نقد فیلم Eileen | شروع با تعلیق پایان با شوک

Eileen از فیلم‌های خوب و مستقل امسال است که متاسفانه آنچنان که باید، دیده نشد و در میان حجم عظیم مزخرفاتِ بلک باستر، این نوع از فیلم‌ها جدی گرفته نشدند. کارگردان Eileen آقای ویلیام اولدروید است که قبل‌تر فیلم بسیار خوب و قابل قبولِ لیدی مکبث را ساخته بود. اکنون بعد از هفت سال این کارگردان آمده تا فیلم جدیدش را بسازد. Eileen اقتباسی از یک رمان به نویسندگی خانم آتوسا مشفق (نویسنده ایرانی‌تبار) است. از بازیگران این فیلم نیز می‌شود به توماسین مکنزی و ان هتوی اشاره کرد. همان‌طور که می‌بینید فیلم Eileen با اینکه اثر مستقلی است اما با این حال تیم بسیار خوب و قوی دارد که اگر کارگردان کمی درست تصمیم می‌گرفت، Eileen به یکی از بهترین‌های امسال تبدیل می‌شد.

نقد فیلم eileen | شروع با تعلیق پایان با شوک
بخوانید :   نقد و بررسی فیلم May December

امیدوارم که نوشتن مطالب بالا به درد شما خورده و از طرفی هم وقتتان را نگرفته باشد. اشتباه هم نکنید، ما از فیلم Eileen دور نشدیم، بلکه برعکس بسیار هم به آن نزدیک شدیم. همان‌طور که استاد هیچکاک توضیح دادند، تعلیق یک نوع تجربه همزیستی است (تعلیق را فقط در ژانر ترس جستجو نکنید، تعلیق جان مایه هنر است) Eileen نیز با تعلیق شروع می‌شود. یعنی با نشان دادن زندگی آیلین. پلان به پلان شخصیت ایلین ساخته می‌شود. دختری دوست داشتنی، ساده، فقیر و حتی بدبخت که زندگی آرامی دارد و شاید از این آرامی آنچنان هم راضی نیست. کارگردان با دقت خاصی زندگی آیلین را ساخته و مخاطب به راحتی می‌تواند خواسته‌های او، جهان‌بینی او و حتی نیازِ ایلین را بفهمد. دوربینِ درستِ کارگردان اجازه می‌دهد تا ما نیز همراه آیلین شویم. زندگی آیلین نیز با تمام سختی‌هایش دیدنی است. گویی داریم با یک دوست جدید آشنا می‌شویم. آرامیِ زندگی‌اش تماشایی است. البته این آرامی از درون یک طوفان بیرون آمده. زندگی او از هم پاشیده و از آن بُعد انسانی‌اش دور افتاده و اصلا اجتماعی نیست. اما خواسته آیلین اتفاق می‌افتد. زن جذابی به عنوان روانشناس (ان هتوی) وارد کانون اصلاح تربیت شده و از اینجاست که نقطه عطف اول داستان اتفاق می‌افتد.

نقد فیلم eileen | شروع با تعلیق پایان با شوک

بعد از ورود ان هتوی به داستان؛ Eileen جان تازه‌ای می‌گیرد. این کارِ فیلمساز نیز ستودنی است. حد را نگه می‌دارد تا اثر در دام واقع‌گرایی بیش از حد نیافتد. البته Eileen ناتورالیسم است. پلان به به پلان نیز می‌شود این ناتورالیسم را دید. اما همان‌طور که نوشتم کارگردان سعی می‌کند حد را نگه دارد. اجازه نمی‌دهد تا مخاطب از دیدن زندگی آیلین خسته شود. چیزهای که باید نشان می‌داد را داد و ما آیلین را شناختیم. بعد از شناخت آیلین وقتِ همراه شدن با اوست. خواسته‌های او نیز انسانی و طبیعی است. دوست دارد دوست داشته شود و حتی رابطه جدی هم می‌خواهد، شاید برای فرار از تنهاییِ سنگین یا شاید هم… نمی‌دانم. اما هرچه هست، ان هتوی جهان جدیدی برای آیلین می‌سازد. او را آدم حساب می‌کند. با وی حرف می‌زند و رابطه بسیار انسانی و درستی میان دو کاراکتر اصلی اتفاق می‌افتد. در همین‌جا نیز ما شاهد بازیگری فوق‌العاده ان هتوی و مهمتر از او توماسین مکنزی هستیم. به راستی این دو بازیگر عالی هستند. مخصوصا توماسین مکنزی. کاراکترش را جان بخشیده. حتی صدا و لحن حرف زدنش را نیز در اختیار کاراکتر قرار داده. ان هتوی نیز کار بلد است. هم جذابیت نقش را حفظ کرده و هم در صحنه‌های تنش‌زا بازی خوبی را اجرا می‌کند. به نظر من نیز بازی در این فیلم برای ان هتوی تمرین خوبی بوده تا کمی از آن فیلم‌های هالیوودی پر خرج دور شود.

نقد فیلم eileen | شروع با تعلیق پایان با شوک

نوشتیم که کاراکتر آیلین خوب است. اثر نیز تعلیق دارد. اما کارگردان از ابتدای فیلم یک قصد عجیب داشت و آن این بود که می‌خواست کمی آیلین را دیوانه نشان دهد. دوربین هر از گاهی در خیال آیلین سیر کرده و وی را اسلحه به دست نشان می‌داد؛ این موضوع نیز کاملا در تضاد با دیگر خواسته و نیازهای آیلین است که در کل طول فیلم نشان داده شد. یعنی فیلمساز به زور این بُعد از آیلین را به فیلم چپانده تا در آخر شوک و غافلیگیری داشته باشد. (در پایان به این بخش خواهیم رسید)

بخوانید :   تفاوت‌ بازی Armored Core 6 با بازی‌های سولزبورن چیست؟

از طرفی کاراکتر ان هتوی هم ایراداتی دارد. با اینکه بازیگری عالی است و حتی روابط انسانی او و آیلین به درستی ساخته می‌شود، اما کاراکتر ان هتوی اصلا شبیه روانشناس‌ها نیست. در مواجه با مشکل هم نمی‌بینیم که او از پنجره روانشاسی وارد شد. صرفا احساسی و معمولی برخورد می‌کند (مثل سکانس آخر)

البته چیزی که این کاراکترها را واقعی می‌کند، وحدت اشیا و مکان با کاراکترهاست. فضا به خوبی در فیلم Eileen ساخته می‌شود. هم فضای اصلاح تربیت، هم فضای شهری و حتی ماشین‌ها و لباس‌ها و سیگار! کارگردان نیز به درستی از فضا کمک گرفته تا به داستانش جان ببخشد.

نقد فیلم eileen | شروع با تعلیق پایان با شوک

برسیم به پایان بندی فیلم Eileen. بسیار سعی کردم که درباره تعلیق و شوک نوشته و تاکید کردم که سینما تعیلق است نه شوک. Eileen نیز به درستی با تعلیق شروع می‌شود و ادامه می‌یابد اما در پایان فیلم و با رفتن ایلین پیش روان‌پزشک؛ کل داستان و حتی کل فیلم بهم می‌خورد. تعلیقِ زیبای اثر جای خود را به شوک می‌دهد. ایلین مادرِ زندانی را کشته و با خون سردی هر چه تمام می‌خواهد که این مرگ را به گردن پدر بیاندازد. این شوک فیلم Eileen را نابود کرد. بعد از این قتل فیلم سریع تمام می‌شود و مخاطب می‌ماند و هزاران سوال. چرا آیلین او را کشت؟ سرنوشت جسد چه شد؟ سرنوشت روانشناس (ان هتوی) چه شد؟ اصلا سرنوشت خود آیلین چه شد؟ چرا روانشناس به خانه مادر (مقتول) رفت؟ مگر می‌شود چنین چیزی؟ مگر می‌شود که یک روانشناس حرفه‌ای چنین مبتدیانه عمل کرده و به خانه یک فرد مشکوک برود؟ آن را بزند و دست و پایش را ببیندد؟ می‌بینید؟ هزاران سوال و هزاران مسئله با یک شوک بی‌ارزش برهم می‌خورد. (اشاره به مثال هیچکاک)

حال برای من سوال این است که کارگردان چرا چنین کرد؟ مگر او تعلیق نمی‌دانست؟ پس چرا چنین کرد؟ راستش را بخواهید نمی‌دانیم اما شاید دلیل اصلی این باشد که اصلا فیلمساز تعلیق نمی‌فهمید و هرچه ساخته شانسی بوده!

نقد فیلم eileen | شروع با تعلیق پایان با شوک

در پایان می‌شود گفت که فیلم Eileen اثر بسیار درخشانی می‌شد اگر بُعد جنایی را به داستان خود اضافه نمی‌کرد و صرفا یک درام از زندگی یک دختر ساده و مشکلاتش می‌ساخت. Eileen تا یک قدمی اثر تر و تمیز پیش رفت و در پایان صرفا به دلیل شوک، کل اثر را محکوم به نابودی کرد. البته باز هم تاکید دارم که نمی‌شود از بازی بسیار خوبِ ان هتوی و بهتر از او توماسین مکنزی گذشت.

نوشته قبلی
نقد و بررسی فیلم Maestro | شکست همه جانبه بردلی کوپر
نوشته بعدی
نقد فیلم Wonka | موزیکال جذاب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست