دسته: مقاله

بهترین کاراکترها در هر کدام از فیلم‌های انتقام‌جویان

فیلم‌های انتقام‌جویان کاراکترهای جذاب و نمادین زیادی درون خودشان دارند ولی برخی از آن‌ها از دیگران بهتر و برجسته‌تر هستند.

فیلم‌های Avengers بخشی برجسته و نمادین از دهه ۲۰۱۰ میلادی در دنیای سینما به شمار می‌روند و این چهار فیلم که می‌توان گفت مرکزیت اصلی دنیای سینمایی مارول محسوب می‌شوند، کاراکترهای نمادین بسیار زیادی را از تاریخ سینما گرد هم آوردند و داستان‌های بسیار مهیجی را با خطرات بسیار زیاد ارائه کردند، داستان‌هایی که بیننده‌ها را به وجد آوردند و آن‌ها را مجذوب خود کردند. هر کدام از این چهار اثر سینمایی به نوبه خودشان عالی هستند اما برخی از آن‌ها به‌خاطر اصالت، طنز، جلوه‌‎های بصری و تأثیر کلی روی سینما برجسته‌تر و بهتر هستند.

در حالی که فیلم‌های انتقام‌جویان سعی دارند تا خط داستانی خوبی را به هر کدام از شخصیت‌ها اختصاص بدهند اما برخی از شخصیت‌ها بالاتر از قهرمانان دیگر قرار می‌گیرند و برجسته می‌شوند. این شخصیت‌ها با وجود اینکه در میان گروه بسیار زیاد و شلوغی از کاراکترهای دیگر احاطه شده‌اند، توانستند خودشان را برجسته کنند و کانون توجه باشند. چه به‌خاطر دیالوگ‌های به‌یادماندنی، نمایش قدرت باورنکردنی، تأثیر روی دنیای سینمایی مارول باشد یا ترکیبی از همه این عوامل، این شخصیت‌ها از دیگران بالاتر قرار گرفتند و به بهترین شخصیت در هر فیلم انتقام‌جویان تبدیل شدند.

۴. بیوه سیاه – فیلم The Avengers محصول سال ۲۰۱۲

بهترین کاراکترها در هر کدام از فیلم‌های انتقام‌جویان - گیمفا

اسکارلت جوهانسون که سابقه دو بار نامزد شدن برای جایزه اسکار را در کارنامه خودش دارد، در نقش بلک ویدو یا بیوه سیاه یکی از اعضای اصلی گروه انتقام‌جویان است که هرگز آن طور که باید مورد قدردانی قرار نگرفته است. ناتاشا رومانوف یکی از بنیان‌گذاران تیم انتقام‌جویان است و احتمالاً جذاب‌ترین و پیچیده‌ترین شخصیت در میان اعضای اصلی این تیم محسوب می‌شود. رومانوف یک جاسوس سابق روسی است که به آمریکا آمده و به‌عنوان جاسوسی برجسته برای سازمان شیلد شروع به کار کرده است.

بیوه سیاه لحظات نمادین و برجسته زیادی در دنیای سینمایی مارول دارد؛ با این حال، بهترین صحنه‌های او مربوط به فیلم اول «انتقام‌جویان» است. حتی در این اثر سینمایی نیز بینندگان و طرفداران هنوز چیز زیادی درباره شخصیت وی نمی‌دانستند و همین نیز به فیلم اجازه دارد تا از این شخصیت به‌عنوان سلاح پنهان تیم استفاده کند، شخصیتی سازگار و چالاک که قادر است علاوه بر کتک زدن افراد مختلف، به درون ذهن آن‌ها نفوذ کند و آن‌ها را فریب بدهد. ناتاشا با موفقیت توانست خدای موذیگری و شرارت یعنی لوکی را فریب بدهد و از تکبر او سوءاستفاده کرد و او را فریب داد تا نقشه‌اش را فاش کند.

فیلم «انتقام‌جویان» شخصیت ناتاشا رومانوف را در بهترین حالت خودش به نمایش گذاشت؛ از همان صحنه آغازین و نمادین این شخصیت در فیلم گرفته تا صحنه پایانی که او به تنهایی درگاه را می‌بندد تا جلوی حمله بیگانگان را بگیرد، سبب شده تا او مهم‌ترین شخصیت در این اثر سینمایی باشد. ناتاشا رومانوف شخصیتی باهوش و حیله‌گر است و برای کامل کردن مأموریت نیز مایل به انجام هر کاری است. او از جمله بهترین شخصیت‌های دنیای سینمایی مارول است و واقعاً حیف است که او هرگز آن توجهی که سزاوار و شایسته‌اش بود، به دست نیاورد.

۳. کاپیتان آمریکا – فیلم Avengers: Age of Ultron محصول سال ۲۰۱۵

فیلم avengers

رهبر گروه انتقام‌جویان یعنی استیو راجرز معیار اخلاقی دنیای سینمایی مارول به شمار می‌رود. این شخصیت برای یک دهه توسط کریس ایوانز ایفا شده بود و تنها شخصیتی است که توانایی مدیریت و اداره چنین تیم مهم و قدرتمندی را دارد. کریس ایوانز نقش استیو راجرز را در سه‌گانه مختص این شخصیت از جمله فیلم بسیار برجسته و محبوب Captain America: The Winter Soldier بازی کرده و در سه فیلم از چهار فیلم «انتقام‌جویان» نیز نقش بسیار پررنگی داشته است و سرانجام نیز پس از سفر طولانی و پیچیده خودش به استراحتی شایسته دست پیدا کرد.

باید گفت که فیلم «انتقام‌جویان: عصر اولتران» فیلم درخشانی نیست. این اثر سینمایی تلاش می‌کند تا تعادل میان گروه بسیار بزرگ بازیگران و کاراکترها و همچنین مضامین متعدد خودش را برقرار کند و نتیجه آن نیز طرح داستانی پیچیده و ناهمواری شده که خارج از توان کنترلش است. هیچ شخصیتی فرصت درخشش در این اثر سینمایی را پیدا نمی‌کند و فقط برخی از کاراکترها اندکی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند.

از میان تمام نقش‌آفرینی‌های برجسته، کریس ایوانز در نقش کاپیتان آمریکا بهترین است و فیلم نیز به این شخصیت اجازه داده تا به‌خوبی نقش خودش به‌عنوان رهبر این تیم را به نمایش بگذارد. کریس ایوانز نقش اصلی فیلم را به‌خوبی بازی کرده و فیلم «انتقام‌جویان: عصر اولتران» نیز نسبت به دیگر بازیگرها، فرصت بیشتری در اختیار کریس ایوانز قرار داده است.

در حالی که تونی و بروس در بدترین حالت خودشان قرار دارند و ثور نیز معلوم نیست در حال دنبال کردن چه چیزی است، کاپیتان آمریکا با قاطعیت ایستادگی کرده و هرگز چیزهای مهم را فراموش نمی‌کند و تیم را تا حد ممکن پایدار نگه می‌دارد. کریس ایوانز با موفقیت توانسته شخصیت کاپیتان آمریکا را به مرکز اخلاقی این اثر سینمایی تبدیل کند و کاری کند که این شخصیت دلنشین‌ترین و جذاب‌ترین شخصیت فیلم نیز باشد.

۲. تانوس – فیلم Avengers: Infinity War محصول سال ۲۰۱۸

بهترین کاراکترها در هر کدام از فیلم‌های انتقام‌جویان - گیمفا

فیلم «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» کاملاً متعلق به شخصیت تانوس با بازی جاش برولین است. این بازیگر نامزد جایزه اسکار در نقش تایتان دیوانه واقعاً درخشان ظاهر شده و توانسته جذاب‌ترین و مؤثرترین شخصیت شرور دنیای سینمایی مارول را خلق کند و با وجود حضور بازیگران برجسته بسیار زیادی در اطرافش، این فیلم را متعلق به خودش کند. تانوس مستبدی کهکشانی است که به دنبال جمع‌آوری سنگ‌های ابدیت و نابودی نصف زندگی‌ها در جهان است و همین نیز باعث شده تا او تهدیدی جهانی باشد که حتی انتقام‌جویان با هم نیز نمی‌توانند در ابتدا او را متوقف کنند.

جاش برولین واقعاً نقش‌آفرینی بسیار ارزشمند و درخشانی در نقش تانوس داشته و توانسته ظرافت و آرامشی حساب شده را به این شخصیت تزریق کند. تانوس با نقش‌آفرینی جاش برولین یک فرد دیوانه افسارگسیخته نیست بلکه یک جنگ سالار دقیق و خوفناک است که اراده‌ای شکست‌ناپذیر دارد. این یک نقش‌آفرینی شرورانه فوق‌العاده است که به تنها باعث شد تا فیلم «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» جزو بهترین فیلم‌های دنیای سینمایی مارول باشد.

دستاورد جاش برولین همچنین از این جهت قابل توجه است که در فیلم «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» نقش‌آفرینی‌های برجسته دیگری از سوی زوئی سالدانا، الیزابت اولسن، کرس همسورث و رابرت داونی جونیور نیز وجود داشته است. با این وجود، جاش برولین همچنان مرکز اکشن باقی مانده و یکی از بهترین شرورهای سینمای مدرن را ایجاد کرده است. مطمئناً سلطه بر یک اثر سینمایی بدون اینکه زیاده‌روی باشد، استعداد بازیگری واقعی‌ای را می‌طلبد و این دقیقاً کاری است که جاش برولین در این فیلم انجام داده است.

۱. مرد آهنی – فیلم Avengers: Endgame محصول سال ۲۰۱۹

بهترین کاراکترها در هر کدام از فیلم‌های انتقام‌جویان - گیمفا

رابرت داونی جونیور در آخرین نقش‌آفرینی خودش در نقش مرد آهنی تمام تلاش خودش را به کار برده است. این فیلم، مرد آهنی را در قامت پدر دختر جوانی به تصویر می‌کشد که غریزه محافظت از خانواده‌اش با تمایل او برای بازگرداندن دوستان از دست رفته‌اش به‌خصوص پیتر پارکر جوان در تضاد است. با این وجود، تمایلات قهرمانی او بار دیگر او را به درون اکشن می‌کشاند و در نهایت در رویارویی با تانوس به اوج می‌رسند، جایی که تونی استارک جان خودش را به‌خاطر جهان فدا کرد.

شخصیت تونی استارک حرفه بازیگری رابرت داونی جونیور را احیا کرد و به اوج رساند و فیلم «انتقام‌جویان: پایان بازی» نیز نقطه اوج آن به شمار می‌رود. این اثر سینمایی نقطه اوج یک دهه داستان‌سرایی مستمر در دنیای سینمایی مارول بود و همچنین بازتابی از تمایل تونی برای ایجاد تغییر و استفاده از تأثیرش برای بهبود جهان است. سفر این شخصیت او را از یک دلال اسلحه خودخواه به یک قهرمان فداکار می‌برد، قهرمانی که با کمال میل جان خودش را برای دیگران فدا می‌کند.

قوس داستانی شخصیت تونی استارک بدون شک بهترین قوس داستانی در دنیای سینمایی مارول است و کل فیلم «انتقام‌جویان: پایان بازی» نیز یک خداحافظی طولانی برای این شخصیت به شمار می‌رود، شخصیتی که به طور مؤثر زمینه را برای تحقق این دنیای سینمایی فراهم کرد. فیلم «انتقام‌جویان: پایان بازی» کار خوبی با دیگر شخصیت‌ها از جمله ناتاشا، استیو و در کمال تعجب هاکای انجام می‌دهد. با این حال، این شخصیت تونی استارک است که به یاد ماندنی‌ترین فرد باقی مانده و فداکاری او احتمالاً بهترین لحظه در کل دنیای سینمایی مارول تا به امروز است.


منبع: collider

برچسب‌ها:, , , , , , ,

12 فیلم برتر مونیکا بلوچی

مونیکا بلوچی یکی از بهترین بازیگران سینما است که همه او را در ایتالیا و جهان می‌شناسند.

او حرفه‌ی بازیگری خود را در فیلم هنری The Apartment محصول سال ۱۹۹۶ آغاز کرد که برای بازی در این فیلم نامزد جایزه بهترین بازیگر زن آینده‌دار در جشنواره سزار شد. البته بلوچی با بازی در فیلم Dracula به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا به هالیوود معرفی شد و بیشتر مورد توجه قرار گرفت.

با اینحال، بدون شک به یادماندنی‌ترین فیلم‌های این بازیگر فیلم غم‌انگیز Malèna و فیلم بحث‌برانگیز Irréversible هستند که همچنان مورد توجه مخاطبان می‌باشد. او در فیلم‌های بلاک باستر آمریکایی مثل Spectre نیز نقش‌آفرینی کرده که جذابیت زیادی را از خودش نشان داد و تبدیل به یکی از مسن‌ترین و در عین حال زیباترین شخصیت‌های زن فیلم‌های جیمز باند در تاریخ شد. در ادامه به بهترین فیلم‌های مونیکا بلوچی می‌پردازیم.

۱۲- فیلم Spectre (سال انتشار: ۲۰۱۵)

12 فیلم برتر مونیکا بلوچی - گیمفا سینما

بیست و چهارمین فیلم در مجموعه فیلم‌های جیمز باند، درباره تلاش‌ جیمز باند برای افشای یک پیام رمزگذاری‌شده از گذشته‌اش است. در میان این ماجراجویی او با سازمانی به اسم SPECTRE مواجه می‌شود و می‌فهمد چه کسی تمام این مدت پشت مشکلاتش بوده است.

فیلم Spectre را نمی‌توان جزو بهترین فیلم‌های جیمز باند به حساب آورد و افراد زیادی آن را به دلایل مختلفی دوست نداشتند. با اینحال نقش‌آفرینی دنیل کریگ ارزش تماشا دارد و همچنین می‌توان از جذابیت مونیکا بلوچی لذت برد. او نقش لوسیا سیارا را دارد که بیوه‌ی یکی از کسانی است که باند به قتل رسانده. مونیکا بلوچی در سن پنجاه سالگی با بازی در این نقش، تبدیل به یکی از مسن‌ترین شخصیت‌های زن در سری فیلم‌های جیمز باند شد.

۱۱- فیلم Shoot ‘Em Up (سال انتشار: ۲۰۰۷)

12 فیلم برتر مونیکا بلوچی - گیمفا سینما

داستان این فیلم درباره تفنگداری به اسم اسمیت (با بازی کلایو اوون) است که با یک کارگر به اسم DQ (با بازی مونیکا بلوچی) همکاری می‌کند و پس از نجات دادنش از دست آدم‌کش‌ها، از او محافظت می‌کند. در همین حین اسمیت و  DQ تلاش می‌کنند تا نقشه‌ی یک سناتور درحال مرگ درباره برداشت مغز استخوان از نوزادان را برملا کنند.

شاید داستان فیلم بیش از حد تخیلی به نظر برسد اما کارگردانی مایکل دیویس باعث شده تا فیلم هیجان‌انگیزی را شاهد باشیم. حتی با اینکه شاید از تبدیل شدن به یک شاهکار اکشن فاصله داشته باشد، همچنان بخاطر بازیگری‌های خوب از جمله نقش‌آفرینی مونیکا بلوچی، ارزش دیدن دارد که سکانس‌های اکشن سرگرم‌کننده را نمایش می‌دهد. همچنین این فیلم در باکس آفیس شکست خورد با وجود اینکه نقدهای خوبی را دریافت کرده بود.

۱۰- فیلم The Matrix Reloaded (سال انتشار: ۲۰۰۳)

12 فیلم برتر مونیکا بلوچی - گیمفا سینما

دومین فیلم از سری فیلم‌های The Matrix داستان نئو، ترینیو مورفیوس را دنبال می‌کند که شورشی را علیه ارتش ماشین‌ها رهبری می‌کنند و سعی دارند تا سرنوشت تراژیک نسل بشر را تغییر دهند.

بلوچی در نقش پرسفونه نقش‌آفرینی می‌کند که همسر مرویجین است. او در فیلم‌های Matrix Revolutions و The Matrix Resurrections نیز حضور دارد اما نقش کوتاه‌تری دارد. با اینکه هیچکدام از این فیلم‌ها به خوبی سری اول و اصلی این نبودند، اما Reloaded صحنه‌های اکشن بهتر و لذت‌بخش‌تری را ارائه می‌داد. همچنین این فیلم مورد استقبال منتقدان بود و حدود ۷۴۰ میلیون دلار فروش کرد.

۹- فیلم Brotherhood of the Wolf (سال انتشار: ۲۰۰۱)

12 فیلم برتر مونیکا بلوچی - گیمفا سینما

داستان فیلم Brotherhood of the Wolf در مناطق حاشیه‌ای فرانسه قرن هجدهمی دنبال می‌شود و قتل‌های دنباله‌دار یک هیولای قدرتمند و باهوش را به تصویر می‌کشد. پادشاه لوئی، شوالیه دو فرانسک و دوست آمریکایی‌اش را می‌فرستد تا هیولا را شکار کنند، اما مشخص می‌شود که ماهیت اصلی هیولا با چیزی که فکر می‌کردند متفاوت است.

این فیلم به کارگردانی کریستوف گانز یک فیلم گرگینه‌ای هیجان‌انگیزی است که با ارائه داستانی جذاب ارزش تماشا کردن را دارد. البته این فیلم نقص‌هایی دارد و عناصر ترسناک قدیمی‌ای را به نمایش می‌دهد که ممکن است برای عده‌ای جذاب باشد. مونیکا بلوچی در نقش سیلیوا بازی می‌کند که یک جاسوس واتیکانی است.

۸- فیلم Bram Stoker’s Dracula (سال انتشار: ۱۹۹۲)

12 فیلم برتر مونیکا بلوچی - گیمفا سینما

این فیلم اقتباسی از کتاب دارکولا به نویسندگی برام استوکر است که توسط فرانسیس فورد کاپولا کارگردانی شده و طرفدران آن را یکی از بهترین اقتباس‌ها از داستان دراکولا می‌دانند. داستان درباره یک خون‌آشام چندصد ساله است که به خاک انگلستان می‌آید تا هرج  و مرج ایجاد کند.

این فیلم به خوبی ترس، عشق و طنز را باهم ترکیب می‌کند که نتیجه‌ی بسیار خوبی دارد. این بهترین اثر فرانسیس فورد کاپولا نیست اما جزو یکی از کارهای برجسته او می‌باشد. این فیلم همچنین برروی استعداد و جذابیت‌های مونیکا بلوچی حساب باز می‌کند و نقش کوتاه اما چشمگیری را به عنوان یکی از سه عروس دراکولا دارد و بلوچی گفته است که بازی در این فیلم برای او یک نقطه عطف بود.

۷- Asterix & Obelix: Mission Cleopatra (سال انتشار: ۲۰۰۲)

12 فیلم برتر مونیکا بلوچی - گیمفا سینما

فیلم کمدی و ماجراجویانه Asterix & Obelix: Mission Cleopatra یکی از گزینه‌های مناسب برای تماشا با خانواده است. داستان این فیلم درباره شخصیت‌های دوست‌داشتنی آستریکس و اوبلیکس است که برای کمک نومربیوسِ طراح به مصر می‌روند تا برای کلئوپاترا یک قصر بسازند.

برخلاف نسخه‌ جدید این مجموعه یعنی Asterix & Obelix: The Middle Kingdom که نقد‌های بسیار پایینی دریافت کرد، فیلم Asterix & Obelix: Mission Cleopatra یکی از بهترین فیلم‌هایی است که از مجموعه کمیک‌های Asterix اقتباس شده است؛ این نسخه سرگرم‌کننده، مفرح و خنده‌دار است و در عین حال به منبع آن وفادار می‌باشد. در این فیلم نیز مونیکا بلوچی در نقش کلئوپاترا جذاب ظاهر می‌شود.

۶- فیلم The Apartment (سال انتشار: ۱۹۹۶)

12 فیلم برتر مونیکا بلوچی - گیمفا سینما

فیلم معمایی و عاشقانه The Apartment درباره مردی است که تازه نامزد کرده اما پس از دیدن عشق سابق خود، تلاش می‌کند تا دوباره به او نزدیک شود. این فیلم وسوسه‌های مردی را در مقابل آتش عشق قدیمی‌اش به تصویر می‌کشد.

فیلم The Apartment به کارگردانی ژیل میمونی تصویرسازی دیدنی‌ای دارد و با فضای عاشقانه‌اش بسیار سرگرم‌کننده است. با اینکه این فیلم چندان نقطه عطفی برای حرفه‌ی مونیکا بلوچی به حساب نمی‌آید اما همچنان فیلمی هیجان‌انگیز است که ارزش تماشا را دارد. همچنین باید گفت که این فیلم برداشتی از داستان A Midsummer Night’s Dream نوشته‌ی ویلیام شکسپیر است.

۵- فیلم Irreversible (سال انتشار: ۲۰۰۲)

12 فیلم برتر مونیکا بلوچی - گیمفا سینما

فیلم Irreversible بخاطر داستان دردناک، مضامین سنگین و خشونت بی‌پرده‌اش چندان فیلم قابل توصیه‌ای نیست اما بدون شک یکی از مهمترین فیلم‌های مونیکا بلوچی است. این فیلم توسط گاسپار نوئه کارگردانی شده و وقایع شب غم‌انگیزی در پاریس را روایت می‌کند که دو مرد در پی انتقام خشونت وحشیانه‌ای هستند که در قبال زنی که دوستش دارند صورت گرفته است.

با اینکه تماشای این فیلم سخت است، فیلم Irreversible بسیار خوب ساخته شده است و شاهد نقش‌آفرینی‌های دیدنی‌ای هستیم. داستان فیلم بصورت معکوس روایت می‌شود و داستانگویی بی‌نقصی دارد که تصویر بحث‌برانگیز و قابل تاملی را از فرانسه سال ۲۰۰۲ نشان می‌دهد و به مضامینی همچون تنهایی می‌پردازد. مونیکا بلوچی گفته است که در زمان ساخت این فیلم هیچکس تصور نمی‌کرد که این فیلم تبدیل به چنین اثری شود.

۴- فیلم The Man Who Sold His Skin (سال انتشار: ۲۰۲۰)

12 فیلم برتر مونیکا بلوچی - گیمفا سینما

یکی از فیلم‌های اخیر و تازه‌ی مونیکا بلوچی فیلم The Man Who Sold His Skin است. این فیلم درامی تفکربرانگیز درباره پناهنده‌ای سوری به اسم سَم است که بدن خالکوبی‌شده‌اش به عنوان یک اثر هنری زنده در موزه به نمایش در می‌آید که منجر به نتایج غافلگیر‌کننده‌ای می‌شود.

فیلم The Man Who Sold His Skin با داستان خلاقانه‌اش نشان می‌دهد که دنیای هنر چقدر می‌تواند سوء استفاده‌گر باشد و ارزش ناچیزی که اغلب برای مهاجران قائل می‌شوند. مونیکا بلوچی در این فیلم یکی از باورپذرترین و بهترین نقش‌آفرینی‌هاش را انجام می‌دهد.

۳- فیلم The Wonders (سال انتشار: ۲۰۱۴)

12 فیلم برتر مونیکا بلوچی - گیمفا سینما

داستان فیلم The Wonders در منطقه توسکانی روایت می‌شود و درباره یک خانواده زنبوردار است. آرامش این خانواده زمانی به هم می‌خورد که پسری مشکل‌دار پیدایش می‌شود و همچنین دختر خانواده می‌خواهد در یک مسابقه تلویزیونی شرکت کند.

فیلم The Wonders به کارگردانی آلیس رورواچر از لحاظ بصری دیدنی است و با اینکه داستان‌گویی آن به تنهایی آن را تبدیل به اثری قابل توصیه می‌کند، فیلمبرداری آن یکی از قوی‌ترین جنبه‌های این فیلم است که بیشتر به چشم می‌آید. این فیلم به سادگی هرچه تمام پیامی قابل تامل و صمیمانه‌ای را درباره عشق به خانواده منتقل می‌کند. مونیکا بلوچی در نقش میزبان برنامه تلویزیونی است و با لباس و موهای سفیدش مثل همیشه جذابیت خاصی را ارائه می‌دهد.

۲- فیلم The Passion of the Christ (سال انتشار: ۲۰۰۲)

12 فیلم برتر مونیکا بلوچی - گیمفا سینما

فیلم The Passion of the Christ ساعات پایانی عیسی مسیح را در روز مصلوب شدنش به تصویر می‌کشد. این فیلم درام مذهبی ترس و غم مریم مقدس، مریم مجدلیه (با بازی مونیکا بلوچی) و حواریون عیسی را پس از اینکه می‌فهمند عیسی مسیح محکوم به مرگ است را نیز نشان می‌دهد.

فیلم The Passion of the Christ مورد پسند همه نیست آن هم با وجود مضامین سنگین و خشونت بی‌پرده‌ای که نشان می‌دهد. هرچند باید به بازیگری مونیکا بلوچی در این فیلم توجه داشت؛ او در این نقش می‌درخشد و در عین آرامش اجرای قدرتمندی را ارائه می‌دهد که به روایت فیلم کمک می‌کند.

۱- فیلم Malèna (سال انتشار: ۲۰۰۰)

12 فیلم برتر مونیکا بلوچی - گیمفا سینما

پس از این همه سال، فیلم Malèna همچنان یکی از مهمترین فیلم‌های مونیکا بلوچی است. داستان این فیلم غم‌انگیز درباره پسر ۱۲ ساله‌ای که عاشق زن جذابی در یک شهر کوچک و سنتی در سیسیل می‌شود.

فیلم تاثیرگذار Malèna توسط جوزپه تورناتوره کارگردانی شده که فیلم Cinema Paradiso را نیز در کارنامه دارد. این فیلم نقدی اجتماعی را درباره نگاه ابزاری به زنان از طریق دیدگاه مردانه بیان می‌کند. این فیلم با اینکه در سال ۲۰۰۰ ساخته شده اما موضوعش همچنان مرتبط با جامعه‌ی امروزی است و بدون شک بخش بزرگ و مهمی از حرفه‌ی مونیکا بلوچی است.

منبع: Collider

برچسب‌ها:, , ,

رتبه‌بندی تمام فصل‌های سریال The Walking Dead

در نوشتار امروز به بررسی و رتبه‌بندی تمام ۱۱ فصل سریال محبوب The Walking Dead می‌پردازیم.

حدود دو سال قبل بیست‌ و چهارمین قسمت از فصل یازدهم سریال The Walking Dead (مردگان متحرک) منتشر شد و این سریال محبوب پس از ۱۲ سال به پایان رسید. گرچه که این پایان کار این فرنچایز نبود و دنیای The Walking Dead هم‌اکنون به وسیله‌ی اسپین‌آف‌های متعدد روز به روز در حال گسترش است.

سریال The Walking Dead را به طور قطع می‌توان یکی از محبوب‌ترین سریال‌های تاریخ تلویزیون دانست. با این حال نکته‌ای که تمام طرفداران این اثر به آن معترف هستند؛ روند سینوسی این سریال در فصول مختلف از حیث کیفیت است. بعضی از فصل‌های سریال The Walking Dead با تحسین گسترده‌ی منتقدین و مخاطبان مواجه شد و بعضی از فصل‌های آن واکنش‌های سرد و گاهاً متناقضی را دریافت کرد.

در مقاله‌ی امروز سفر خود را از ضعیف‌ترین فصل این سریال از دیدگاه نویسنده‌ی وبسایت کولایدر آغاز می‌کنیم و با بهترین فصل به پایان می‌بریم.

۱۱) فصل ۵

the walking dead tv series

این فصل که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد روایتگر داستان ورود ریک و سایر بازماندگان به الکساندریا است. در این فصل وقایع متعددی از جمله مرگ شوکه‌کننده‌ی بث و رستگاری کارول به تصویر کشیده می‌شود.

علاوه بر بث شخصیت‌های قدیمی و جدید زیادی در این فصل جان خود را از دست می‌دهند که از آن‌ها می‌توان به نوآ، تایریس، باب و خوآن اشاره کرد. همچنین در این فصل پدر گابریل نیز که بعدها به عضو بسیار مهمی از گروه تبدیل می‌شود به جمع ریک و دوستانش می‌پیوندد. در انتهای فصل شاهد تجدید دیدار ریک و همکار سابق وی، مورگان، هستیم که پس از مدت طولانی موفق به کنار آمدن با از دست دادن اعضای خانواده‌اش شده است.

۱۰) فصل ۳

the walking dead tv series

در این فصل شاهد حضور میشون در این سریال برای اولین‌بار و قدرت‌نمایی یکی از محبوب‌ترین آنتاگونیست‌های این سری یعنی گاورنر هستیم. این فصل که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد؛ این اولین فصل از این اثر بود که رده‌بندی TV-MA را دریافت کرد. این رده‌بندی بالاترین رده‌بندی سنی قابل دریافت در صنعت تلویزیون است.

همچنین در هشت قسمت اول حدود ۳۰۰ جسد انسان به تصویر کشیده شد که یکی از عواملی بود که منجر به دریافت عنوان لقب خشن‌ترین سریال سال ۲۰۱۲ توسط مجموعه‌ی The Walking Dead شد. در این فصل کارل و ریک یکی از تلخ‌ترین لحظات زندگی خود را هنگامی که کارل مجبور به شلیک به مادرش برای جلوگیری از تبدیل شدن به یکی زامبی می‌شود را تجربه می‌کنند.

۹) فصل ۹

the walking dead tv series

در این فصل هواداران با قهرمان محبوب خود یعنی ریک گرایمز دوست‌داشتنی خداحافظی می‌کنند. لحظه‌ی خداحافظی با ریک گرایمز، لحظه‌ی خاص و دشوار برای تمام هواداران و بینندگان این سری و همچنین تمام شخصیت‌های سریال The Walking Dead است.

در این فصل ریک گرایمز به شدت زخمی می‌شود و در نهایت توسط جیدیث نجات پیدا می‌کند؛ با این حال ریک دیگر در طول سریال اصلی فرصت بازگشت به گروه خود را پیدا نمی‌کند و دوستان وی فکر می‌کنند که وی کشته شده است. به جز ریک چند شخصیت دیگر از جمله تارا، انید و هنری نیز این اثر را ترک می‌کنند که سرنوشت آن‌ها برخلاف ریک اصلاً خوشایند نیست.

این فصل اولین فصلی است که داریل دیکسون در تمام قسمت‌های آن حضور دارد. همچنین با خلأ ایجاد شده پس از وقایع رخ داده برای ریک گرایمز شخصیت‌های متعددی تلاش می‌کنند تا جای وی را در گروه بگیرند. در این فصل همچنین چندی از شرورهای بدنام این سری یعنی آلفا، بتا و ویسپررها به بینندگان معرفی می‌شوند.

۸) فصل ۴

the walking dead tv series

چهارمین فصل سریال The Walking Dead در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. این فصل سه شخصیت محوری مهم یعنی رزیتا، یوجین و آبراهام را به بینندگان معرفی کرد. در این فصل دوستی عمیقی بین داریل و بث شکل گرفت و ریک و دوستانش با گروه خطرناک ترمینوس مواجه شدند.

شاید تلخ‌ترین لحظه‌ی این فصل برای هواداران لحظه‌ی کشته‌شدن هرشل به دست گاورنر باشد. در یکی دیگر از سکانس‌های پرتنش این فصل کارل از لیزی که به دلیل شیفتگی‌اش نسبت به قتل و زامبی‌ها در حال تبدیل شدن به شخصیت خطرناکی بود می‌خواهد که به گل‌ها نگاه کند و سپس به وی شلیک می‌کند.

۷) فصل ۱۱

the walking dead tv series

فصل ۱۱ طولانی‌ترین فصل سریال The Walking Dead با ۲۴ قسمت بود که به سه بخش تقسیم شده بود. در این فصل بینندگان شاهد مقابله‌ی داریل و سایر اعضای گروه با کامن‌ولث و رهبرشان، یعنی پاملا میلتون بودند. در این فصل رزیتا جان خود را از دست می‌دهد و فرزند جدید یوجین یعنی رزی، به دنیا می‌آید.

این فصل داستان بسیاری از شخصیت‌های این سری را به پایان می‌رساند و با اینکه هیچ‌گاه پاسخ مشخصی را برای بینندگان در مورد منشأ شروع پاندمی فراهم نمی‌کند؛ اما زمینه‌ساز اسپین‌آف‌های این سری از شخصیت‌های اصلی The Walking Dead می‌شود. همچنین نکته‌ی جالب توجه در مورد این فصل این است که فصل یازدهم تنها فصل سریال The Walking Dead است که به طور کامل با دوربین دیجیتالی فیلمبرداری شده است.

۶) فصل ۸

the walking dead tv series

نکته‌ی جالب توجه در مورد این فصل این است که قسمت آغازین فصل هشتم، صدمین قسمت از سریال The Walking Dead است. در فصل هشتم بینندگان شاهد جنگی تمام عیار میان میلیشیا به رهبری ریک گرایمز و سیویرز به رهبری نیگان هستند.

در این فصل بینندگان با شیوا و کارل خداحافظی می‌کنند. مرگ کارل یکی از لحظات غیرمنتظره و تلخ این سری برای هواداران است. او آخرین لحظات خود را در کنار پدرش و میشون سپری می‌کند و می‌گوید که به آینده‌ای روشن ایمان دارد و حتی اظهار امیدواری می‌کند که نیگان روزی به بخشی از جامعه‌ی آن‌ها تبدیل شود.

۵) فصل ۷

رتبه‌بندی تمام فصل‌های سریال The Walking Dead - گیمفا

سریال The Walking Dead پر از مرگ‌های تلخ و تراژیک است؛ اما شاید شوکه‌کننده‌ترین، غم‌انگیزترین و تلخ‌ترین مرگ این سری کشته‌شدن گلن به دستان نیگان است. در لحظه‌ای که بینندگان به همراه سایر شخصیت‌های این سریال اشک می‌ریختند؛ نیگان با بی‌رحمی کامل گلن را سلاخی کرد. در این سکانس علاوه بر گلن، آبراهام نیز به طور وحشیانه‌ای توسط نیگان به قتل می‌رسد.

فصل هفتم شامل حضور چندین شخصیت جدید در این سری است که از آن‌ها می‌توان به جری، شیوا و جیدیس اشاره کرد. از دیگر سکانس‌های مهم این فصل می‌توان به تلاش ناکام ساشا برای کشتن نیگان اشاره کرد.

۴) فصل ۲

the walking dead tv series

این فصل با تیر خوردن کارل و آشنایی ریک و گروهش با خانواده‌ی گرین آغاز می‌شود. در این فصل پیچش‌های داستانی بسیار جذابی رخ می‌دهد که از مهم‌ترین آن‌ها گام گذاشتن شین، نزدیک‌ترین دوست ریک در مسیر تباهی است؛ اتفاقی که در نهایت به یک دوئل اجتناب‌ناپذیر مابین آنان منجر می‌شود.

در این فصل رابطه‌ی عاشقانه‌ بین مگی و گلن آغاز می‌شود و کارول از سرنوشت تلخ دختر گمشده‌اش که در نهایت به یک زامبی تبدیل شده است آگاه می‎‌شود.

۳) فصل ۱۰

the walking dead tv series

در این فصل بینندگان شاهد اتحادی غیرمنتظره میان نیگان و داریل برای از میان بردن آلفا، بتا و ویسپررها هستند. از دیگر اتفاقات غیرمنتظره و مهم این فصل می‌توان به بازگشت مگی اشاره کرد. فصل ده از جهتی جزو خاص‌ترین فصول سریال The Walking Dead است. شش قسمت پایانی این فصل هرکدام بر روی شخصیت‌هایی جدا متمرکز هستند و داستان آنان را به طور مستقل روایت می‌کنند.

یکی از این قسمت‌ها بر رابطه‌ی داریل و کارول و فراز و نشیب دوستی آنان را به تصویر می‌کشد؛ در حالیکه قسمت بیستم از دست دادن تعادل روانی پرنسس را نشان می‌دهد؛ اما مهم‌ترین و خاص‌ترین قسمت این فصل، قسمت پایانی آن است که روایت‌گر داستان گذشته‌‌ی نیگان اسمیت و اتفاقات مهم زندگی وی شامل مرگ همسرش و نحوه‌ی تکامل وی به یک شرور تمام عیار است.

۲) فصل ۶

the walking dead tv series

از تأثیرگذارترین سکانس‌های این فصل می‌توان به سکانسی اشاره کرد که در طی آن جسی جسم خود را پس از اینکه کوچک‌ترین فرزند خود را از دست می‌دهد تسلیم زامبی‌ها می‌کند. همچنین در دوئلی میان کارل و ران، کارل یک چشم خود را از دست می‌دهد.

با این حال فصل ششم The Walking Dead همواره در ذهن بینندگان بیش‌تر برای یک چیز حک شده است و آن هم معرفی مشهورترین و مخوف‌ترین آنتاگونیست این سری، یعنی نیگان اسمیت در یاد بینندگان خواهد ماند. زمانی که وی در قسمت آخر این فصل در حال تصمیم‌گیری برای کشتن چند تن از اعضای گروه ریک است.

۱) فصل ۱

the walking dead tv series

این فصل کوتاه‌ترین فصل سریال The Walking Dead و تنها فصلی است که هیچ شخصیت محوری در آن کشته نمی‌شود؛ اما با این حال در نگاه بسیاری از هواداران و منتقدان این فصل بهترین فصل این اثر و آغازی بسیار زیبا برای اقتباس تلویزیونی سری کمیک‌های رابرت کرکمن است. این فصل ملغمه‌ای جذاب از وحشت، اکشن، اضطراب و عشق است که منجر به خلق یکی از محبوب‌ترین سریال‌های تلویزیونی و به شهرت رسیدن بسیاری از ستارگان آن شد.

منبع: کولایدر

برچسب‌ها:, , , , ,

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم

در قسمت دوم و پایانی معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند، به سراغ شخصیت‌های منحصر به فردی خواهیم رفت که خباثت‌هایشان می‌تواند منطقی جلوه نماید.

در سری مقالاتی جذاب و خواندنی به سراغ شرورهای مشهور دنیای سینما و تلویزیون رفته و نگاهی به پیشینه و اهداف شرورانه آن‍ها داشتیم تا جنبه متفاوت آن‌ها را مورد کنکاش قرار داده و ببینیم که پشت خلق و خوی خبیثانه‌شان، دلایلی نهفته است که چه بسا می‌تواند منطقی جلوه کرده و مخاطب را با خود همراه نماید. قسمت نخست این مقاله را می‌تواند در اینجا مطالعه نمایید.

حال در قسمت دوم و پایانی به سراغ ۱۵ شخصیت نهایی رفته‌ایم که هر یک شاید دست به کشتارهای بی‌رحمانه‌ای زده باشند و قهرمان/قهرمانان داستان خود را بارها و بارها با چالش‌های وحشتناکی روبرو کرده باشند اما در پس تمام این شرارت‌ها و خباثت‌ها شاهد مرد یا زن دردمندی بوده‌ایم که شاید اگر درک شده و فرصتی در اختیارشان قرار داده می‌شد، به چنین وضعی دچار نگشته و مسیر شرارت را در پیش نمی‌گرفتند. پس در ادامه با ما همراه باشید تا ادامه “معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند” را با یکدیگر مرور نماییم.

۱۵. شرور

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

جادوگر شهر از یکی از به یاد ماندنی‌ترین روایت‌هایی ژانر فانتزی محسوب می‌شود که از شخصیتی خبیث به نام شرور بهره برده است.

کسی که اگرچه در نگاه اول می‌تواند وحشتناک و غیرقابل تحمل جلوه نماید اما آثاری نظیر Wicked: Part One و Oz: The Great and Powerful ساخته شده‌اند تا سرگذشت زندگی شرور و تبدیل شدن وی به چنین جادوگر بی‌رحمی را درک نماییم. دوروتی کسی بود که خواهر وی را به وسیله خانه‌اش له کرد و غم و ناراحتی چنین فقدانی توسط اطرافیان شرور مورد توجه قرار نگرفت. طبیعی است که او به واسطه مرگ خواهرش و همچنین نادیده گرفتن شدن، قدم در مسیر کینه جویی برداشته و خود را شرور خطاب کند.

۱۴. ژنرال تادئوس «تاندربولت» ای. راس

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

زمانی که در فیلم هالک شگفت انگیز شاهد معرفی شخصیت تاندربولت بودیم، صرفا پدری به تصویر کشیده شد که از سر دلسوزی برای دخترش حاضر شد تا به رویارویی تمام عیار علیه غول سبز رنگ رفته و در نهایت نیز با او متحد شود.

با این حال فیلم Captain America: Civil War در اقدامی جذاب سعی کرد تا جلوه خبیثی از تاندربولت را به معرض نمایش بگذارد. ماموریت گروهی از قهرمانان مارول به مرگ عده کثیری از مردم بی‌گناه منجر شده بود و تاندربولت به نمایندگی از دولت ایالات متحده آمریکا وارد میدان شد تا با تحت فشار قرار دادن و حتی اعمال زور، چنین قهرمانانی را زیر نظر بگیرد؛ مسئله‌ای که ۲ دستگی میان قهرمانان ایجاد کرد و تونی استارک و استیو راجرز را رو در روی یکدیگر قرار داد. قاعدتاً کوتاهی در انجام ماموریت و رقم زدن مرگ شهروندان عادی، بدون مجازات نبوده و تاندربولت حق داشته که از قدرت و نفوذ خود برای کنترل قهرمانان استفاده نماید و کسی که در برابر قانون ایستادگی نماید، حتی اگر کاپیتان آمریکا باشد، تحت مجازات قرار خواهد گرفت. رویکردی که شاید سوء استفاده‌گرانه تلقی گردد اما از دید ژنرال نمادین MCU منطقی جلوه کرده است.

۱۳. ماکسیموس

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

یکی از مورد انتطارترین پروژه‌های دنیای سینمایی مارول که به شکل تأسف‌باری نادیده گرفته شد و پتانسیل‌هایش دور ریخته شد، سریال Inhumans نام داشته است.

سریالی که با وجود تمام ایرادات و کاستی‌هایش، از شروری دوست داشتنی بهره می‌برد. ماکسیموس کسی بود که دلایل شرارت‌هایش در قسمت نهایی موجه گشت و مخاطب را در بهت و حیرت فرو برد. زیرا در نهایت متوجه شدیم او تمام سعی و تلاش خود را به کار گرفته بود تا رژیمی فاسد که ارزشی برای ناانسان‌ها قائل نبود را به زیر کشیده و جامعه‌ای برابر و امن را برای مردمانش پدید بیاورد. رویکردی که توسط برادرش مورد توجه قرار نگرفت و ماکسیموس برای تحقق آن چاره‌ای جز روی آوردن به متدهای خشن و بی‌رحمانه نداشت.

۱۲. مرد شیشه‌ای/الیجاه پرایس

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

۳ گانه ابرقهرمانی ام. نایت شامالان شاید که با Glass سال ۲۰۱۹ میلادی به شکل فاجعه باری پایان یافت اما نمی‌توان ارزش‌های فیلم‌های Unbreakable و Split را نادیده گرفت.

دنیایی منحصر به فرد که در آن با شخصیتی به نام مرد شیشه‌ای/الیجاه پرایس آشنا می‌شویم که اگرچه استخوان‌های شکننده‌ای دارد اما از هوشی غیرقابل تصور بهره می‌برد که ضعف‌هایش را جبران کرده است. مردی که سعی داشت تا موجودیت انسان‌هایی با قدرت‌های فرابشری را در جامعه به معرض نمایش گذاشته و در این راه هیچ ابایی از به راه انداختن کشتار و مرگ و میر نداشت و حتی عین آب خوردن باقی همتایانش همچون دیوید دان را بارها و بارها در خطر مرگ قرار داده و در فیلم Unbreakable می‌بینیم که یک قطار را با سرنشینانش به کام مرگ فرستاده تا حرف خود را به کرسی نشانده و قدرت‌های دیوید دان را به چالش بکشد.

۱۱. جوکر

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

جوکر شخصیت نمادینی از دنیای کمیک به شمار می‌رود که به شیوه‌های مختلفی در مدیوم‌های سرگرمی به تصویر کشیده و در این مقاله به سراغ جلوه‌ای از آن می‌رویم که توسط هیث لجر فقید نقش آفرینی شده است.

جوکر فیلم The Dark Knight شخصیتی آنارشیست و نابودگر بود که به عنوان نقطه مقابل بتمن، سعی داشت تا فساد در جامعه و روی تاریک انسان‌ها را به معرض نمایش گذاشته که نمونه بارز این مسئله را می‌توان در یکی از دیالوگ‌های نمادین وی شاهد بود؛ جایی که اعلام می‌کند مردم در صورت شرایط بحرانی می‌توانند به جان یکدیگر افتاده و هرج و مرجی دیوانه‌وار را رقم بزنند. جوکر هیث لجر آمده بود تا نشان دهد که قانونمندی جوامع به تار مویی بند است که عین آب خوردن می‌تواند در هم شکسته و جهنمی به راه اندازد که حتی اصول اخلاقی بتمن نیز می‌تواند به چالش کشیده شود.

۱۰. کایسیلوس

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

شخصیت کایسیلوس در فیلم Doctor Strange شاید که یکی از به یاد ماندنی‌ترین شرورهای دنیای سینمایی مارول نباید اما اگر اهداف او را مورد کنکاش قرار دهیم، می‌تواند قابل درک جلوه نماید.

کایسیلوس شاگرد سابق انشنت وان بود که همسر و فرزند خود را در یک تراژدی از دست داده و در نتیجه به دنبال فراگیری سحر و جادو برآمد تا بتواند به مقابله با مفهوم مرگ بپردازد؛ رویکردی که انشنت وان مخالف آن بود و کایسیلوس را بابت پیروی از چنین مسیری سرزنش می‌کرد. با این حال کایسیلوس متوجه شد که استادش برخلاف تمام ادعاهایش از جادوی سیاه بهره گرفته تا بتواند به جاودانگی دست پیدا نماید. اگرچه که اتحاد با دورمامو امری غیرقابل بخشش به شمار می‌رود اما دروغگویی انشنت وان و ممنوع کردن جادویی که خود از آن بهره می‌گرفت، مسبب خشم و کینه شدید کایسیلوس شد که می‌تواند اعمال خبیثانه وی را منطقی جلوه دهد.

۹. گور قصاب خدایان

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

اگرچه که به لطف ابتذال تایکا وایتیتی، کریستین بیل فرصت چندانی برای عرض اندام در فیلم شکست خورده Thor: God of Thunder پیدا نکرد اما شخصیت او می‌تواند هر مخاطبی را تحت تاثیر قرار دهد.

گور قصاب خدایان در دنیایی نابود شده چشم به جهان گشود و زندگی سراسر درد و رنج را تحمل کرد و تمام روزهای سختش را با دعا در نزد خدایان سپری می‌نمود به امید اینکه آن‌ها به کمک او آمده و نجاتش دهند. با این حال متوجه شد که خدایان تنها و تنها به خوشگذرانی مشغول بوده و اساساً مردم عادی پشیزی برایشان ارزش ندارند. مسئله‌ای که خشم گور را برانگیخت و قسم خورد تا تمام خدایان جهان را نابود نماید؛ تصمیمی که او را در برابر ثور، خدای رعد قرار داد. اگر منطقی به قضیه نگاه کنیم، گور به هیچ عنوان نمی‌تواند خبیث در نظر گرفته شود، زیرا او توسط خدایانی خودخواه و خوشگذران نادیده گرفته شده است.

۸. کوبا

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

۳ گانه اخیر سیاره میمون‌ها یکی از برترین فیلم‌های علمی تخیلی حال حاضر سینما به شمار می‌رود که در فیلم دوم یعنی Dawn of the Planet of the Apes اوج داستان‌سرایی خود را به کار گرفته است.

در فیلم نخست با میمون جهش یافته‌ای به نام کوبا آشنا می‌شویم که تحت آزمایش‌های بی‌رحمانه انسان‌ها قرار گرفته و به مانند یک موش آزمایشگاهی تمام زندگی‌اش را در یک سلول به تنهایی و انزوا سپری کرده است. آزادی میمون‌ها به رهبری سزار و قدرت گرفتن آن‌ها سبب می‌شود تا کوبا فرصتی برای انتقام گیری پیدا کرده و با رقم زدن یک توطئه مرگ سزار را به دست انسان‌ها جعل نماید تا باقی میمون‌ها را برای جنگ ترغیب نماید. او اعتقاد داشت که هیچگاه میان میمون و انسان صلحی رقم نخواهد خورد و می‌بایست قبل از قدرت گرفتن مجدد بشریت، جنگ را شروع کرد و میمون‌ها را از نابودی حتمی نجات داد. رویکردی که اگرچه سزار آن را متوقف کرد اما در فیلم War for the Planet of the Apes برای همگان ثابت شد که کوبا حقیقت را می‌گفت؛ اگرچه هدف کوبا با بی‌رحمی و انتقام جویی گره خورده بود.

۷. استلا میلر/کروئلا دِ ویل

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

صد و یک سگ خالدار یکی از داستان‌های محبوب و کلاسیک به شمار می‌رود که میزبان حضور شرور نمادینی به نام کروئلا بوده است. شخصیتی که به لطف فیلم پیش درآمد Cruella توانستیم تا با گذشته تیره و تاریک او آشنا شویم.

در این فیلم با دختر معصومی به نام آسترا میلر آشنا می‌شویم که در کودکی مادرش با بی‌رحمی کشته شده و زندگی‌اش زیر سایه مادربزرگ خبیثش به نام بارونس فون هلمن به تباهی کشیده شده است. زن طراح فشن و مدی که اجازه نفس کشیدن به زیردستانش را نداده و استلا میلر برای گرفتن انتقام خون مادرش در مسیری رویارویی با وی قدم گذاشته که ناخواسته خود نیز تبدیل به یک شرور می‌شود. شاید اگر مادرش کشته نمی‌شد، بارونس فون هلمن او را تحقیر نمی‌کرد و می‌توانست زندگی عادی و ساده‌ای داشته باشد، آسترا میلر هیچگاه به کروئلا د ویل تبدیل نمی‌شد که برای دزدیدن سگ‌های خالدار دست به اعمالی شرورانه و بی‌رحمانه بزند.

۶. افسونگر

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

بله درست است، Suicide Squad یکی از بدترین فیلم‌های دی‌سی به شمار می‌رود که از شروری کلیشه‌ای و فراموش شدنی به نام افسونگر بهره برده است.

روایت داستان این فیلم به گونه‌ای رقم خورده که هیچکس را نمی‌توان خوب و بد مطلق خطاب کرد. با این حال جون مون غم انگیزترین شخصیت Suicide Squad به شمار می‌رود که ناخواسته روح افسونگر قدرتمند در بدن وی دمیده شده و به زنی نابودگر تبدیل می‌شود. زنی که بازیچه دست آماندا والر قرار گرفته و نه تنها قلب وی را از بدنش بیرون کشیده و آن را تصاحب می‌کند، بلکه از آن برای شکنجه افسونگر استفاده کرده تا او را برای تحقق اهدافش مورد استفاده قرار بگیرد. اینجاست که افسونگر به سیم آخر زده و برای نابودی آماندا والر و تصاحب قلبش، یک شهر را به ویرانه کامل تبدیل میکند. قاعدتا اگر شما هم جای او باشید، به چنین رفتاری روی آورده و یک هرج و مرجی کامل به راه می‌اندازید.

۵. گروه ایلومیناتی

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

در رتبه پنجم به سراغ دنیای کمیک رفته و رویارویی هالک با گروه ایلومیناتی را بررسی می‌کنیم که پیش از رویداد Civil War و World War Hulk رقم خورده است. اساساً این گروه به هیچ عنوان شرور تلقی نشده و تنها برخی از اعمال آن‌ها می‌تواند مفهومی خبیثانه داشته باشد.

هالک موجودی غیرقابل کنترل و ویرانگر به شمار می‌رود که بارها و بارها در جریان درگیری با دشمنانش، مسبب مرگ هزاران انسان بی‌گناه شده است. مسئله‌ای که در اقدامی بحث برانگیز گروه ایلومیناتی را مجبور کرد تا هالک را به فضا و سیاره‌ای دور افتاده تبعید نمایند. تصمیمی که نیمور مخالف آن بود و احتمال وقایع ویرانگرتری را می‌داد که در نهایت در جریان داستان World War Hulk به وقوع پیوست. شاید که در نگاه اول نقشه ایلومیناتی بی‌رحمانه به نظر برسد ولی تصور کنید که اگر هالک بر روی زمین در حین رویداد Civil War باقی می‌ماند، چه تراژدی وحشتناکی رقم می‌خورد. نبرد ابرقهرمانان در این رویداد به خودی خود دیوانه‌وار جلوه کرده است و حال حضور هالک در سمت هر یک از جناحین می‌توانست یک نسل کشی را برای تمام ابرقهرمانان جهان به همراه داشته باشد.

۴. ماشین‌ها

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

در نگاه اول ماشین‌ها به عنوان دشمن شماره یک قهرمانان فرنچایز ماتریکس به شمار می‌روند که بشریت را به بردگی گرفته و آن‌ها را به دنیای متفاوتی برده تا از بدن‌هایشان انرژی مورد نیاز برای بقای خود را تامین نمایند.

نئو، مورفئوس و باقی متحدانشان سعی دارند تا به شیوه‌های مختلف بر علیه ماشین‌ها قیام کرده و بشریت را نجات دهند. با این حال اگر که انیمیشن Animatrix را مشاهده کرده باشید، متوجه خواهید شد که شرور اصلی فرنچایز ماتریکس خود انسان‌ها بوده‌اند. انسان‌هایی که ماشین‌ها را خلق کرده و آن‌ها را به بردگی گرفتند. ماشین‌هایی که اگرچه در ابتدا به شکلی مسالمت آمیز خواستار زندگی صلح آمیزی کنار انسان‌ها بودند اما جاه‌طلبی و بی‌رحمی بشر مانع این امر شد و چاره‌ای جز آغاز جنگ برای بقا را پیش روی ماشین‌ها نگذاشت. اساسا بین ماشین‌ها و انسان‌ها سناریویی رقم خورد که تنها یکی می‌توانست باقی بماند و ماشین‌ها با ایجاد دنیای ماتریکس نه تنها بقای خود را تضمین کردند، بلکه به نوعی شاید حتی دلرحمانه به بشریت نیز در ازای تأمین انرژی مورد نیازشان، فرصت زنده ماندن دادند.

۳. آناکین اسکای‌واکر/دارث ویدر

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

یکی از قدیمی‌ترین، محبوب‌ترین و بزرگترین فرنچایزهای تاریخ دنیای سرگرمی به جنگ ستارگان مربوط می‌شود که حتی اگر طرفدارش نباشید، برای یکبار هم که شده نام دارث ویدر به گوشتان خورده است.

شرور نمادین فرنچایز جنگ ستارگان که در پروژه‌های مختلفی حضور پیدا کرده و وقایعی ماندگار و چه بسا دلهره آور را رقم زده است. مردی که در اصل از نام آناکین اسکای‌واکر برخوردار بوده و به نوعی حکم منجی کهکشانی را داشته که پیروزی خیر بر شر را می‌بایست به ارمغان می‌آورد. با این حال وقایعی رقم خورد که این پیشگویی نتیجه عکس داد و آناکین اسکای‌واکر با پیوستن به سمت تاریکی، تبدیل به دارث ویدر شد. در حالی که عطش برای قدرت و بی‌عرضگی شورای جدای تاثیر قابل توجهی بر خباثت آناکین داشت اما مهمترین عامل به پدمه آمیدالا مربوط می‌شد. معشوقه آناکین که دیوانه‌وار مورد علاقه وی بود و دارث سیدیوس از این عشق بی حد و اندازه بهره گرفت تا ذهن آناکین را شست و شو داده و شرایط را برای تبدیل وی به دارث ویدر مهیا نمیاد. به صورت کلی دارث ویدر یکی از تراژیک‌ترین شخصیت پردازی های تمام دوران را برخوردار می‌باشد.

۲. اسکرین‌اسلیور

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

انیمیشن Incredibles 2 میزبان شرور دیگری به نام اسکرین‌اسلیور می‌باشد که وقایعی تاثیرگذار را رقم زده و مفهوم ابرقهرمانی را در نزد مردم به چالش می‌کشد.

آیا تا به حال تصور کرده‌اید که اگر ابرقهرمانان از قدرت هایشان سوء استفاده نمایند، چه اتفاقی رقم می‌خورد؟ سوالی که مجموعه تلویزیونی The Boys به آن پاسخ داده است. اسکرین‌اسلیور نیز سعی داشت تا با رقم زدن سلسله‌ای از وقایع خبیثانه، به مردم جهان بفهماند که ابرقهرمانان صرفاً فرشتگان نازل شده از آسمان نبوده و می‌توانند به اعمالی دست بزنند که مرگ انسان‌های بی‌گناه را در پی داشته باشد. رویکردی که اگرچه خانواده‌ای قهرمانی پیکسار را حسابی به چالش کشیده و زندگی‌شان را تا مرز فروپاشی پیش می‌برد اما دست بر روی موضوع قابل تاملی می‌گذارد که می‌تواند رفتارها و اهدافش را منطقی جلوه دهد.

۱. اریک ماگنوس لنشر/مگنیتو

معرفی شرورانی که اهدافی غیرشرورانه داشتند | قسمت دوم - گیمفا

در نهایت نوبت به رتبه نخست این مقاله رسیده تا با نقطه مقابل پروفسور ایکس یعنی مگنیتو از دنیای مارول روبرو شویم؛ رهبری که ایدئولوژی‌اش می‌تواند هر مخاطبی را تحت تاثیر قرار دهد.

او در دوران نوجوانی تراژدی هولوکاست را پشت سر گذاشت و شاهد مرگ عزیزترین فرد زندگی‌ یعنی مادرش بود. مگنیتو شاهد بشریتی بود که از ترس و جاه‌طلبی دست به نابودی دیگران می‌زد و ابایی از به راه انداختن یک کشتار در سطح وسیع نداشت. مسئله‌ای که روح و روان وی را آزار می‌داد و با پیدا شدن سر و کله قدرت‌های فرابشری تصمیم گرفت تا از جهش یافته‌‌ها در برابر هر تهدیدی مخصوصا انسان‌ها محافظت کرده و از رقم خوردن هولوکاستی دیگر این بار بر علیه جهش یافته‌ها به هر قیمتی جلوگیری نماید. برخلاف پروفسور ایکس که با منطق و دیپلماسی سعی در ایجاد صلح بین انسان‌ها و جهش یافته‌ها دارد، مگنیتو به سبب تجربیات تلخ دوران نوجوانی، به رویکردی خشن و بی‌رحمانه روی آورده که جلوه قابل درکی داشته است. قاعدتا شما هم اگر شاهد مرگ عزیزانتان بوده باشید، هیچگاه نمی‌توانید در مواجه با عاملین چنین قضایایی، آرامش و دیپلماسی را در پیش بگیرید.


منبع: CBR

برچسب‌ها:, , , , , , ,

رتبه بندی ۱۰ شخصیت قدرتمند در دنیای انیمه

در مقاله امروز به سراغ ۱۰ شخصیت متفاوت دنیای انیمه رفته و آن‌ها را به لحاظ قدرت و توانایی رتبه بندی نموده‌ایم که می‌تواند شما را شگفت‌زده نماید.

مفهوم “قدرت” در دنیای انیمه به شیوه‌های مختلفی به تصویر کشیده شده و در این مدیوم شخصیت‌های منحصر به فرد و متفاوتی نسبت به باقی مدیوم‌های سرگرمی حامل چنین قدرتی بوده‌اند که وقایعی حماسی، به یاد ماندنی و جذاب را به ارمغان آورده‌اند. اساساً شخصیت‌های قدرتمند به حدی در دنیای انیمه گسترده هستند که به معنای واقعی کلمه نمی‌توان توانمندترین آن‌ها را برگزید؛ زیرا هر کدام بسته به دنیای خود و شیوه روایت داستان قدرت‌های متغیری داشته و ملاک‌های خاصی نیز برای گزینش هر کدام وجود داشته است.

