاب، دلهره‌آور و فراموش نشدنی جان مک‌ترینان به نام Predator شاهد ساخت دنباله‌ای بودیم که یکی از جنجالی‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما به شمار می‌رود.

فیلم Predator 2 از محیط پررمز و راز جنگل به لس‌آنجلس نقل مکان کرد که همین مسئله بزرگترین دلیل جنگ میان طرفدارانش شده است که اخیراً با پخش فیلم Prey باری دیگر به جان یکدیگر افتاده‌اند. دلایل متعددی وجود دارد که بتوان دنباله ساخته شده توسط استیون هاپکینز را ناامید کننده خطاب کرد که مهمترین آن عدم برخورداری از آرنولد شوارتزنگر می‌باشد که ستاره بی چون و چرای فیلم نخست بوده است. با این حال در سمت مقابل اسطوره شناسی اعمال شده بر غارتگران را می‌توان به عنوان یکی از نکات ارزشمند این دنباله خطاب کرد که با استقبال طرفداران این فرنچایز روبرو شده است.

بخوانید :   یک بازی ترسناک بر اساس فیلم‌های Saw در دست ساخت قرار دارد

فیلم The Matrix Reloaded (بارگذاری مجدد ماتریکس)

دومین فیلم از ۳ گانه ماتریکس به نام The Matrix Reloaded با وجود سکانس‌های اکشن دیوانه‌وارش اما موجب ۲ دستگی عجیبی میان طرفدارانش شده که البته در یک مسئله واکنش مشابهی داشته‌اند.

فیلم‌های دوم و سوم این ۳ گانه با فاصله چند ماه در سال ۲۰۰۳ میلادی اکران شده که تنها دلیل چنین رویکردی به خاطر مسائل مالی بوده و موجب ضربات جبران ناپذیری به کلیت این فرنچایز شده است. فارغ از مسائل و مشکلات این دنباله که فیلم‌نامه و دنیاسازی‌اش را کلیشه‌ای جلوه داده، اگر که دنباله‌ها تحت یک فیلم کامل به نمایش درمی‌آمدند، قطعاً کیفیت نتیجه بسیار بهتری داشت و چنین حجمی از اختلاف و جنجال را میان طرفدارانش به ارمغان نمی‌آورد.

فیلم The Hobbit: The Desolation of Smaug (هابیت: برهوت اسماگ)

فارغ از لحن متفاوت فیلم‌های ارباب حلقه‌ها و هابیت اما به صورت کلی کیفیت ۳ گانه اول با دوم زمین تا آسمان متفاوت بوده و ۳ گانه دوم تحت هیچ شرایطی قابل مقایسه با ارباب حلقه‌ها نخواهد بود.

پس از فیلم نخست ۳ گانه هابیت که فروشی میلیاردی را تجربه کرده و حسابی دوست داران دنیای تالکین را به وجد آورد، دنباله‌های دوم و سوم درگیر کلیشه و مشکلاتی شدند که منجر به بروز ۲ دستگی میان طرفدارانشان شده‌اند. نمونه بارز این مسئله را می‌توان در قبال فیلم دوم به نام The Hobbit: The Desolation of Smaug مشاهده نمود که پایان‌بندی آن و شخصیت‌پردازی برخی از قهرمانان داستان مخصوصاً لگولاس را مورد انتقاد قرار داده‌اند.

فیلم Jurassic World: Fallen Kingdom (دنیای ژوراسیک: سقوط پادشاهی)

دنیای ژوراسیک سال ۲۰۱۵ میلادی ریبوتی جذاب و به تمام معنا برای فرنچایز دایناسورهای دوست داشتنی سینما به شمار می‌رفت که به نحو احسنت مسیر را برای روایت داستانی تازه و هیجان‌انگیز هموار کرده بود.

با این حال زمانی که نوبت به دنباله آن یعنی Jurassic World: Fallen Kingdom می‌رسد با پراختلاف‌ترین فیلم این مقاله مواجه می‌شویم که به طرز عجیبی مخاطبینش یا آن را حسابی دوست داشته و یا به شدت از آن تنفر دارند و عملاً حد وسطی برایش وجود نداشته است. از جمله ایراداتی که منجر به بروز چنین ۲ دستگی‌ای شده می‌توان به مواردی همچون برخورداری از داستانی کسل‌کننده، نبود هیچ المان درگیر کننده و جذاب و تکیه بیش از حد بر عناصر بصری تیره و تاریکی که نه تنها منجر به بروز ترسی در مخاطب نمی‌شود، بلکه آن‌ها را خسته نیز کرده است. مسائل و مشکلات نادیده گرفته شده Jurassic World: Fallen Kingdom در نهایت منجر به بروز روایتی فاجعه‌بار در فیلم سوم شد که پرونده احیای فرنچایز ژوراسیک پارک را برای همیشه بست. فرنچایزی که با دنیاسازی و شخصیت‌های جدیدی در سال ۲۰۲۵ میلادی به سینماهای جهان بازگشته تا دایناسورهایش را باری دیگر به تقابل سینماگران بفرستد.


با توجه به دنباله‌های معرفی شده در این مقاله، شما طرفدار و یا منتقد کدام یک از آن‌ها محسوب می‌شوید؟ آیا تمامی این دنباله‌ها را نسبت به فیلم‌های پیشینشان می‌توان ناامید کننده خطاب کرد؟ آیا احیای مجدد فرنچایز پارک ژوراسیک در سال میلادی ۲۰۲۵ می‌تواند موفقیت آمیز ظاهر شود؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

منبع: اسکرین‌رنت

نوشته قبلی
ترسناک‌ترین فیلم‌های ژاپنی – گیمفا
نوشته بعدی
۱۰۰ فیلم برتر از نگاه IMDb| قسمت اول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست