برچسب: بهترین

بهترین کاراکترها در هر کدام از فیلم‌های انتقام‌جویان

فیلم‌های انتقام‌جویان کاراکترهای جذاب و نمادین زیادی درون خودشان دارند ولی برخی از آن‌ها از دیگران بهتر و برجسته‌تر هستند.

فیلم‌های Avengers بخشی برجسته و نمادین از دهه ۲۰۱۰ میلادی در دنیای سینما به شمار می‌روند و این چهار فیلم که می‌توان گفت مرکزیت اصلی دنیای سینمایی مارول محسوب می‌شوند، کاراکترهای نمادین بسیار زیادی را از تاریخ سینما گرد هم آوردند و داستان‌های بسیار مهیجی را با خطرات بسیار زیاد ارائه کردند، داستان‌هایی که بیننده‌ها را به وجد آوردند و آن‌ها را مجذوب خود کردند. هر کدام از این چهار اثر سینمایی به نوبه خودشان عالی هستند اما برخی از آن‌ها به‌خاطر اصالت، طنز، جلوه‌‎های بصری و تأثیر کلی روی سینما برجسته‌تر و بهتر هستند.

در حالی که فیلم‌های انتقام‌جویان سعی دارند تا خط داستانی خوبی را به هر کدام از شخصیت‌ها اختصاص بدهند اما برخی از شخصیت‌ها بالاتر از قهرمانان دیگر قرار می‌گیرند و برجسته می‌شوند. این شخصیت‌ها با وجود اینکه در میان گروه بسیار زیاد و شلوغی از کاراکترهای دیگر احاطه شده‌اند، توانستند خودشان را برجسته کنند و کانون توجه باشند. چه به‌خاطر دیالوگ‌های به‌یادماندنی، نمایش قدرت باورنکردنی، تأثیر روی دنیای سینمایی مارول باشد یا ترکیبی از همه این عوامل، این شخصیت‌ها از دیگران بالاتر قرار گرفتند و به بهترین شخصیت در هر فیلم انتقام‌جویان تبدیل شدند.

۴. بیوه سیاه – فیلم The Avengers محصول سال ۲۰۱۲

بهترین کاراکترها در هر کدام از فیلم‌های انتقام‌جویان - گیمفا

اسکارلت جوهانسون که سابقه دو بار نامزد شدن برای جایزه اسکار را در کارنامه خودش دارد، در نقش بلک ویدو یا بیوه سیاه یکی از اعضای اصلی گروه انتقام‌جویان است که هرگز آن طور که باید مورد قدردانی قرار نگرفته است. ناتاشا رومانوف یکی از بنیان‌گذاران تیم انتقام‌جویان است و احتمالاً جذاب‌ترین و پیچیده‌ترین شخصیت در میان اعضای اصلی این تیم محسوب می‌شود. رومانوف یک جاسوس سابق روسی است که به آمریکا آمده و به‌عنوان جاسوسی برجسته برای سازمان شیلد شروع به کار کرده است.

بیوه سیاه لحظات نمادین و برجسته زیادی در دنیای سینمایی مارول دارد؛ با این حال، بهترین صحنه‌های او مربوط به فیلم اول «انتقام‌جویان» است. حتی در این اثر سینمایی نیز بینندگان و طرفداران هنوز چیز زیادی درباره شخصیت وی نمی‌دانستند و همین نیز به فیلم اجازه دارد تا از این شخصیت به‌عنوان سلاح پنهان تیم استفاده کند، شخصیتی سازگار و چالاک که قادر است علاوه بر کتک زدن افراد مختلف، به درون ذهن آن‌ها نفوذ کند و آن‌ها را فریب بدهد. ناتاشا با موفقیت توانست خدای موذیگری و شرارت یعنی لوکی را فریب بدهد و از تکبر او سوءاستفاده کرد و او را فریب داد تا نقشه‌اش را فاش کند.

فیلم «انتقام‌جویان» شخصیت ناتاشا رومانوف را در بهترین حالت خودش به نمایش گذاشت؛ از همان صحنه آغازین و نمادین این شخصیت در فیلم گرفته تا صحنه پایانی که او به تنهایی درگاه را می‌بندد تا جلوی حمله بیگانگان را بگیرد، سبب شده تا او مهم‌ترین شخصیت در این اثر سینمایی باشد. ناتاشا رومانوف شخصیتی باهوش و حیله‌گر است و برای کامل کردن مأموریت نیز مایل به انجام هر کاری است. او از جمله بهترین شخصیت‌های دنیای سینمایی مارول است و واقعاً حیف است که او هرگز آن توجهی که سزاوار و شایسته‌اش بود، به دست نیاورد.