همچنان باید اشاره کنیم که تاکنون مقالات متعددی با محوریت قدرتمندترین شخصیت‌های دنیای انیمه در وبسایت گیمرسه برای شما به ارمغان آورده شده که اکثراً نام‌هایی آشنا و محبوب را رتبه بندی کرده‌ایم. حال در مقاله امروز به سراغ رتبه بندی کمی منحصر به فردتر رفته و این بار کولایدر شخصیت‌هایی را لحاظ کرده که شاید نام آن‌ها را کمتر شنیده باشید. البته که همچنان شخصیت‌هایی حضور دارند که از شهرت و محبوبیت قابل توجهی برخوردار بوده و چه بسا در مقالات پیشین نیز حضور داشته‌اند.

۱۰. گوهان از انیمه Dragon Ball

رتبه بندی ۱۰ شخصیت قدرتمند در دنیای انیمه - گیمفا

در حالی که هر جا نامی از انیمه و فرنچایز Dragon Ball آورده شود، توجهات به سمت گوکو جلب خواهد شد، این بار به سراغ فرزند او به نام گوهان رفته‌ایم که به عنوان قدرتمندترین موجود فانی دنیای اژدها شناخته شده است.

نخستین نمایش هیولاهاوارانه گوهان به انیمه سینمایی Dragon Ball Super: Super Hero در سال ۲۰۲۲ میلادی مربوط می‌شود که قدرت‌های دیوانه‌وار او در فرم و حالت جدیدی به معرض نمایش گذاشته شد تا حدی که بنا به عقیده بسیاری از طرفداران فرنچایز دراگون بال، او حتی از گوکو و وجتا نیز فراتر ظاهر شد و قدرتی شگفت انگیز را به معرض نمایش گذاشت. اگر چنین نمایشی برای متقاعد کردن شما کافی نبوده، باید به سراغ خالق فقید این فرنچایز یعنی آکیرا توریاما برویم که پیش از مرگ اظهار داشت Beast Gohan قدرتمندترین شخصیت فانی دنیای خلق شده توسط وی لقب گرفته است. البته که کلیت دنیای دراگون بال همیشه در حال تغییر و تحول بوده و هیچ شخصیتی به شکل ثابت و همیشگی از چنین جایگاهی برخوردار نبوده است.

۹. آکیرا از انیمه Akira

رتبه بندی ۱۰ شخصیت قدرتمند در دنیای انیمه - گیمفا

میزان سنجش قدرت یک شخصیت همیشه بستگی به توانایی‌های فیزیکی و جسمانی نداشته و در بسیاری از موارد، فردی با توانایی‌های ذهنی می‌تواند مفهوم قدرت را به شکل بهتر و جذاب‌تری به معرض نمایش بگذارد. مسئله‌ای که در رتبه نهم ما را با شخصیت آکیرا از انیمه‌ای به همین نام آشنا می‌کند.

آکیرا جزو یکی از دست کم گرفته شده‌ترین شخصیت‌های دنیای انیمه به شمار می‌رود که به طرز عجیب و ناعادلانه‌ای توانایی‌هایش نادیده گرفته شده است. آکیرایی که به معنای واقعی کلمه می‌توان از او به عنوان قدرتمندترین شخصیت با توانایی‌های ذهنی در دنیای انیمه نام برد که عین آب خوردن می‌تواند شهر توکیو با جمعیتی چندین میلیون نفری را با خاک یکسان نماید. او در انیمه Akira عملاً توانایی‌هایی در حد و اندازه یک خدا دارد به گونه‌ای که به هیچ زمان و مکانی محدود نبوده و می‌تواند در کسری از ثانیه، در همه جا حضور داشته باشد و زمین و زمان را به آشوب بکشاند.

۸. مانکی دی. لوفی از انیمه One Piece

رتبه بندی ۱۰ شخصیت قدرتمند در دنیای انیمه - گیمفا

انیمه One Piece با بیش از ۱۰۰۰ قسمت نه تنها طولانی‌ترین مجموعه مدیوم خود محسوب می‌شود، بلکه به لطف ساخته شدن لایو اکشن آن توسط کمپانی نتفلیکس، بیش از پیش محبوبیت پیدا کرده تا بتوانیم با شخصیت مانکی دی. لوفی آشنا شویم.

قهرمان نمادین و کله شق انیمه One Piece که اگرچه از ظاهری گول‌زننده و احمق برخوردار می‌باشد اما به هیچ عنوان توانایی و قدرت‌های وی را دست کم نباید گرفت. پسرکی که نه تنها می‌تواند به مانند لاستیک اعضای بدن خود را کش و قوس دهد، که به واسطه آن از گزند هرگونه تهدید الکتریسیته و سمی در امان بوده است، بلکه می‌تواند توانایی فیزیکی خود را نیز بهبود بخشیده و دشمنانش را غافلگیر نماید. مانکی دی. لوفی همچنین پس از مرگ ظاهری و بازگشت به زندگی، از توانایی خاصی برخوردار می‌باشد که توسط میوه اهریمنی فعال شده و قدرتی خدامانند به وی اعطا می‌کند که به واسطه آن می‌تواند با آزادی عمل کامل وارد میدان مبارزه شده و هر کسی و هر چیزی را با خاک یکسان نماید.

۷. سایتاما از انیمه One Punch Man

رتبه بندی ۱۰ شخصیت قدرتمند در دنیای انیمه - گیمفا

امکان ندارد مقاله‌ای با محوریت قدرتمندترین شخصیت‌های دنیای انیمه تهیه شود و نامی از قهرمان اصلی One Punch Man یعنی سایتاما به میان آورده نشود. مردی که قدرت‌های او بی‌حد و اندازه توصیف شده و اساساً به حدی غیرقابل توقف در نظر گرفته شده که روایت انیمه‌اش حالتی کمدی به خود گرفته است.

اگر به عنوان یکی از طرفداران سایتاما حالتی انتقاد آمیز به خود گرفته و از بابت جایگاه و رتبه وی ناراضی هستید، باید عرض نماییم که هیچ شک و شبهه‌ای در قدرت و توانایی‌های او نبوده و تنها به این دلیل جایگاه هفتم به وی اختصاص داده شده تا فرصتی برای خودنمایی شخصیت‌های دیگر دنیای انیمه مهیا شود. در حالی که قدرت نمادین سایتاما، مشت ویرانگر وی توصیف شده اما از توانایی‌های دیگری نیز برخوردار می‌باشد که می‌تواند مسافتی طولانی را در کسری از ثانیه طی نموده، با مشت‌های خود امواج انرژی را شکل داده که می‌تواند یک کوه را به طور کامل تخریب کرده و در برابر هر ضربه و مشتی از سوی دشمنانش، کمترین آسیب ممکن را متحمل شود. باید دید که در فصل سوم انیمه One Punch Man کسی می‌تواند قدرت‌های وی را به چالش کشیده و برای یک بار هم که شده به عنوان یک تهدید ظاهر شود یا خیر!

۶. گرند مینیستر در انیمه Dragon Ball Super

رتبه بندی ۱۰ شخصیت قدرتمند در دنیای انیمه - گیمفا

همانگونه که در ابتدا ذکر کردیم، محتوای این مقاله درصدد معرفی شخصیت‌های قدرتمندی از انیمه می‌باشد که کمتر فرصتی برای خودنمایی پیدا کرده‌اند. مسئله‌ای که در رتبه ششم موجب شده تا به سراغ گرند مینیستر از مجموعه Dragon Ball Super برویم.

یکی از قدرتمندترین موجودات معرفی شده در فرنچایز دراگون بال که اگرچه به صورت فیزیکی با کسی به مبارزه نپرداخته اما با قاطعیت می‌توان گفت که پتانسیل به چالش کشیدن هر کسی را دارا بوده تا حدی که موجبات ترس و وحشت هرگونه خدامانند و موجود دیگری را فراهم کرده است. اگر برایتان سوال بوده گرند مینیستر از چه قدرت‌هایی بهره می‌برد، باید به شما بگوییم که از راه دور می‌تواند هر چیزی که تجسم کرده را به صورت فیزیکی از هستی ساقط کرده و او را عملاً حذف نماید. قدرتی بسیار خطرناک و کابوس‌وارانه که هر موجودی در گوشه و کنار دنیای دراگون بال را در خطر نابودی کامل قرار داده است.

۵. نئو کوئین سرنیتی از انیمه Sailor Moon

رتبه بندی ۱۰ شخصیت قدرتمند در دنیای انیمه - گیمفا

یکی از بهترین فرنچایزهای دنیای انیمه Sailor Moon نام دارد که علی‌رغم جذابیت‌های فراوان، به طرز عجیبی در میان مخاطبین ایرانی نادیده گرفته شده است. انیمه‌ای که میزبان حضور شخصیت بسیار قدرتمندی تحت عنوان نئو کوئین سرنیتی بوده است.

شخصیتی متعلق به قرن ۳۰ که با پادشاه اندیمیون ازدواج کرده و صاحب فرزندی به نام اسمال لیدی می‌باشد و وظیفه کنترل و سلطنت بر سرزمین کریستال توکیو را بر عهده داشته است. نکته جالب ماجرا اینجاست که در دنیای Sailor Moon ما شاهد حضور ۲ نئو کوئین سرنیتی هستیم که یکی در قرن جاری و دیگری در آینده‌ای بسیار دور به زندگی پرداخته و در کمال تعجب، قدرت و توانایی‌های آن‌ها هیچ شباهتی به یکدیگر نداشته و نسخه آینده به حدی قدرتمندتر ظاهر شده که عین آب خوردن می‌تواند از گنج بسیار ارزشمند و قدرتمندی همچون کریستال نقره استفاده نماید. نسخه قرن ۳۰ نئو کوئین سرنیتی می‌تواند اشیاء جادویی قوی و تخریبگری را ایجاد کرده و به شیوه‌های گوناگون از آن‌ها استفاده نماید. او همچنین بدون آن که ذره‌ای خسته شود، می‌تواند جمعیت کثیری در حد و اندازه کل ساکنین شهر توکیو را از مرگ نجات داده و آن‌ها را احیا نماید و به همین منظور نیز تمام سعی خود را به کار گرفته تا مردم عادی را از هر گونه خطر و تهدیدی در امان نگه داشته و اساساً ویژگی جاودانگی را به آن‌ها اعطا نماید.

۴. یوهاباخ از انیمه Bleach

رتبه بندی ۱۰ شخصیت قدرتمند در دنیای انیمه - گیمفا

مجموعه Bleach به عنوان یکی از آثار نمادین دنیای انیمه میزبان حضور شخصیت‌های بسیار قدرتمندی همچون آیزن ساما و ایچیگو کوروساکی بوده است. با این حال نباید خبیث اصلی سری Bleach: Thousand-Year Blood War را فراموش کرد که یوهاباخ نام داشته است.

امپراتور واندنریچ و رهبر بی‌رحم کویینسی‌ها که به تنهایی می‌تواند بزرگترین تهدید سرزمین مردگان در نظر گرفته شود. یوهاباخ از همان ثانیه‌های نخست حضور خود نشان داده که حریفی غیرقابل مهار و بسیار باهوش به شمار می‌رود که در گذشته برخی از قدرتمندترین مبارزین شینیگامی با یکدیگر متحد شدند تا بتوانند تهدید وی را خنثی کرده و برای هزاران سال از خطر نابودی، او را به خواب فرو ببرند. با این حال در سری Bleach: Thousand-Year Blood War قدرتمندتر از همیشه بازگشته و به حدی خطرناک جلوه کرده که ارتش شینیگامی‌ها و شاخه نظامی قدرتمند دنیای ارواح یعنی گوتی ۱۳ را در کمال حقارت، به خاک و خون کشیده است. از جمله توانایی‌های شگفت انگیز یوهاباخ می‌توان به دستکاری واقعیت، تغییر سرنوشت و بروز انرژی مخرب اشاره کرد که می‌تواند یک شهر کامل را با خاک یکسان نماید و می‌توان گفت که امپراتور واندنریچ هر کاری که دلش بخواهد را می‌تواند انجام دهد، آن هم بدون آن که ذره‌ای خستگی و کاستی انرژی را متحمل شود.

۳. مادوکا کانامه از انیمه Puella Magi Verse

رتبه بندی ۱۰ شخصیت قدرتمند در دنیای انیمه - گیمفا

در وصف قدرت‌های نفر سوم این مقاله یعنی مادوکا کانامه از مجموعه Puella Magi Verse همین را بگوییم که او را باید قادر مطلق دنیای خودش خطاب کرد که در استفاده از توانایی‌هایش هیچ حد و مرزی نمی‌توان تعیین کرد.

یک موجود کیهانی و عجیب و غریب که برای افزایش طول عمر خود می‌تواند تمام معادلات و قوانین فیزیک و جهان هستی را دستخوش تغییر قرار داده و هر چیزی را همانگونه که دلش می‌خواهد، تعریف نماید. اگر چنین توصیفی را دست کم گرفته‌اید، باید به شما بگوییم که مادوکا کانامه می‌تواند هر چیزی که از زمان بیگ بنگ منجر به تشکیل جهان هستی شده را دگرگون کرده و آن را باب میل خود دستکاری نماید. البته که سطح توانایی‌های او و چنین قدرت‌های وحشتناکی، بدون مجازات نبوده و حتی مادوکا کانامه نیز در استفاده از آن‌ها باید مراقب باشد؛ زیرا می‌تواند عواقبی غیرقابل جبرانی برای جهان هستی داشته باشد و چه بسا یک تصمیم اشتباه، منجر به نابودی سیاره زمین نیز بشود.

۲. زنو از انیمه Dragon Ball Super

رتبه بندی ۱۰ شخصیت قدرتمند در دنیای انیمه - گیمفا

در رتبه دوم به شخصیت زنو می‌رسیم که به راحتی می‌تواند لقب قدرتمندترین موجود دنیای Dragon Ball را از آن خود نماید. موجودی که برخلاف ظاهر خود، بسیار ویرانگر بوده و چندین و چند جهان را به راحتی آب خوردن تمام و کمال نابود کرده است.

شاید برای شما جالب باشد تا بدانید که به صورت کلی در فرنچایز دراگون بال، ۱۸ جهان وجود داشته که زنو به سادگی هرچه تمام ۶ تای آن‌ها را نابود کرده است. موجودی که به هیچ عنوان نمی‌توان آن را نابود کرد و یا شکستش داد و حتی اگر تمامی جهان‌ها نابود شوند نیز او همچنان باقی خواهد ماند. زنویی که در نگاه اول موجودی مظلوم و شیرین بوده و در باطن یک قادر مطلق نامیرا به شمار می‌رود که قدرتی غیرقابل تصور را درون خود جای داده و می‌تواند وحشتناک‌ترین خرابی‌های ممکن را به بار بیاورد.

۱. هاروهی سوزومیا از انیمه The Melancholy of Haruhi Suzumiya

رتبه بندی ۱۰ شخصیت قدرتمند در دنیای انیمه - گیمفا

در نهایت نوبت به رتبه نخست می‌رسد که قطعاً می‌تواند شما را شگفت‌زده نماید. دختری به نام هاروهی سوزومیا از انیمه The Melancholy of Haruhi Suzumiya که قادر مطلق مجموعه خود به شمار می‌آید و اساساً هیچ محدودیتی نمی‌توان برای قدرت‌های وی متصور شد.

دختری که اگرچه از توانایی‌های خود بی‌اطلاع بوده و حد و مرز آن‌ها را نمی‌داند اما به راحتی هر چه تمام می‌تواند تنها به واسطه ذهنش هر چیزی را دگرگون کرده و حتی واقعیت را تغییر دهد. به عنوان مثال در یکی از روزها به سبب ناراحتی و حال ناخوش، بُعد جدیدی را ایجاد کرد که موجوداتی غول پیکر و وحشتناک از آن سر در آورده و نزدیک بود تا قتل‌عامی وحشتناک به راه بیندازند. به همین منظور نیز قدرت و توانایی‌های وی به حالات روحی‌اش بستگی داشته و برخورداری از احساس خوب یا بد می‌تواند نتایج مختلفی در پی داشته باشد؛ گاهاً می‌تواند جهان هستی را به شکلی متحول نماید که تعطیلات تابستانی به مدت ۱۵ هزار و ۵۳۲ بار تکرار شده و هیچگاه پایان نیابد و یا حتی معنی و مفهوم کلمات را دستکاری کرده و بیان جملات را نسبت به آن چیزی که ما تصور می‌کنیم، دگرگون کرده و ارتباط میان انسان‌ها را تمام و کمال به هم بریزد. چنین رویکردی سبب شده تا برخلاف انتظارات شما، هاروهی سوزومیا لایق برخورداری از رتبه نخست چنین مقاله‌ای بوده باشد.


منبع: کولایدر

برچسب‌ها:, , , , , , ,

آخر هفته چه فیلم و سریالی ببینیم؟ از Godzilla x Kong: The New Empire تا Sting

این آخر هفته قرار است به معرفی فیلم Godzilla x Kong: The New Empire، فیلم The Ministry of Ungentlemanly Warfare و فیلم Sting بپردازیم.

مجموعه فیلم‌های هیولایی کمپانی لجندری در سال‌های اخیر توانستند طرفداران بسیار زیادی را به سینماها بکشانند و جدیدترین فیلم این مجموعه یعنی فیلم Godzilla x Kong: The New Empire نیز همین گونه بوده و توانسته مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد، فیلمی که دنباله‌ای برای رویارویی قبلی کونگ و گودزیلا است و حالا همکاری آن‌ها را نشان می‌دهد.

در این مطلب از سری مطالب «آخر هفته چه فیلم و سریالی ببینیم» به معرفی فیلم The Ministry of Ungentlemanly Warfare می‌پردازیم، اثری که جدیدترین فیلم اکشن از گای ریچی و با هنرنمایی هنری کویل در نقش اصلی است. در پایان نیز از فیلم ترسناک Sting خواهیم گفت.

فیلم Godzilla x Kong: The New Empire

فیلم godzilla x kong the new empire
فیلم Godzilla x Kong: The New Empire

عوامل سازنده: فیلم «گودزیلا در برابر کونگ: امپراتوری جدید» جدیدترین فیلم هیولایی از این فرنچایز از کمپانی لجندری و برادران وارنر به شمار می‌رود که سکان کارگردانی آن را آدام وینگارد در دست داشته و دنباله‌ای برای فیلم Godzilla vs. Kong محصول سال ۲۰۲۱ و پنجمین فیلم در مجموعه فیلم‌های Monsterverse است. این اثر سینمایی همچنین ۳۸ مین فیلم از گودزیلا و ۱۳ مین فیلم از کونگ است.

داستان و بازیگران: ربکا هال، برایان تایری هنری، دن استیونز، کایلی هاتل، الکس فرنز و فالا چن از جمله بازیگران حاضر در فیلم «گودزیلا در برابر کونگ: امپراتوری جدید» هستند. ربکا هال، برایان تایری هنری و کایلی هاتل نقش‌های خودشان از فیلم قبلی را بازآفرینی می‌کنند. در این فیلم، کونگ با موجودات بیشتری از گونه خودش در زمین توخالی مواجه می‌شود و باید بار دیگر با گودزیلا همکاری کند تا بتواند جلوی رهبر ظالم این موجودات و همچنین هیولایی بسیار قدرتمند که به دنبال آمدن به سطح زمین است را بگیرد.

آیا فیلم «گودزیلا در برابر کونگ: امپراتوری جدید» ارزش دیدن دارد؟ فیلم «گودزیلا در برابر کونگ: امپراتوری جدید» همان‌طور که از آن انتظار می‌رفت، تجربه تماشای هیولایی محض را ارائه می‌کند و چیز دیگری برای ارائه کردن ندارد. اگر از فیلم‌های این مجموعه خوشتان آمده است و فیلم‌های قبلی را دوست داشتید، از تماشای این فیلم تازه نیز لذت خواهید برد.

این اثر سینمایی مدتی کوتاه پس از فیلم Godzilla Minus One اکران شد و بسیاری از افراد نیز آن را با این فیلم مقایسه کردند و انتقادهایی به این اثر تازه داشتند. برخی نیز بیان کردند که فیلم «گودزیلا در برابر کونگ: امپراتوری جدید» همانند یک فیلم ابرقهرمانی است ولی با این وجود توانسته نبردهای هیولایی بسیار خوبی را ارائه کند. مطمئنا کسانی که از تماشای نبردهای این تایتان‌های عظیم لذت می‌برند، باید به تماشای این فیلم تازه بنشینند.

فیلم The Ministry of Ungentlemanly Warfare

فیلم the ministry of ungentlemanly warfare
فیلم The Ministry of Ungentlemanly Warfare

عوامل سازنده: فیلم «وزارت جنگ ناجوانمردانه» اثری در ژانر جاسوسی، اکشن و کمدی است که سکان کارگردانی آن را گای ریچی در دست داشته و خود وی نیز فیلم‌نامه آن را بر اساس کتابی به نام Churchill’s Secret Warriors: The Explosive True Story of the Special Forces Desperadoes of WWII محصول سال ۲۰۱۴ به قلم دیمین لوئیس نوشته است. این اثر سینمایی داستانی به شدت تخیلی از عملیات پست‌مستر را روایت می‌کند.

داستان و بازیگران: فیلم «وزارت جنگ ناجوانمردانه» بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده ولی به مقدار قابل توجهی در آن جنبه‌های غیر واقعی و مبالغه اضافه شده است. این اثر داستان گروهی از افراد زبده را دنبال می‌کند که به صورت مخفی و غیرقانونی توسط چرچیل مأمور می‌شوند تا زنجیره تأمین زیردریایی‌های آلمان را قطع کنند. این در حالی است که در این مأموریت خودشان باید با مشکلات بسیار زیادی دست و پنجه نرم کنند. هنری کویل، آلن ریچسون، آیزا گونزالس، هنری گلدینگ، الکس پتیفر، فردی فاکس و هیرو فاینز تیفین از جمله بازیگران حاضر در این اثر سینمایی هستند.

آیا فیلم «وزارت جنگ ناجوانمردانه» ارزش دیدن دارد؟ فیلم «وزارت جنگ ناجوانمردانه» توانسته داستانی واقعی را به یک فیلم اکشن با هیجان بالا و جذاب تبدیل کند و بدون شک یک اثر موفق دیگر در کارنامه هنری گای ریچی به شمار می‌رود. با این حال، ناگفته نماند که این اثر سینمایی از داستان و اکشن اغراق شده بهره برده که شاید برای برخی غیرمنطقی به نظر برسد.

گای ریچی در این اثر سینمایی میزان قابل توجهی از اکشن اغراق شده را با کمدی ترکیب کرده و نتیجه آن نیز ممکن است سرگرم‌کننده باشد اما سبب شده تا داستان فیلم آن تأثیرگذاری لازم را نداشته باشد. با اینکه بازیگران نقش‌آفرینی خوبی داشتند اما تعداد زیاد بازیگران و همچنین پیچیدگی خط داستانی آن سبب شده تا فرصت درخشش به آن‌ها داده نشود.

فیلم Sting

فیلم sting
فیلم Sting

عوامل سازنده: فیلم «نیش» اثری ترسناک به کارگردانی و نویسندگی کیا روآک ترنر است که در سال ۲۰۲۴ میلادی روی پرده سینماها اکران شده است.

داستان و بازیگران: این اثر سینمایی با هنرنمایی رایان کور، آلیلا براون، پنه‌لوپه میچل، رابین نوین، نونی هازلهرست، سیلویا کولوکا و تعدادی دیگر است. این فیلم داستان دختر جوانی را دنبال می‌کند که یک عنکبوت بیگانه را پرورش می‌دهد و بزرگ می‌کند، عنکبوتی که مجتمع آپارتمانی آن‌ها را به وحشت می‌اندازد.

آیا فیلم «نیش» ارزش دیدن دارد؟ فیلم «نیش» مطمئنا می‌تواند با داستان خودش درباره این موجود مخوف و دلهره‌آور، طرفداران ژانر وحشت را راضی نگه دارد، حتی اگر داستان آن به نحوی نیست که در ذهن مخاطب باقی بماند و پس از پایان فیلم و بعد از گذشت مدتی آن‌ها را به وحشت بیندازد. این اثر سینمایی تجربه تماشای یک باره خوبی را ارائه می‌دهد اما فراتر از آن نیست و به اثری ماندگار در ژانر بسیار شلوغ ترسناک تبدیل نمی‌شود.


منبع: گیمرسه

BADMANپروفسور بی سواد
برچسب‌ها:, , , , , , , , , , ,

10 شرور برتر انیمیشن‌ های ابرقهرمانی

امروزه فیلم‌های ابرقهرمانی در هالیوود بسیار پرطرفدار هستند و به این خاطر ممکن است انیمیشن‌های ابرقهرمانی آن توجهی که لایقش هستند را دریافت نکنند.

با اینحال انیمیشن‌های The Incredibles و Spider-Man: Across the Spider-Verse نشان دادند که انیمیشن‌های ژانر ابرقهرمانی چقدر می‌توانند خوب و سرگرم‌کننده باشند. چیزی که باعث جذابیت یک انیمیشن یا فیلم ابرقهرمانی می‌شود، یک شرور کاریزماتیک و جذاب است. در بین انیمیشن‌های ابرقهرمانی شاهد شرورهای جذاب زیادی هستیم که در ادامه شرورهای برتر این انیمیشن‌ها را معرفی می‌کنیم.

۱۰- Screenslaver (انیمیشن The Incredibles 2)

10 شرور برتر انیمیشن‌ های ابرقهرمانی - گیمفا سینما

انیمیشن The Incredibles 2 شرور جدیدی به اسم Screenslaver را معرفی می‌کند که معتقد بود مردم بیش از حد به صفحه‌های نمایش وابسته‌اند. البته این شرور در واقع پوششی برای شخصیت Evelyn Deavor است تا از قانونی شدن دوباره‌ی ابرقهرمان‌ها جلوگیری کند که درنهایت توسط خانم شگفت‌انگیز و خانواده‌اش شکست می‌خورد.

با اینکه شاید شرور بودن Evelyn Deavor از قبل مشخص بود، اما همچنان شرور خوب و قانع‌کننده‌ای را شاهد بودیم. نقشه‌ی او برای ممنوعیت همیشگی ابرقهرمانان با کنترل کردن ذهن‌هایشان برای انجام کارهای شرورانه، هوشمندانه بود؛ هرچند که این نقشه موفقیت‌آمیز نبود.

۹- Lex Luthor And Lulu (انیمیشن DC League of Super-Pets)

10 شرور برتر انیمیشن‌ های ابرقهرمانی - گیمفا سینما

انیمیشن DC League of Super-Pets، انیمیشن سرگرم‌کننده و جالبی است که در آن حیوانات خانگی شخصیت‌های دنیای DC نقش اصلی را دارند. شخصیت‌های منفی این انیمیشن لکس لوتر و خوکچه‌ی هندی‌اش به اسم لولو هستند. لولو بعد از قرار گرفتن در معرض کریپتونایت نارنجی، قدرت‌های ویژه‌ای بدست می‌آورد که او را تبدیل به یک تهدید برای دیگر ابرحیوانات خانگی می‌کند.

به طور کل انیمیشن DC League of Super-Pets و شرورهایش جوری ساخته نشده که آن را جدی بگیریم؛ لکس لوتر و لولو لحظات خنده‌دار زیادی در این انیمیشن دارند و در عین حال شرارت و تهدید خودشان را در مقابل قهرمانان نشان می‌دهند که این انیمیشن را جذاب و پرنشاط نگه می‌دارد.

۸- Yokai (انیمیشن Big Hero 6)

10 شرور برتر انیمیشن‌ های ابرقهرمانی - گیمفا سینما

Yokai شرور ماسک‌داری است که نانوبات‌های هیرو هامادا را در انیمیشن Big Hero 6 می‌دزدد. در ادامه مشخص می‌شود که Yokai درواقع دکتر رابرت کالاهان است؛ یک دانشمند که تصور می‌شد مرده و می‌خواهد انتقام مرگ تصادفی دخترش را از همکار سابقش بگیرد. درنهایت کالاهان وقتی می‌فهمد که دخترش زنده است، خودش را تسلیم می‌کند.

در نیمه‌ی اول انیمیشن Big Hero 6 شخصیت Yokai بسیار تهدیدآمیز و خطرناکی است اما وقتی هویتش آشکار می‌شود، مقدار مرموز بودنش کاهش می‌یابد. او با نانوبات‌هایش قادر به انجام هرکاری بود و تقریبا به انجام هدف شومش نزدیک بود.

۷- The Phantasm (انیمیشن Batman: Mask of the Phantasm)

10 شرور برتر انیمیشن‌ های ابرقهرمانی - گیمفا سینما

انیمیشن Batman: Mask of the Phantasm در خط زمانی انیمیشن سریالی محبوب Batman با صداپیشگی کوین کانروی در نقش بتمن رخ می‌دهد. The Phantasm شرور ماسک‌دار و مرموزی است که دست به کشتار سران مافیا می‌زند. درنهایت بتمن می‌فهمد که پشت این نقاب، عشق سال‌های دور زندگی‌اش، آندریا بومونت است.

The Phantasm ثابت می‌کند که یکی از بهترین شخصیت‌های منفی در دنیای بتمن است. آندرا بومونت بروس وین را به چالش می‌کشد و بروس وین جدای از مبارزه‌اش با او، نمی‌تواند علاقه‌اش را نادیده بگیرد. این چالش باعث می‌شود تا مخاطبین بیشتر با جنبه‌های انسانی بتمن و زندگی‌اش آشنا شوند.

۶- Kingpin (انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse)

10 شرور برتر انیمیشن‌ های ابرقهرمانی - گیمفا سینما

اولین حضور شخصیت Kingpin در یک فیلم یا انیمیشن سینمایی مرد عنکبوتی، در انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse بود. ویلسون فیسک پس از دست دادن همسر و پسرش در تصادف، تمام پولش را صرف ساختن ماشینی می‌کند که از طریق آن وارد مولتی‌ورس شود تا خانواده‌اش را پیدا کند.

ویلسون فیسک با توجه به طراحی شخصیتش، شروری است که به لحاظ فیزیکی با ابهت است. Kingpin در این انیمیشن به طرز خنده‌داری هیکل بسیار بزرگی دارد و کله‌اش نسبت به بقیه‌بدنش کوچکتر است. با اینکه جنبه‌های کمدی در شخصیت او وجود دارد اما فیسک سرگذشت غمناکی دارد که هدفش را قابل درک می‌کند.

۵- Professor Zoom (انیمیشن Justice League: The Flashpoint Paradox)

10 شرور برتر انیمیشن‌ های ابرقهرمانی - گیمفا سینما

انیمیشن Justice League: The Flashpoint Paradox یکی از بهترین داستان‌های فلش درباره مولتی‌ورس است. فلش پس از بازگشت به زمان گذشته و نجات مادرش، در دنیای بسیار متفاوتی بیدار می‌شود. در ادامه بری آلن متوجه می‌شود که پرفسور زوم یا همان فلش معکوس شاید مسئول ویرانی‌ها در دنیای جدید باشد.

پرفسور زوم همیشه بزرگترین دشمن فلش بود؛ اما در این داستان مشخص می‌شود که فلش بزرگترین دشمن خودش است. پرفسور زوم در این داستان مسئول تمام مشکلات نیست و این خود بری آلن است که باعث به وجود آمدن این مشکلات شده است. با اینحال پرفسور زوم تمام تلاش خودش را می‌کند تا جلوی فلش را برای درست کردن اوضاع بگیرد.

۴- Megamind (انیمیشن Megamind)

10 شرور برتر انیمیشن‌ های ابرقهرمانی - گیمفا سینما

Megamind موجود فضایی‌ای است که برای فرار از سیاره‌ی درحال نابودی‌اش به زمین آمد. او پس از بزرگ شدن توسط جنایتکاران، تبدیل به بزرگترین شرور جهان و دشمن مترومن شد. همه چیز پس از اینکه مترومن را می‌کشد تغییر می‌کند و کم‌کم متوجه می‌شود که دیگر نمی‌خواهد یک شرور باشد.

به عنوان یک شرور، Megamind بدون شک کاریزما و جذابیت دارد، حتی با اینکه شاید فقط یک بار در کارهایش موفق بوده باشد. او شخصیتی پیچیده و قابل لمس دارد و تبدیل شدن او از یک شرور به یک قهرمان، یکی از بهترین داستان‌ها درباره رستگاری شخصیت در داستان‌های ابرقهرمانی است.

۳- Spot (انیمیشن Spider-Man: Across the Spider-Verse)

10 شرور برتر انیمیشن‌ های ابرقهرمانی - گیمفا سینما

خاستگاه شخصیت Spot در انیمیشن Spider-Man: Across the Spider-Verse خنده‌دار و شاید کمی احمقانه بنظر برسد. اما با اینحال با افزایش قدرت‌هایش، متوجه می‌شود که می‌تواند با قدرت‌هایش مولتی‌ورس را کنترل کند و هرج‌و‌مرجی راه می‌اندازد که حتی انجمن عنکبوتی‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

شخصیت Spot ترکیب خوبی از کمدی و درام است و همزمان هم مخاطبین را می‌خنداند و هم آن‌ها را درباره سرنوشت مایلز مورالز نگران می‌کند. همچنین این شخصیت در این انیمیشن هنوز شکست نخورده است و مایلز مورالز و دوستانش در سری بعد از این انیمیشن باید به سراغ او بیایند.

۲- Syndrome (انیمیشن The Incredibles)

10 شرور برتر انیمیشن‌ های ابرقهرمانی - گیمفا سینما

در عصر طلای ابرقهرمانان، بادی پاین طرفدار شماره یک آقای شگفت‌انگیز بود؛ اما بعد از یک دیدار ناامیدکننده با آقای شگفت‌انگیز، سرخورده می‌شود. او مولتی میلیاردر می‌شود و برای خود تجهیزاتی می‌سازد که از آن‌ها به عنوان قدرت‌های ابرقهرمانی استفاده می‌کند. پس از این او خود را برترین ابرقهرمان می‌داند و تلاش می‌کند تا باقی ابرقهرمان‌ها را حذف کند.

Syndrome در این انیمیشن اهداف بسیار شرورانه‌ای دارد و نشان می‌دهد که یک اتفاق بد چگونه می‌تواند زندگی یک نفر را برای همیشه عوض کند. او با وجود اهداف شرورانه‌اش، کاملا درباره ابرقهرمان‌ها اشتباه نمی‌کند؛ مردم بیش از اندازه به آن‌ها تکیه می‌کنند و متوجه نیستند که آن‌ها هم آدم‌های کاملی نیستند.

۱- Joker (انیمیشن Batman Beyond: Return of the Joker)

10 شرور برتر انیمیشن‌ های ابرقهرمانی - گیمفا سینما

وقتی صحبت از شرورهای انیمیشنی باشد، نمی‌شود یاد جوکر با صداپیشگی مارک همیل نیفتیم. در انیمیشن Batman Beyond: Return of the Joker، بتمن جدید تری مک‌گینیس و استادش بروس وین باید با جوکری مبارزه کنند که پس از سال‌ها بازگشته است.

نسخه‌های مارک همیل از جوکری یکی از بهترین و محبوب‌ترین شخصیت‌هایی است که تابحال به تصویر کشیده شده و در عین جذابیت و کاریزماتیک بودن، نمونه‌ی کاملی از یک شخصیت دنیای DC است. صداپیشگی و اجرای مارک همیل در نقش جوکر بی‌نظیر است و ثابت می‌کند که بهترین شرور در انیمیشن‌های ابرقهرمانی است.

منبع: CBR

برچسب‌ها:, , , ,

بیوگرافی رابرت دنیرو | بازیگری که محدودیت ژانر ندارد

رابرت دنیرو یکی از بزرگترین بازیگران تاریخ سینمای هالیوود به شمار می‌رود که طی چندین دهه حضور فعال در این حوزه توانسته تا آثار ارزشمندی را نقش آفرینی نماید.

رابرت آنتونی دنیرو جونیور در تاریخ ۱۷ اوت ۱۹۴۳ (۲۵ مرداد ۱۳۲۲) در شهر نیویورک از کشور ایالات متحده آمریکا چشم به جهان گشوده است. تنها فرزند ویرجینا ادمیرال و رابرت دنیرو سینیور، زوجی که اصالتی ایرلندی، ایتالیایی، هلندی و بریتانیایی داشته‌اند. این زوج در جریان برگزاری کلاس‌های نقاشی با یکدیگر آشنا شده و شیفته یکدیگر گشته‌اند تا این که با یکدیگر ازدواج کرده و ماحصل ازدواج آن‌ها فرزندی شد که در سن ۲ سالگی شاهد جدایی والدینش از یکدیگر بوده است.

جدایی این زوج که به سبب اختلافات پیش آمده از سوی پدر رقم خورد، سبب گشت تا رابرت دنیرو به همراه مادرش در گرینیچ ویلج سکونت نماید. جایی که پدرش نیز در همان حوالی مستقر شد تا بتواند ارتباط نزدیکی با فرزندش داشته باشد. محله گرینیچ ویلج به عنوان ایتالیا کوچک واقع در شهر نیویورک شهرت پیدا کرده و رابرت دنیرو دوستی نزدیکی را با کودکان آنجا تجربه می‌کرد؛ مسئله‌ای که مورد تایید پدرش نبود و از رابطه فرزندش با بچه‌های خیابانی ایتالیایی رضایت نداشت. با این حال رابرت دنیرو به دوستی خود ادامه داد تا حدی که حتی امروزه نیز با بسیاری از آن‌ها ارتباط نزدیک خود را حفظ کرده است.

در حالی که تنها ۱۰ سال سن داشت، به شرکت در کلاس‌های بازیگری روی آورد و کنار درس و مدرسه مشغول فراگیری تکنیک‌های بازیگری بود و به همین منظور نیز برای نخستین‌بار به واسطه یک تئاتر مدرسه‌ای به نام The Wizard of Oz در مقابل بینندگان حاضر شد و به نقش آفرینی پرداخت. رابرت دنیرو با ورود به دهه دوم زندگی خود رسماً شیفته سینما شده بود و هیچ چیز دیگری نمی‌توانست این ذوق و اشتیاق را سیراب نماید؛ به همین منظور در سن ۱۶ سالگی از دبیرستان ترک تحصیل نمود تا به حرفه بازیگری روی آورده و تمام توجه خود را به این مقوله معطوف نماید. او در آن زمان الگوی خود را اسطوره‌های بازیگری همچون جیمز دین، مارلون براندو و مونتگومری کلیفت قرار داده بود و با تماشای آثار آن‌ها سعی در یادگیری متدهای بازیگری‌شان داشت.

بیوگرافی رابرت دنیرو | بازیگری که محدودیت ژانر ندارد - گیمفا

پس از گذراندن دوره‌های بازیگری مختلف و کسب تجربه در این حوزه رابرت دنیرو جوان آماده بود تا با تمام وجود وارد عرصه بازیگری شده و مسیر تبدیل شدن به یک اسطوره را آغاز نماید. به همین منظور با نقش مکمل در آثاری نظیر Three Rooms in Manhattan، Encounter و  Les Jeunes Loups حرفه بازیگری را آغاز کرد و به سبب برخورداری از توانایی‌های چشمگیر خیلی زود موفق شد تا در فیلم Greetings و در سال ۱۹۶۸ برای نخستین‌بار ایفای نقش اصلی را بر عهده بگیرد؛ اثری که جرقه همکاری‌های طولانی و موفق بین او و برایان دی پالما را برای سال‌های آتی شعله‌ور می‌کرد.

تا سال ۱۹۷۳ میلادی، رابرت دنیرو بازیگر نه چندان شناخته شده‌ای بود که پروژه‌های سینمایی بزرگ و کوچکی نظیر Sam’s Song، The Wedding Party و Born to Win را نقش آفرینی می‌کرد که علی‌رغم دریافت نقدهای مثبت از سوی منتقدین و مورد تحسین قرار گرفتن، فرصت چندانی برای شهرت پیدا نکرده و همچنان بازیگری ناشناخته به شمار می‌رفت. رویکردی که با آغاز همکاری بین او و مارتین اسکورسیزی در سال ۱۹۷۳ دگرگون شد و به یکباره موجی از شهرت و محبوبیت را برایش به همراه داشت.

رابرت دنیرو در طی نخستین همکاری تاریخ‌ساز با مارتین اسکورسیزی برای ایفای نقش در فیلم درام و جنایی Mean Streets برگزیده شد و به سبب برخورداری از توانایی‌های ارزشمند، به او این اجازه داده شد تا برخی از سکانس‌ها را به صورت فی البداهه نقش آفرینی نماید؛ تصمیمی از سوی مارتین اسکورسیزی که این بازیگر جوان را مجاب کرد تا از بقیه همکارانش فاصله گرفته و برای به نمایش در آوردن بهترین سکانس‌های ممکن، به تنهایی به ایده‌پردازی مشغول شود. زحمتی که نتیجه مثبتی را نیز به همراه داشت و نه تنها مورد تحسین یک صدا منتقدین قرار گرفت، بلکه شهرت قابل توجهی را نیز در بین مخاطبین عام سینما برایش به همراه داشت.

بیوگرافی رابرت دنیرو | بازیگری که محدودیت ژانر ندارد - گیمفا

نقش آفرینی رابرت دنیرو در فیلم Mean Streets به حدی چشمگیر بود که نظر مثبت کارگردان افسانه‌ای سینمای هالیوود یعنی فرانسیس فورد کاپولا را جلب نمود تا به او فرصتی طلایی داده و در قامت ویتو کورلئونه جوان به ایفای نقش در فیلم The Godfather Part II بپردازد؛ فیلمی که به مانند تحقق یک آرزوی محال برای رابرت دنیرو بود و می‌توانست دوران جوانی شخصیتی را به تصویر بکشد که بازیگرش یعنی مارلون براندو را از دوران نوجوانی مورد ستایش قرار می‌داد. البته که او برای حضور در فیلم نخست نیز تست بازیگری داده بود اما مشغله کاری برای حضور بر سر صحنه The Gang That Couldn’t Shoot Straight مانع از همکاری زود هنگام با فرانسیس فورد کوپولا شده بود.

رابرت دنیرو برای به تصویر کشیدن نسخه جوان ویتو کورلئونه به یادگیری زبان سیسیلی روی آورد و تمام و کمال خود را وقف نقشش کرد تا بتواند بهترین عملکرد ممکن را ارائه دهد. The Godfather Part II پس از اکران با تحسین منتقدین مواجه گشت و موفق شد تا نامزد دریافت ۱۱ جایزه در جشنواره اسکار شود که برای رابرت دنیرو نخستین و مهمترین دستاورد زندگی‌اش تا آن زمان را به همراه داشت: کسب جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد که زندگی وی را برای همیشه در حوزه بازیگری متحول می‌کرد؛ جایزه‌ای که خود شخص رابرت دنیرو در مراسم حضور نداشت و فرانسیس فورد کوپولا به نمایندگی از وی آن را دریافت نمود.

نکته حائز اهمیت ماجرا در کسب چنین جایزه‌ای در این است که مارلون براندو و رابرت دنیرو به عنوان تنها بازیگرانی در تاریخ سینما محسوب می‌شوند که برای ایفای نقش یک شخصیت (ویتو کورلئونه) جایزه اسکار دریافت نموده‌اند. موفقیتی در سال ۱۹۷۶ میلادی که جایگاه بازیگری این اسطوره را متحول کرد و راه را برای نقش آفرینی‌های دیوانه‌وارتری از سوی او هموار نمود. وی تنها ۲ سال بعد در طی همکاری مجدد با مارتین اسکورسیزی به ایفای نقش منحصر به فردی در فیلم Taxi Driver پرداخت که پس از گذشت چندین دهه بنا به عقیده بسیاری از طرفدارانش، بهترین نقش آفرینی وی در سینما لقب گرفته است.

بیوگرافی رابرت دنیرو | بازیگری که محدودیت ژانر ندارد - گیمفا

فیلم نئو-نوآر، دلهره‌آور و روان‌شناختی Taxi Driver روایت‌گر زندگی مردی به نام تراویس بیکل می‌باشد که پس از حضور در جنگ ویتنام، به خانه بازگشته تا زندگی خود را ادامه دهد. با این حال تجربیات تلخ جنگ و همچنین فضای بی‌رحمانه شهر نیویورک سبب می‌شود تا این راننده تاکسی به مرور به جنون دچار شده و اتفاقاتی غیرقابل پیش بینی را تجربه نماید. رابرت دنیرو برای به تصویر کشیدن شخصیت تراویس بیکل مدتی را با سربازان پایگاه ارتش ایالات متحده آمریکا سپری کرد تا بتواند از لهجه و شیوه رفتاری آن‌ها الگو بگیرد و در عین حال ۱۳ کیلوگرم وزن کم کرد و به یادگیری تیراندازی با اسلحه گرم پرداخت تا بتواند بهترین نمایش ممکن را از خود بروز دهد.

تلاش‌های رابرت دنیرو نتیجه داد و در ترکیب با شیوه کارگردانی استادانه مارتین اسکورسیزی Taxi Driver موفق شد تا نامزد دریافت ۴ جایزه از جمله بهترین بازیگر مرد شده که البته تنها در شاخه “بهترین موسیقی فیلم” موفق به کسب جایزه شد. نقش آفرینی رابرت دنیرو به حدی چشمگیر و دیوانه‌وار ظاهر شد که هر بیننده‌ای را مات و مبهوت خود می‌کرد تا حدی که جمله “You talkin’ to me?” به یکی از مشهورترین دیالوگ‌های تاریخ سینما تبدیل شده است. Taxi Driver به آن دسته از فیلم‌هایی تبدیل شد که حتی پس از گذشت حدود ۵۰ سال نه تنها ذره‌ای از جذابیت و ارزش آن کاسته نشده، بلکه چه بسا در سینمای مدرن امروز بیش از پیش می‌توان اهمیت و جایگاه آن را درک نمود.

در طی سال‌های بعدی اگرچه شعه آتش نقش آفرینی‌های رابرت دنیرو با آثاری نظیر ۱۹۰۰، The Last Tycoon و New York, New York کاهش پیدا کرده بود اما همچنان نقش آفرینی‌های زیبا و منتقد پسندی را از خود به معرض نمایش می‌گذاشت تا این که پس از مطالعه فیلم‌نامه The Deer Hunter شیفته روایت داستان آن شد و نخستین کسی بود که برای حضور در ساخته مایکل چیمینو قرارداد همکاری را امضا نمود. اثری که او را در کنار بازیگران بزرگ دیگری نظیر مریل استریپ و کریستوفر واکن قرار می‌داد. رابرت دنیرو برای ایفای نقش سرباز آمریکایی در جنگ ویتنام مورد تحسین منتقدین قرار گرفت و به عنوان بهترین بازیگر مرد نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

بیوگرافی رابرت دنیرو | بازیگری که محدودیت ژانر ندارد - گیمفا

چهارمین همکاری رابرت دنیرو و مارتین اسکورسیزی ۱ سال بعد در ۱۹۸۰ میلادی با فیلم درام و بیوگرافی Raging Bull رقم خورد تا این بازیگر برجسته هالیوود در یکی از متفاوت‌ترین نقش آفرینی‌های کارنامه هنری خود شخصیت جیک لاموتا، بوکسور ایتالیایی‌تبار مشهور را به تصویر بکشد. ورزشکاری که علی‌رغم کسب موفقیت‌های بسیار اما به سبب برخورداری از روحیه شدیداً خشنی که داشت، زندگی شخصی‌اش را به آشوب دچار کرد تا حدی که رابطه‌‌اش با همسر و خانواده‌اش تمام و کمال به ورطه نابودی کشیده شد. رابرت دنیرو در یکی از چالش برانگیزترین و سخت‌ترین تجربیات بازیگری خود مجبور به افزایش ۲۷ کیلوگرم وزن و یادگیری ورزش بوکس شد.

فیلم Raging Bull به سبب روایت داستانی بسیار خشن و خونین با نقدهای ضد و نقیضی مواجه شد. اثری که با وجود انتقادات من باب نمایش خشنی از ورزش بوکس اما منتقدین به صورت یک صدا نقش آفرینی رابرت دنیرو را مورد تعریف و تمجید قرار داده و ساخته بیوگرافی مارتین اسکورسیزی موفق به کسب ۸ نامزدی در جریان برگزاری جشنواره اسکار شد که جایزه بهترین بازیگر مرد بدون هیچ شک و شبهه‌ای به رابرت دنیرو تعلق گرفت تا باری دیگر طرفدارانش را به وجد بیاورد. Raging Bull به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های دهه ۱۹۸۰ میلادی و همچنین یکی از بهترین فیلم‌های ورزشی و بیوگرافی تمام دوران شناخته شده است.

نقش آفرینی استادانه رابرت دنیرو در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی سبب شد تا نظر مثبت کارگردان پرآوازه دیگری از سینمای هالیوود یعنی استنلی کوبریک نسبت به وی جلب شده تا حدی که نقش جک تورس از فیلم The Shining را ابتدا برای رابرت دنیرو متصور شود. با این حال جک نیکلسون موفق شد تا این نقش را از آن خود کرده و یکی از ترسناک‌ترین فیلم‌های ژانر وحشت سینما را به ارمغان بیاورد. شاید جالب باشد تا بدانیم که در صورت ایفای این نقش توسط رابرت دنیرو، مسیر بازیگری او و جک نیکلسون تمام و کمال جلوه متفاوتی به خود می‌گرفت؛ اتفاقی که خوشبختانه یا متاسفانه به وقوع نپیوست.

بیوگرافی رابرت دنیرو | بازیگری که محدودیت ژانر ندارد - گیمفا

با آغاز دهه ۱۹۸۰ میلادی اگرچه که رابرت دنیرو با آثاری نظیر Once Upon a Time in America و True Confessions همچنان استادانه به ایفای نقش‌های جدی می‌پرداخت اما تصمیم گرفت تا کمی از حیطه کاری خود خارج شده و به سمت نقش‌های متفاوت‌تری قدم بردارد. تصمیمی که او را مجاب کرد تا ژانر کمدی را امتحان نماید. تصمیمی جنجالی که برایش گران تمام شد؛ زیرا در همکاری با مارتین اسکورسیزی فیلم کمدی سیاه The King of Comedy را به ارمغان آورد که یک ناامیدی تمام و کمال لقب گرفت و عدم استقبال مخاطبین در گیشه را به همراه داشت.

با این حال همکاری مجدد او با مریل استریپ در کمدی و عاشقانه Falling in Love بازخوردهای به مراتب بهتری را دریافت نمود و اثری سرگرم‌کننده و دوست داشتنی از سوی منتقدین لقب گرفت. رابرت دنیرو برای نخستین‌بار در سال ۱۹۸۵ وارد ژانر علمی تخیلی شد و ایفای نقش در فیلم Brazil به کارگردانی تری گیلیام را بر عهده گرفت. اثری حول محور مردی که در یک جامعه‌ پاد-آرمان‌شهری درگیر رویا و خیالات خود شده و اتفاقاتی غیرمنتظره را تجریه می‌کند. Brazil اگرچه که در باکس آفیس ناموفق ظاهر شد و فیلم‌نامه تری گیلیام واکنش منفی منتقدین را به همراه داشت تا حدی که حتی بازی رابرت دنیرو هم به چشم نیامد اما در طی سال‌های بعدی به اثری کالت تبدیل شد و طرفداران خاص خودش را پیدا کرد.

در حالی که رابرت دنیرو با اجرای نمایش تئاتر Cuba and His Teddy Bear حسابی سر و صدا به راه انداخته بود، برای فیلم جدید خود با جرمی آیرونز در فیلم درام The Mission وارد همکاری شد؛ اثری که اگرچه در جلب نظر منتقدین چندان ارزشمند ظاهر نشد اما در سمت مقابل جوایز گوناکونی اعم از بهترین فیلم‌برداری از جشنواره اسکار را کسب نمود. تا پایان دهه ۱۹۸۰ او به ایفای نقش در آثاری نظیر The Untouchables، Midnight Run و We’re No Angels پرداخت و همچنین برای نخستین‌بار با فیلم Angel Heart به ژانر وحشت ورود کرد تا تجربیات متفاوت و ارزشمندی را کسب نماید. آثاری که هر یک به شیوه‌های مختلفی طرفداران وی را شگفت‌زده کرده است.

بیوگرافی رابرت دنیرو | بازیگری که محدودیت ژانر ندارد - گیمفا

با توجه به اعتقادات مذهبی سفت و سخت مارتین اسکورسیزی که در سینمای هالیوود به امری مشهور تبدیل شده، او درصدد ساخت فیلمی حول محور عیسی مسیح تحت عنوان The Last Temptation of Christ در سال ۱۹۸۸ میلادی بر آمد و از بازیگر شناخته شده خود یعنی رابرت دنیرو برای ایفای نقش اصلی دعوت نمود. با این حال رابرت دنیرو علاقه‌ای به چنین نقشی نداشت و آن را رد کرد و به جای او ویلم دافو در قامت مسیح ظاهر شد. با این حال همکاران قدیمی و شناخته شده هالیوود ۲ سال بعد برای ساخت فیلم جنایی دیگری تحت عنوان Goodfellas وارد همکاری شده تا یکی از به یاد ماندنی‌ترین فیلم‌های جنایی و گانگستری تاریخ سینما را شاهد باشیم که این بار از جو پشی نیز بهره می‌برد؛ بازیگری که برای ایفای نقش در این فیلم جایزه بهترین بازیگر مرد مکمل را از سوی آکادمی اسکار دریافت نمود.

فیلم دیگر رابرت دنیرو برای سال ۱۹۹۰ میلادی Awakenings نام داشت که اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته الیور ساکس محسوب می‌شد و او را در کنار رابین ویلیامز فقید قرار می‌داد. اثری به شدت تحسین شده که نامزدی اسکار دیگری را برای رابرت دنیرو در شاخه بهترین بازیگر مرد جشنواره اسکار به همراه داشت. او در طی همکاری ادامه‌دار با مارتین اسکورسیزی و به لطف نقش آفرینی در فیلم Cape Fear مورد توجه هیئت داوران آکادمی اسکار قرار گرفت و باری دیگر در شاخه بهترین بازیگر مرد نامزد دریافت جایزه شد تا بیش از پیش قدرت بازیگری خود را به معرض نمایش گذاشته باشد.

رابرت دنیرو در طی سال‌های بعدی به نقش آفرینی متفاوتی روی آورد که اگرچه موفقیتی برای وی به همراه نداشت اما به صورت کلی رقم‌زننده آثاری جذاب و سرگرم‌کننده برای دوست داران سینما به شمار می‌رفت. آثاری همچون Mistress، Night and the City، Mad Dog and Glory و This Boy’s Life که هر یک بازخوردهای متفاوتی از سوی منتقدین را به همراه داشت. پس از چندین و چند سال حضور فعال و چشمگیر در حوزه بازیگری، رابرت دنیرو بالاخره در سال ۱۹۹۳ میلادی رویه متفاوتی را در پیش گرفت و برای نخستین‌بار سکان هدایت یک پروژه را بر عهده گرفت.

بیوگرافی رابرت دنیرو | بازیگری که محدودیت ژانر ندارد - گیمفا

فیلم A Bronx Tale به کارگردانی و نقش آفرینی رابرت دنیرو ساخته شد و روایت‌گر مردی ۲ رگه آمریکایی-ایتالیایی بود که با مسائل مختلفی اعم از نژاد پرستی، طرد شدگی از جامعه و جنایت‌های سازمان یافته دست و پنجه نرم می‌کرد. نخستین تجربه کارگردانی بازیگر تحسین شده سینمای هالیوود با بازخوردهای نسبتاً مثبتی از سوی منتقدین روبرو شد و شیوه کارگردانی وی مورد پسند مخاطبین واقع گشت. او ۱ سال بعد در فیلم علمی تخیلی و ترسناک Mary Shelley’s Frankenstein به نقش آفرینی پرداخت؛ اثری که اگرچه با فروش قابل توجهی در گیشه روبرو شد اما واکنش تند منتقدین را برانگیخت تا حدی که حتی نقش آفرینی رابرت دنیرو نیز با انتقادات شدیدی روبرو گشت.

این بازیگر ۸۰ ساله در سال ۱۹۹۵ میلادی با اسطوره دیگری از سینمای هالیوود یعنی آل پاچینو وارد همکاری شد تا یکی از بهترین فیلم‌های اکشن و جنایی تمام دوران را نقش آفرینی نماید. ساخته جاه‌طلبانه و بی‌نظیر مایکل مان به نام Heat که رابرت دنیرو و آل پاچینو را به عنوان دزد و پلیس روبرو یکدیگر قرار می‌داد تا شاهد یکی از دیوانه‌وارترین رویارویی‌هایی باشیم که هر مخاطبی را شیفته روایت داستان خود می‌کرد. Heat با استقبال گسترده‌ای از سوی منتقدین و مخاطبین عام روبرو شد تا حدی که پس از گذشت چندین دهه بحث ساخت دنباله‌ای بر آن مطرح شده است.

با پایان دهه ۱۹۹۰ میلادی و آغاز قرن جدید، رابرت دنیرو اگرچه از ایفای نقش‌های نمادین خود فاصله گرفت و به مانند گذشته مخاطبینش را با نقش آفرینی‌های دیوانه‌واری همچون راننده تاکسی در بهت و حیرت فرو نمی‌برد اما با این حال آثاری ارزشمند و سرگرم‌کننده را در ژانرهای مختلف پدید می‌آورد که می‌توانست هر بیننده‌ای را مجذوب خود نماید. از فیلم سراسر اکشن و عجیب و غریبی همچون Machete گرفته تا فانتزی Stardust و صداپیشگی در انیمیشن Shark Tale، او دامنه کاری خود را به قیمت از دست دادن شیوه منحصر به فرد بازیگری‌اش گسترش داده بود. امری که انتقاد طرفداران قدیمی‌اش وی را در پی داشت.

بیوگرافی رابرت دنیرو | بازیگری که محدودیت ژانر ندارد - گیمفا

با در پیش گرفتن چنین رویه‌ای، پروژه‌های شکست خورده و ناامید کننده وی نیز افزایش قابل توجهی پیدا کرد. از فیلم ترسناک و ماورایی Red Lights گرفته که با واکنش‌های به شدت تند و شکست در گیشه مواجه شد تا کمدی‌هایی نظیر Last Vegas و Grudge Match که واکنش‌های ضد و نقیضی را به همراه داشت. در این بین اما همچنان می‌توانستیم شاهد نقش آفرینی‌های جذابی در آثاری همچون Silver Linings Playbook، Killer Elite و Limitless از سمت وی باشیم که جلوه‌های دیده نشده‌ای از توانمندی این بازیگر ۸۰ ساله را به معرض نمایش می‌گذاشت تا حدی که برای ایفای نقش در فیلم Silver Linings Playbook نامزد دریافت جایزه اسکار برای بهترین بازیگر نقش مکمل نیز شده بود.

در سال ۲۰۱۳ میلادی نیز هدیه‌ای را برای طرفداران قدیمی‌اش با فیلم The Family به همراه داشت که حال و هوای اکشن و مافیایی دوران جوانی‌اش را یادآور می‌شد. اثری که از نقش آفرینی متفاوت میشل فایفر در قامت همسرش نیز بهره می‌برد. رابرت دنیرو همچنین در سال ۲۰۱۹ میلادی چشمگیر ظاهر شد و فیلم‌های به شدت موفق و جذابی را نقش آفرینی نمود. نخست در قامت شخصیتی فرعی به ایفای نقش در فیلم Joker از سینمای دی‌سی پرداخت و سپس در پروژه پرهزینه کمپانی نتفلیکس یعنی The Irishman با دوست و همکار قدیمی خود به نام جو پشی باری دیگر روایتی مافیایی محور را به تصویر کشید؛ اثری که تکنولوژی جوان‌سازی بازیگرانش حسابی جنجالی ظاهر شد و عمده بودجه فیلم نیز صرف همین مسئله شد. The Irishman در فصل جوایز نیز حسابی خوش درخشید و نامزدی‌های متعددی را برای بازیگرانش به همراه داشت.

از آن زمان تاکنون مهمترین پروژه سینمایی رابرت دنیرو به همکاری مجدد وی با مارتین اسکورسیزی بر سر فیلم جنجالی Killers of the Flower Moon مربوط می‌شود که در ۲۰۲۳ میلادی به اکران در آمد و با واکنش‌های متفاوتی از سوی مخاطبینش روبرو شد. فیلمی برگرفته از سلسله اتفاقاتی واقعی که تا به امروز آخرین نامزدی رابرت دنیرو در جشنواره اسکار را برای شاخه بهترین بازیگر مکمل مرد به همراه داشته است. نامزدی‌ای که واکنش وی نسبت به رابرت داونی جونیور برای کسب این جایزه با حواشی پرسر و صدایی در فضای مجازی روبرو شده است. هنرمند مورد احترامی که علی‌رغم تمامی حواشی به عنوان یکی از بزرگترین و توانمندترین بازیگران تاریخ سینمای هالیوود شناخته شده و نه تنها دستاوردهای قابل توجهی را به ثبت رسانده، بلکه در برخی از جریان‌ سازترین فیلم‌های سینما نیز نقش آفرینی کرده است.

منبع: گیمرسه

برچسب‌ها:, , , , , , ,

فیلم‌های ابرقهرمانی که از ابتدا تا انتها عالی بودند

برخی از فیلم‌های ابرقهرمانی وجود دارند که از ابتدا تا انتها عالی هستند و در فرهنگ عامه برجسته شده‌اند.

فیلم‌های ابرقهرمانی معرف دهه ۲۰۱۰ میلادی در دنیای سینما هستند و در حدود چهار دهه گذشته فرهنگ عامه را شکل داده‌اند. آن‌ها بدون وجود آثاری که بتوان آن‌ها را فیلم‌های بی‌نقص نامید، نمی‌توانستند به چنین دستاورد چشمگیری دست پیدا کنند. از آنجا که ژانر ابرقهرمانی به‌عنوان یک ژانر مورد بی‌احترامی بسیار زیادی از سوی منتقدان، طرفداران و حتی چند بازیگر مهم قرار گرفته، فیلم‌های ابرقهرمانی خارق‌العاده و تأثیرگذار بسیار زیادی برای اثبات اشتباه بودن این نظر وجود دارند.

بدیهی است که چیزی به نام یک فیلم واقعاً بی‌عیب و نقص وجود ندارد اما این ماجراجویی‌های ابرقهرمانی بیش از هر فیلم دیگری در ژانر خودش به حد کمال نزدیک شدند. آن‌ها برای همیشه خودشان را در ذهن مخاطبان در سراسر جهان به‌عنوان آثار برجسته و برتر ژانر ابرقهرمانی تثبیت کردند و از آن دسته فیلم‌هایی هستند که الگویی برای دیگر فیلم‌ها به شمار می‌روند. این آثار بهترین بهترین‌ها هستند، صنعت سینما را متحول کردند، این ژانر را با طراوت نگه داشتند و داستان‌هایی را بازگو کردند که واقعاً روی میلیون‌ها بیننده پرشور و وفادار تأثیر گذاشتند.

۱۰. فیلم Guardians of the Galaxy – محصول سال ۲۰۱۴

فیلم‌های ابرقهرمانی که از ابتدا تا انتها عالی بودند - گیمفا
فیلم Guardians of the Galaxy

فاز دوم دنیای سینمایی مارول حاوی برخی از بهترین داستان‌ها در مجموعه گسترده فیلم‌های مارول بود اما تعداد اندکی از آن‌ها بهتر از فیلم «نگهبانان کهکشان» ساخته جیمز گان بودند. این اثر سینمایی با حضور شخصیت استارلرد با بازی کریس پرت، گامورا با بازی زوئی سالدانا، دراکس با بازی دیو باتیستا، راکت راکون با بازی بردلی کوپر و گروت با بازی وین دیزل است که توانست در گیشه موفق باشد و جایگاهی در بین بهترین فیلم‌های تاریخ به دست بیاورد. فیلم «نگهبانان کهکشان» همه چیز را برای مارول تغییر داد و جیمز گان نیز کار بسیار خوبی در ایجاد تعادل میان طنز و احساسات انجام داده بود.

نگهبانان به برخی از صمیمانه‌ترین و جذاب‌ترین شخصیت‌های تاریخ فیلم‌های مارول تبدیل شدند. این اثر سینمایی از طریق کمدی جالب و دوست‌داشتنی و برخی سکانس‌های اکشن تأثیرگذار توانست در میان دریایی از اقتباس‌ها از کتاب‌های کمیک برجسته باشد، اقتباس‌هایی که بیش از پیش نسبت به هم شباهت دارند. این اثر سینمایی آن قدر روی صنعت سینما تأثیر گذاشت که فیلم‌های آینده مارول تلاش کردند تا کمدی را در اولویت قرار بدهند اما هرگز به آن جادویی که جیمز گان خلق کرده بود، نزدیک هم نشدند چراکه به زبان ساده، «نگهبانان کهکشان» در نوع خودش بی‌نظیر است.

۹. فیلم Iron Man – محصول سال ۲۰۰۸

فیلم‌های ابرقهرمانی که از ابتدا تا انتها عالی بودند - گیمفا
فیلم Iron Man

سال ۲۰۰۸ میلادی همراه با فیلم‌های ابرقهرمانی فوق‌العاده‌ای بوده است اما تنها یک فیلم وجود دارد که می‌تواند ادعا کند آغازگر بزرگترین دنیای سینمایی تاریخ یعنی دنیای سینمایی مارول است و آن نیز فیلم «مرد آهنی» است. این اثر سینمایی رابرت داونی جونیور را از بلاتکلیفی بزرگی در حرفه بازیگری خودش بیرون آورد، دنیای سینمایی مارول را شروع کرد و همچنین برای دهه بعدی و حتی فراتر از آن نیز مبنایی برای فیلم‌های ابرقهرمانی بود. فیلم «مرد آهنی» نه‌تنها به‌عنوان یکی از مهم‌ترین فیلم‌های ابرقهرمانی در تاریخ ثبت شده بلکه یکی از بهترین‌ها نیز است.

آنچه که فیلم «مرد آهنی» را متمایز می‌کند، ناقص و مشکل‌دار بودن شخصیت اصلی آن است. مردی که پشت کلاه آهنی خود قرار دارد، به‌عنوان یک فرد خودمحور به تصویر کشیده می‌شود که از جنگ سود می‌برد و در همه جا متکبرانه رفتار می‌کند. این داستان عالی نشان می‌دهد چطور حتی مردی همانند تونی استارک می‌تواند به یک فرد بهتر و حتی قهرمان تبدیل شود. پیام فیلم درباره تلف نکردن زندگی برای فیلم‌های ابرقهرمانی آن زمان غیرمعمول بود و سابقه خوبی را برای دنیای سینمایی مارول ایجاد کرد. نقش‌آفرینی رابرت داونی جونیور سریع و تند بود و جلوه‌های کامپیوتری این اثر برای سال ۲۰۰۸ خیره‌کننده به نظر می‎‌رسید و جان فاورو به‌عنوان کارگردان واقعاً عالی عمل کرده بود.

۸. فیلم The Dark Knight – محصول سال ۲۰۰۸

فیلم‌های ابرقهرمانی که از ابتدا تا انتها عالی بودند - گیمفا
فیلم The Dark Knight

هیچ شکی نیست که در دنیای سینما و ژانر ابرقهرمانی، فیلم «شوالیه تاریکی» ساخته کریستوفر نولان فراتر از این شایسته تحسین است. این اثر سینمایی به کرات به‌عنوان یکی از بهترین فیلم‌های بتمن و همچنین یکی از بهترین فیلم‌های کریستوفر نولان در نظر گرفته می‌شود. وقتی جوکر با بازی هیث لجر به شهر گاتهام می‌آید، بتمن با بازی کریستین بیل با بزرگترین محک خودش روبه‌رو می‌شود چراکه باید میان مرز قهرمانی و ویجلنتی بودن گام بردارد.

بارزترین ویژگی این اثر سینمایی نقش‌آفرینی‌های بازیگران و به ویژه هیث لجر در نقش جوکر است که به‌عنوان یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌ها در فیلم‌های ابرقهرمانی تا به امروز شناخته می‌شود. فیلم‌نامه نوشته کریستوفر و جاناتان نولان داستانی فوق‌العاده جذاب و روان‌شناختی را روایت می‌کند که توسعه کاراکتری بسیار خوب و باورنکردنی را برای هر کدام از شخصیت‌های داستان فیلم به نمایش می‌گذارد. فیلم «شوالیه تاریکی» سؤالات متفکرانه بسیار زیادی درباره جامعه مدرن مطرح می‌کند و بیننده‌ها را تحت تأثیر کیفیت فوق‌العاده، تصاویر چشمگیر و برداشت جالب از روحیه انسانی در میان هرج و مرج قرار می‌دهد.

۷. انیمیشن Batman: Mask of the Phantasm – محصول سال ۱۹۹۳

انیمیشن batman mask of the phantasm
انیمیشن Batman: Mask of the Phantasm

موفقیت انیمیشن سریالی Batman: The Animated Series بسیار قابل توجه بود و بنابراین، اثری سینمایی از آن ساخته شد. انیمیشن سینمایی «بتمن: نقاب شبح» داستان شوالیه تاریکی را به نمایش در می‌آورد که به‌خاطر چندین قتل برایش پاپوش دوخته شده، قتل‌هایی که در واقع توسط آدمکش جدیدی به نام شبح با صداپیشگی استیسی کیچ انجام شده‌اند. بروس وین با صداپیشگی کوین کانروی با مفاهیم عدالت و انتقام دست و پنجه نرم می‌کند و همین نیز روان او را محک می‌زند.

انیمیشن سینمایی «بتمن: نقاب شبح» علاوه بر اینکه یک فیلم اکشن و ابرقهرمانی فوق‌العاده است، بررسی جالبی از شخصیت بروس وین نیز است. این واقعیت است که بتمن هر شب در مرز میان عدالت و انتقام گام بردارد ولی چیزی که باعث می‌شود تا او یک قهرمان باشد، این است که هیچ وقت از این مرز عبور نمی‌کند، آن هم وقتی که خیلی دوست دارد تا این مرز را رد کند. این انیمیشن سینمایی به طرز شگفت‌انگیزی خوب نوشته شده و بهترین نسخه از شخصیت بروس وین را در دنیای سینما به نمایش می‌گذارد. انیمیشن سازی این اثر نیز روان و رسا است، به خصوص برای آن دوران و صداپیشگی کوین کانروی در نقش بروس وین واقعاً جذاب بوده و احتمالاً بهترین صداپیشگی او در این نقش است.

۶. انیمیشن The Incredibles – محصول سال ۲۰۰۴

انیمیشن the incredibles
انیمیشن The Incredibles

استودیو پیکسار از جمله استودیوهایی است که همیشه آثار موفق تولید می‌کند و وقتی تصمیم گرفتند تا با برد بیرد برای ساخت انیمیشنی در ژانر ابرقهرمانی همکاری کنند، توانستند همین روند موفقیت را ادامه بدهند و اثری درخشان را تولید کنند. انیمیشن «شگفت‌انگیزان» در دنیایی جریان دارد که در آن، ابرقهرمان‌ها غیرقانونی هستند. زوج ابرقهرمانی آقای شگفت‌انگیز با صداپیشگی کریگ تی نلسون و الستی‌گرل با صداپیشگی هالی هانتر هویت شهروندی را برای خود برگزیدند و زندگی ساده و معمولی را در پیش گرفتند. سال‌ها بعد باب این فرصت را پیدا می‌کند که دوباره لباس ابرقهرمانی به تن کند و همین نیز خانواده‌اش را وارد هرج و مرج بسیار زیادی می‌کند.

نه‌تنها انیمیشن سینمایی «شگفت‌انگیزان» یکی از بهترین فیلم‌های ابرقهرمانی تاریخ سینما است بلکه یکی از بهترین آثار ساخته شده توسط استودیو پیکسار نیز محسوب می‌شود. این اثر سینمایی از طریق شخصیت‌های شگفت‌انگیز خودش در خانواده پار پر از لحظات احساسی و دلنشین است. در حالی که همه افراد با هر سنی می‌توانند به تماشای آن بنشینند اما کمدی آن کمتر کودکانه و هوشمندانه‌تر از حد انتظار است. داستان این انیمیشن نیز به طرز شگفت‌انگیزی بیننده را درگیر خودش می‌کند، نشان می‌دهد که همه افراد خاص هستند و کسانی که استعداد دارند، باید از این استعداد خودشان برای کمک به دیگران استفاده کنند.

۵. انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse – محصول سال ۲۰۱۸

انیمیشن spider man into the spider verse
انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse

شخصیت مایلز مورالز با صداپیشگی شمیک مور اولین تجربه حضور خودش روی پرده سینماها را با انیمیشن سینمایی «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی» تجربه کرد. پس از اینکه کینگ‌پین با صداپیشگی لیو شرایبر در دنیای خودش پیتر پارکر با صداپیشگی کریس پاین را می‌کشد، دنیای مایلز مورالز با مولتی‌ورس در هم می‌آمیزد و کاراکترها و نسخه‌های متفاوتی از مرد عنکبوتی به این دنیا آورده می‌شوند.

انیمیشن سینمایی «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی» یکی دیگر از فیلم‌های ابرقهرمانی است که بدون شک راهنما و الگویی برای نسلی از فیلم‌های ابرقهرمانی و انیمیشن‌های آینده است. این انیمیشن سینمایی با سبک بصری رسا، رنگارنگ و خارق‌العاده خودش توانست تقلیدی بسیار عالی از ظاهر کمیک باشد و انیمیشن‌سازی متفاوت آن با روش‌های کاملاً جدید نیز باعث شده تا این اثر یک شگفتی فنی باشد. این انیمیشن سینمایی همچنین با به چالش کشیدن افسانه‌ها و داستان‌های مرد عنکبوتی و ترکیب آن با طنز تلخ، صحنه‌های احساسی و دلخراش توانسته مرزهای داستان‌سرایی را نیز گسترش بدهد.

۴. فیلم The Batman – محصول سال ۲۰۲۲

فیلم‌های ابرقهرمانی که از ابتدا تا انتها عالی بودند - گیمفا
فیلم The Batman

وقتی که شخصیت‌های سیاسی شهر گاتهام هدف یک قاتل زنجیره‌ای وحشی به نام ریدلر با بازی پل دینو قرار می‌گریند، بتمن با بازی رابرت پتینسون درون دنیای جرم و جنایت شهر گاتهام عمیق می‌شود تا بتواند برای کشف حقیقت به تحقیق بپردازد. در طول مسیر نیز او چیزهای بسیار بیشتری را کشف می‌کند و متوجه می‌شود که پدر و مادرش بیش از آنچه که فکرش را می‌کرد، با فساد در شهر گاتهام ارتباط داشتند.

کارگردان مت ریوز توانست با ساخت این اثر سینمایی به موفقیت بسیار زیادی در سراسر جهان دست پیدا کند و بسیار تحسین شود. در دوره‌ای که فیلم‌های ابرقهرمانی شروع به احساس کهنه و تکراری شدن کردند، فیلم «بتمن» حال و حال نوآر با طراوت و روایتی متفکرانه، مهیج و پیچیده را ارائه کرد که مخاطبان را به وجد آورد. نقش‌آفرینی همه بازیگران از رابرت پتینسون و پل دینو گرفته تا زوئی کراویتز و جفری رایت عالی بوده و احتمالاً رابرت پتینسون یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌ها از نقش بتمن را داشته است. فیلم‌برداری این اثر سینمایی نیز بسیار زیبا است و هر فریم منحصربه‌فرد و چشمگیر به نظر می‌رسد.

۳. فیلم Logan – محصول سال ۲۰۱۷

فیلم لوگان logan
فیلم Logan

فرنچایز «ایکس من» مسیری بسیار ناهموار و سختی را پشت سر گذاشته است. با این وجود، نقش‌آفرینی هیو جکمن در نقش ولورین به نحوی نجات‌دهنده این فرنچایز بوده است. فیلم «لوگان» با رها کردن داستان‌های مدرن ایکس من که در آن زمان عملکرد خوبی نداشتند، داستانی در آینده‌ای را روایت می‌کند که در آن، جهش‌یافته‌ها تقریباً منقرض شده‌اند. در این فیلم، لوگان پیر و فرسوده شده و از پروفسور اگزیویر مسن مراقبت می‌کند. در همین حین نیز یک دختر جوان و جهش‌یافته به نام لورا با بازی دفنه کین در حالی که توسط دانشمندان شیطان صفت تعقیب می‌شود، به سراغ لوگان می‌آید.

فیلم «لوگان» بدون شک بهترین فیلم فرنچایز «ایکس من» است. در حالی که نقش‌آفرینی‌های بازیگران واقعاً دیدنی و جذاب بوده است، این اثر سینمایی در زمینه داستان‌سرایی و نویسندگی توانسته بدرخشد. فیلم «لوگان» داستانی را به نمایش در می‌آورد که واقعاً صادقانه است و همین نیز چیزی است که طرفداران مدت‌ها انتظارش را می‌کشیدند. به‌عنوان یک فیلم کمیک بوکی، فیلم «لوگان» به مراتب کمتر به اکشن اهمیت می‌دهد (اگر چه اکشن آن خارق‌العاده است) و بیشتر روی شخصیت‌پردازی تمرکز می‌کند و همین نیز باعث شده تا این فیلم بیش از هر فیلم دیگری از فرنچایز «ایکس من» شخصیت ولورین را توسعه بدهد. همین رویکرد نیز به این اثر سینمایی اجازه داده تا از هر نظر تأثیرگذار و واقعی باشد و نمونه کاملی برای فیلم‌های کمیک بوکی باشد.

۲. فیلم Spider-Man 2 – محصول سال ۲۰۰۴

فیلم spider man 2
فیلم Spider-Man 2

فیلم «مرد عنکبوتی ۲» دنباله‌ای برای فیلم اول آن ساخته سم ریمی به شمار می‌رود که بار دیگر مخاطبان را به دنیای پیتر پارکر با بازی توبی مگوایر باز می‌گرداند. پس از اینکه دکتر آتو اوکتیویس با بازی آلفرد مولینا به‌خاطر حادثه‌ای تبدیل به یک شرور دیوانه می‌شود، پیتر اراده‌اش برای قهرمان شدن را از دست می‌دهد و همین نیز باعث می‌شود تا قدرت‌هایش نیز دیگر در دسترس نباشند.

فیلم «مرد عنکبوتی ۲» به طور گسترده‌ای جزو بهترین فیلم‌های کمیک بوکی شناخته می‌شود. اکشن آن فراتر از هیجان است و برخی از صحنه‌های اکشن آن در تاریخ ژانر ابرقهرمانی ماندگار شده‌اند. داستان‌سرایی این اثر سینمایی استادانه بوده و توانسته به‌عنوان یک دنباله موفق همه کاری انجام بدهد. با این حال، فیلم «مرد عنکبوتی ۲» وقتی از سرعت خودش می‌کاهد و به تحلیل شخصیت پیتر پارکر می‌پردازد، در بهترین حالت خودش قرار دارد. این فیلم این سؤال را مطرح می‌کند که آیا پیتر واقعاً نیاز دارد که مرد عنکبوتی باشد و در ادامه نیز به شیوه‌ای معنادار، ارزشمند و صمیمانه به آن پاسخ می‌دهد. فیلم‌های زیادی وجود ندارند که از نظر کیفیت از فیلم «مرد عنکبوتی ۲» پیشی بگیرند.

۱. فیلم Superman – محصول سال ۱۹۷۸

فیلم superman
فیلم Superman

فیلم «سوپرمن» داستان کلاسیک و خاستگاه شخصیت اصلی داستان یعنی سوپرمن را به تصویر می‌کشد و داستان مرد جوانی به نام کلارک کنت با بازی کریستوفر ریو را دنبال می‌کند که در واقع یک بیگانه است و از سیاره در حال مرگش یعنی کریپتون به زمین فرستاده شده است. او در طول مدتی که در زمین حضور دارد، از توانایی‌های برجسته خودش برای محافظت از جهان استفاده می‌کند و به قهرمانی به نام سوپرمن تبدیل می‌شود و با جنایت‌کاری به نام لکس لوثر با بازی جین هکمن دشمن می‌شود.

سوپرمن یکی از شناخته‌شده‌ترین قهرمانان است و این اثر سینمایی نیز نقش بسیار مهمی در ایجاد شهرت برای این شخصیت و همچنین تعیین الگو برای فیلم‌های ابرقهرمانی بعدی ایفا کرد. این فیلم نمایشی کاملی از سفر قهرمان است که همراه با بازی‌های درخشانی از کریستوفر ریو، جین هکمن و مارگوت کیدر در نقش لوئیس لین است. داستان فیلم تمیز، امیدوارکننده و الهام‌بخش است و در حالی که محصولی از دهه ۹۰ میلادی است، حتی با استانداردهای امروزی نیز همچنان اثری استادانه است. شخصیت‌ها و داستان تنها عوامل کیفیت بالای آن نیستند بلکه جلوه‌های بصری این فیلم برای زمانه خودش پیشگامانه بود. موسیقی متن خارق‌العاده توسط جان ویلیامز نیز باعث شده تا این فیلم نمادین‌ترین تم ابرقهرمانی را داشته باشد.


منبع: collider

برچسب‌ها:, , , , , , , ,

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی – گیمفا

انیمه یا انیمیشن‌های ژاپنی در طی سال‌های اخیر محبوبیت زیادی پیدا کردند و تقریبا در اوایل دهه‌ی ۹۰ میلادی به جهان غرب راه پیدا کردند. در طی این سال‌ها محبوبیت انیمه‌ها بیشتر شد و انیمه‌هایی مثل Naruto و One Piece جزو محبوب‌ترین انیمه‌ها بودند.

در انیمه‌های سینمایی، استودیو جیبلی در دل هزاران نفر قرار دارد و ثابت کرده که انیمیشن‌های ژاپنی در بعضی زمینه‌ها چه از نظر بصری و چه از نظر احساسی می‌توانند پیشرو باشند. استودیو جیبلی این مسیر را هموار کرد تا در ادامه کارگردان‌های ژاپنی داستان‌های شگفت‌انگیزشان را برای مخاطبان تمام دنیا بازگو کنند و طبیعتا به نتایج بسیار خوبی منجر شد.

۱۵- The Secret World of Arrietty (سال انتشار: ۲۰۱۰)فروش جهانی: ۱۵۱ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

انیمه‌ای با داستانی ساده اما مملو از تخیل و خلاقیت؛ انیمه سینمایی The Secret World of Arrietty براساس رمانی انگلیسی به همین نام است و داستان خانواده‌ی ریزجثه‌ای را روایت می‌کند که مخفیانه در میان چوب‌ها و دیوار خانه‌ها زندگی می‌کنند. روزی دختر کوچک خانواده یعنی آریِتی توسط یک پسر انسان پیدا می‌شود و زندگی مخفیانه‌ی آن‌ها به خطر می‌افتد.

انیمه‌ی سینمایی The Secret World of Arrietty جذابیت و شگفتی استودیوی جیبلی را با خلاقیت داستان اصلی ترکیب می‌کند تا یک اثر چشم‌نواز را شاهد باشیم. انیمه، داستان و شخصیت‌های رمان اصلی را به شیوه‌ای خوب و عمیق بسط می‌دهد و کمک می‌کند تا مخاطب بیشتر با داستان ارتباط برقرار کند. همچنین این انیمه برای توزیع با دیزنی همکاری کرد و به این خاطر توانست تا فروش خوبی را در باکس آفیس داشته باشد.

۱۴- Princess Mononoke (سال انتشار: ۱۹۹۷)فروش جهانی: ۱۵۹ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

یکی از انیمه‌های شاهکار که در استودیو جیبلی و به کارگردانی هایائو میازاکی ساخته شده است. انیمه سینمایی Princess Mononoke انیمه‌ی بسیار زیبا و حماسی است که موضوع، پیام و هیجانش همچنان بعد از ۳۰ سال تازگی دارد. این انیمه داستان شاهزاده‌ای به اسم آشیتاکا را روایت می‌کند که پس از نفرین شدن توسط خدای گراز، مجبور می‌شود به غرب سفر کند تا درمانی را برای این نفرین پیدا کند. در سفر، خود را در میان کشمکشی بین موجودات جنگل و جامعه‌ای از انسان‌ها می‌بیند که هرکدام قصد دارند خودشان را گسترش دهند.

انیمه سینمایی Princess Mononoke در هنگام عرضه نقد‌های به شدت مثبتی دریافت کرد و در آن زمان توانست تا در جدول فروش داخلی ژاپن رکورد بزند. این انیمه نه تنها استودیوی جیبلی، بلکه انیمه‌های سینمایی را به دنیا معرفی کرد. البته این انیمه بیشتر شهرتش را از طریق عرضه خانگی در آمریکا بدست آورد و اگر بخاطر سنگ‌اندازی‌های دیزنی و هاروی واینستاین در اکران این انیمه نبود، ممکن بود با فروش بیشتری مواجه شود.

۱۳- Pokémon: The First Movie – Mewtwo Strikes Back (سال انتشار: ۱۹۹۹)فروش جهانی: ۱۶۳ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

اولین و موفق‌ترین انیمه سینمایی از مجموعه پرطرفدار و طولانی Pokémon؛ انیمه سینمایی Pokémon: The First Movie است که داستان اَش و دوستانش را روایت می‌کند که در کنار گروهی از مربیان سرشناس به جزیره‌ای مرموز دعوت می‌شوند. زمانی که به جزیره می‌رسند متوجه می‌شوند که میزبان آن‌ها Mewtwo است؛ یک پوکیمان مرگبار و قدرتمند که در آزمایشگاه ساخته شده و از انسان‌ها متنفر است. حالا این برعهده اَش و دیگران است تا نقشه‌ی Mewtwo را برای تصاحب دنیا شکست دهند.

درک این که تا چه حد پوکیمان با بازی‌های ویدیویی، انیمه‌ها و کارت‌های بازی‌اش در دهه ۹۰ میلادی پرطرفدار بود سخت است و در آن زمان به شدت موفق بودند. انیمه‌ی سینمایی Pokémon: The First Movie نقطه اوجی برای این مجموعه بود و تمام بچه‌ها دوست داشتند تا به سینماها بروند و شخصیت‌های محبوبشان و همینطور اولین حضور Mewtwo را روی پرده‌های بزرگ سینمایی تماشا کنند.

۱۲- One Piece Film: Red (سال انتشار: ۲۰۲۲)فروش جهانی: ۱۷۱ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

انیمه One Piece یکی از پرطرفدارترین و ارزشمندترین انیمه‌های تمام دوران هاست و تا به الان پانزده انیمه سینمایی از این مجموعه پخش شده که آخرین آن‌ها، جزو پرفروش‌ترین انیمه‌ها است. این انیمه داستان خواننده‌ای به اسم Uta را روایت می‌کند که برای اولین بار در یک کنسرت زنده در میان مردم خودش را نشان می‌دهد؛ چیزی که برای بینندگان ممکن است غیرمنتظره باشد این است که او دختر یک دزد دریایی معروف است.

با اکران این انیمه سینمایی و پخش سریال لایو اکشن One Piece می‌توان گفت که شروع دهه‌ی ۲۰۲۰ برای طرفداران این مجموعه بسیار عالی بوده. انیمه سینمایی One Piece Film: Red طراحی هنری چشم‌نوازی دارد و داستان درگیرکننده‌ای را به جهان این مجموعه اضافه می‌کند. این انیمه با فروش بسیار خوبش در میان پرفروش‌ترین انیمه‌ها قرار گرفت. هرچند عده‌ای می‌گویند این انیمه ۲۴۷ میلیون دلار فروش کرده است اما درواقع این رقم مربوط به درآمد کل استودیو ژاپنی Toei در سال ۲۰۲۲ است.

۱۱- Stand by Me Doraemon (سال انتشار ۲۰۱۴)فروش جهانی: ۱۸۳ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

انیمه سینمایی Stand by Me Doraemon لحظات خوش و مهمی را از مجموعه Doraemon به شکلی زیبا در قالب انیمه‌ای سه‌بعدی به تصویر می‌کشد. داستان درباره‌ی یک ربات گربه‌ای در قرن بیست و دو است که به گذشته سفر می‌کند تا به نوبیتا نوبی جوان کمک کند. این انیمه سینمایی داستان دوستی ارزشمند این دو شخصیت را نشان می‌دهد که از اولین دیدار آن‌ها آغاز و با یک عروسی احساسی تمام می‌شود.

همانند انیمیشن‌های Spider-Man: Into the Spider-Verse و The Peanuts Movie که نشان دادند چقدر زیبا می‌شود انیمیشن‌های دو بعدی را وارد جهان سه‌بعدی کرد، انیمه سینمایی Stand by Me Doraemon ثابت کرد که این کار برای شخصیت انیمه‌ها هم امکان‌پذیر است. این انیمه نامه‌ای عاشقانه به این مجموعه پرطرفدار و با قدمت بود که طرفداران از آن استقبال کردند و فروش بسیار خوبی کرد.

۱۰- Weathering With You (سال انتشار: ۲۰۲۰)فروش جهانی: ۱۹۲ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

انیمه سینمایی Weathering With You به کارگردانی ماکاتو شینکای، ماجرای پسری به اسم خوداکا موریشیما را دنبال می‌کند که در مسیر سفرش به توکیو با دختر یتیمی به اسم هینا آمانو آشنا می‌شود که توانایی کنترل آب و هوا را دارد.

با فروش بیش از ۱۸۱ میلیون دلاری، این انیمه جزو یکی از موفق‌ترین کارهای این کارگردان محسوب می‌شود. انیمه Weathering With You حال و هوایی دلگرم‌کننده و احساسی دارد؛ انیمیشن‌ها و طراحی آن خیره‌کننده است و داستانی عمیق درباره تاثیرات بلایای طبیعی بر زندگی مردم ژاپن و فداکاری‌هایشان دارد. بدون شک تماشای این انیمه برای کسانی که طرفدار کارهای شینکای هستند، لذت‌بخش خواهد بود.

۹- Jujutsu Kaisen 0 (سال انتشار: ۲۰۲۱)فروش جهانی: ۱۹۶ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

انیمه سینمایی Jujutsu Kaisen 0، پسر دبیرستانی‌ای را به مخاطبان معرفی می‌کند که دارای روح نفرین‌شده‌ی قدرتمندی است. این انیمه داستان یوتا اوکوتسو را روایت می‌کند که در سال ۲۰۱۶ با گوجو ساتورو ملاقات می‌کند و یاد می‌گیرد چگونه موجودی که او را در توکیو آزار می‌داد، تحت فرمان خودش بگیرد.

انیمه بی عیب و نقص Jujutsu Kaisen 0 توانست تا حدود ۱۹۶ میلیون دلار فروش کند و برای تماشای آن نیازی نیست تا انیمه‌ی اصلی آن را تماشا کنید. به عنوان یک پیش درآمد، این انیمه به خوبی می‌تواند مخاطب را با جهان انیمه‌ی Jujutsu Kaisen آشنا کند.

۸- Ponyo (سال انتشار: ۲۰۰۸)فروش جهانی: ۲۰۵ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

معمولا استقبال بسیار خوبی از انیمه‌های استودیوی جیبلی می‌شود که بی‌علت هم نیست. انیمه سینمایی Ponyo یک گوهر در میان انیمه‌های این استودیو است. داستان درباره یک پسربچه‌ی پنج‌ساله است که با شاهزاده خانم ماهی قرمز جوانی به اسم پونیو آشنا می‌شود و دوست می‌شوند. شاهزاده خانم عاشق این پسر می‌شود و می‌خواهد تبدیل به یک انسان بشود.

انیمه سینمایی Ponyo داستانی قابل لمس و تصاویر زیبایی دارد و مفهوم اهمیت به محیط زیست را به خوبی منتقل می‌کند؛ بدون شک دیدن این انیمه برای طرفداران میازاکی ضروری است و از آن لذت خواهند برد. همچنین در نسخه دوبله انگلیسی این انیمه صدای بازیگران نام‌آشنایی مثل کیت بلانشت، مت دیمون و لیام نیسون را خواهیم شنید.

۷- Howl’s Moving Castle (سال انتشار: ۲۰۰۴)فروش جهانی: ۲۳۷ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

در انیمه‌ی بسیار جذاب Howl’s Moving Castle زن جوانی را می‌بینیم که از روی حسادت یک ساحره، تبدیل به یک پیرزن می‌شود. تنها شانس او برای شکستن این طلسم این است که خودش را به جادوگر جوان و خودخواهی که در یک قلعه‌ی متحرک است برساند.

جادوی میازاکی را در این انیمه می‌شود حس کرد و چرا که این انیمه کاملا مخاطب را مجذوب خودش می‌کند و تحت تاثیرشان قرار می‌دهد. انیمه Howl’s Moving Castle دومین انیمه پرفروش استودیو جیبلی است و انتخاب خوبی برای مخاطبان مسن و جوان است چرا که مفهومی درباره ارزش خانواده دارد.

۶- The First Slam Dunk (سال انتشار: ۲۰۲۳)فروش جهانی: ۲۷۹ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

انیمه The First Slam Dunk به کارگردانی تاکه‌هیکو اینواوئه درباره پسر هفده ساله‌ای به اسم ریوتا میاگی است که سعی دارد تا رویای برادر بزرگتر که فوت شده را دنبال کند و تبدیل به یک بازیکن بسکتبال درجه یک شود.

این انیمه با صحنه‌های اکشن و هیجان‌انگیز، روایت قوی و تصاویر سه‌بعدی جذاب مطمعنا برای مخاطبین، به خصوص طرفداران بسکتبال، جذاب خواهد بود. انیمه The First Slam Dunk به سرعت تبدیل به یکی از بهترین و پرطرفدارترین انیمه‌هایی شد که تابحال ساخته شده و همینظور یکی از آثار دست کم گرفته شده در سال ۲۰۲۳ است.

۵- The Boy and the Heron (سال انتشار: ۲۰۲۳)فروش جهانی: ۲۹۴ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

هایائو میازاکی با انیمه‌ی The Boy and the Heron بازگشت باشکوهی داشت و نشان داد که هنوز در ساخت انیمه‌های سینمایی بی‌رقیب است. داستان درباره پسری به اسم ماهیتو در دوران جنگ جهانی دوم است که مجبور می‌شود به خانه‌ نامادری‌اش نقل مکان کند و زندگی‌اش را سر و سامان دهد. در ادامه ماهیتو یک دنیای خارق‌العاده با موجودات مختلف در زیر زمین کشف می‌کند و که در آن حقایق جالبی را درباره زندگی خودش می‌فهمد.

این اثر میازاکی همانند دیگر آثار او چه از نظر امتیاز و چه از نظر فروش موفق ظاهر شد؛ البته تعجبی هم ندارد که بازگشت میازاکی پس از ده سال توانست طرفداران را به سالن سینماها بکشاند، البته که انیمه The Boy and the Heron از چیزی که انتظار می‌رفت بهتر بود. پس از کسب جایزه بهترین انیمیشن در جشنواره اسکار، فروش این انیمه سینمایی بیشتر شد و در چین حدود ۱۰۰ میلیون دلار فروخت.

۴- Suzume (سال انتشار: ۲۰۲۲)فروش جهانی: ۳۱۶ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

انیمه سینمایی Suzume داستان دختر هفده ساله‌ای را روایت می‌کند که باید به مردی کمک کند که می‌خواهد دری را که به دنیای دیگری باز می‌شود را ببندد و ژاپن را از خطر نجات دهد.

فروش حدود ۳۱۶ میلیون دلاری این انیمه تنها نکته‌ی جذاب این انیمه نیست و باید به کیفیت خوب این انیمه اشاره کرد. درواقع در این انیمه ژانرهای عاشقانه، ماجراجویی و فانتزی را در خود دارد و در عین حال داستانی دارد که مخاطب را جذب می‌کند.

۳- Your Name (سال انتشار: ۲۰۱۶)فروش جهانی: ۳۴۷ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

داستان انیمه‌ی دوست داشتنی Your Name درباره دو نوجوان است؛ یک دختر از یک شهر کوچک کوهستانی و یک پسر در توکیو که بصورت پاره وقت در یک رستوران ایتالیایی مشغول است. بین این دو ارتباطی شکل می‌گیرد و باعث می‌شود که بدن‌هایشان جا به جا شود. در ادامه این دو تصمیم می‌گیرند که همدیگر را حضوری ببینند.

شینکای به خوبی ژانر عاشقانه را با کمدی و اکشن ترکیب کرده و پرفروش‌ترین انیمه‌ی خودش را ساخته است. همچنین باید اشاره کرد که این انیمه همانند دیگر آثار شینکای بسیار چشم‌نواز است و به لحاظ بصری بسیار قوی است. انیمه Your Name به لحاظ احساسی بسیار ملموس و گیرا است که نشان‌دهنده‌ی نویسندگی خوب آن است.

۲- Spirited Away (سال انتشار: ۲۰۰۱)فروش جهانی: ۳۸۳ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

برنده‌ی اسکار بهترین انیمیشن سال ۲۰۰۲ یعنی انیمه‌ی سینمایی Spirited Away همچنان به عنوان یکی از ارزشمندترین انیمه‌ها یاد می‌شود که به لحاظ فروش هم بسیار موفق بود. داستان درباره دختر ده ساله‌ای به اسم چیهیرو است که به محله‌ی جدیدی می‌رود و متوجه می‌شود که وارد دنیای کامی یا جهان ارواح فولکور آئین شینتوی ژاپن شده است.

انیمه سینمایی Spirited Away پس از این همه سال همچنان محبوب بسیاری از طرفدارهاست که به مضامینی همچون هویت، تنهایی و ترس از ناشناخته‌ها می‌پردازد. همچنین این انیمه در وبسایت IMDB بالاترین امتیاز را در بین آثار ژاپنی دارد.

۱- Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba – The Movie: Mugen Train (سال انتشار: ۲۰۲۰)فروش جهانی: ۵۰۷ میلیون دلار

پر فروش‌ترین انیمه‌ های سینمایی - گیمفا - سینما

پس از موفقیت فصل اول انیمه Demon Slayer، دور از انتظار نبود که اولین انیمه‌ی سینمایی این مجموعه مورد استقبال قرار بگیرد. این انیمه با ماجراجویی‌های تانجیرو به عنوان یک شیطان‌کش آغاز می‌شود و او به همراه همراهانش برای ماموریتی سوار قطار Mugen می‌شوند و اتفاقات غیرمنتظره‌ای برایشان می‌افتد.

با فروش شگفت‌آور ۵۰۷ میلیون دلاری، این انیمه تبدیل به پرفروش‌ترین انیمه سینمایی شد که مدیون فن بیس و همچنین دستاوردهای فنی باورنکردنی‌اش است. داستان و روایت جذاب و نفس‌گیر این انیمه حتی باعث شد که کسانی که طرفدار انیمه نیستند، به آن جذب شوند. این انیمه CGI را با سبک سنتی طراحی شخصیت ترکیب کرده که نتیجه‌اش رضایت‌بخش است.

منبع: Collider

برچسب‌ها:, , , , ,