۳. کاپیتان آمریکا – فیلم Avengers: Age of Ultron محصول سال ۲۰۱۵

فیلم avengers

رهبر گروه انتقام‌جویان یعنی استیو راجرز معیار اخلاقی دنیای سینمایی مارول به شمار می‌رود. این شخصیت برای یک دهه توسط کریس ایوانز ایفا شده بود و تنها شخصیتی است که توانایی مدیریت و اداره چنین تیم مهم و قدرتمندی را دارد. کریس ایوانز نقش استیو راجرز را در سه‌گانه مختص این شخصیت از جمله فیلم بسیار برجسته و محبوب Captain America: The Winter Soldier بازی کرده و در سه فیلم از چهار فیلم «انتقام‌جویان» نیز نقش بسیار پررنگی داشته است و سرانجام نیز پس از سفر طولانی و پیچیده خودش به استراحتی شایسته دست پیدا کرد.

باید گفت که فیلم «انتقام‌جویان: عصر اولتران» فیلم درخشانی نیست. این اثر سینمایی تلاش می‌کند تا تعادل میان گروه بسیار بزرگ بازیگران و کاراکترها و همچنین مضامین متعدد خودش را برقرار کند و نتیجه آن نیز طرح داستانی پیچیده و ناهمواری شده که خارج از توان کنترلش است. هیچ شخصیتی فرصت درخشش در این اثر سینمایی را پیدا نمی‌کند و فقط برخی از کاراکترها اندکی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند.

از میان تمام نقش‌آفرینی‌های برجسته، کریس ایوانز در نقش کاپیتان آمریکا بهترین است و فیلم نیز به این شخصیت اجازه داده تا به‌خوبی نقش خودش به‌عنوان رهبر این تیم را به نمایش بگذارد. کریس ایوانز نقش اصلی فیلم را به‌خوبی بازی کرده و فیلم «انتقام‌جویان: عصر اولتران» نیز نسبت به دیگر بازیگرها، فرصت بیشتری در اختیار کریس ایوانز قرار داده است.

در حالی که تونی و بروس در بدترین حالت خودشان قرار دارند و ثور نیز معلوم نیست در حال دنبال کردن چه چیزی است، کاپیتان آمریکا با قاطعیت ایستادگی کرده و هرگز چیزهای مهم را فراموش نمی‌کند و تیم را تا حد ممکن پایدار نگه می‌دارد. کریس ایوانز با موفقیت توانسته شخصیت کاپیتان آمریکا را به مرکز اخلاقی این اثر سینمایی تبدیل کند و کاری کند که این شخصیت دلنشین‌ترین و جذاب‌ترین شخصیت فیلم نیز باشد.

۲. تانوس – فیلم Avengers: Infinity War محصول سال ۲۰۱۸

بهترین کاراکترها در هر کدام از فیلم‌های انتقام‌جویان - گیمفا

فیلم «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» کاملاً متعلق به شخصیت تانوس با بازی جاش برولین است. این بازیگر نامزد جایزه اسکار در نقش تایتان دیوانه واقعاً درخشان ظاهر شده و توانسته جذاب‌ترین و مؤثرترین شخصیت شرور دنیای سینمایی مارول را خلق کند و با وجود حضور بازیگران برجسته بسیار زیادی در اطرافش، این فیلم را متعلق به خودش کند. تانوس مستبدی کهکشانی است که به دنبال جمع‌آوری سنگ‌های ابدیت و نابودی نصف زندگی‌ها در جهان است و همین نیز باعث شده تا او تهدیدی جهانی باشد که حتی انتقام‌جویان با هم نیز نمی‌توانند در ابتدا او را متوقف کنند.

جاش برولین واقعاً نقش‌آفرینی بسیار ارزشمند و درخشانی در نقش تانوس داشته و توانسته ظرافت و آرامشی حساب شده را به این شخصیت تزریق کند. تانوس با نقش‌آفرینی جاش برولین یک فرد دیوانه افسارگسیخته نیست بلکه یک جنگ سالار دقیق و خوفناک است که اراده‌ای شکست‌ناپذیر دارد. این یک نقش‌آفرینی شرورانه فوق‌العاده است که به تنها باعث شد تا فیلم «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» جزو بهترین فیلم‌های دنیای سینمایی مارول باشد.

دستاورد جاش برولین همچنین از این جهت قابل توجه است که در فیلم «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» نقش‌آفرینی‌های برجسته دیگری از سوی زوئی سالدانا، الیزابت اولسن، کرس همسورث و رابرت داونی جونیور نیز وجود داشته است. با این وجود، جاش برولین همچنان مرکز اکشن باقی مانده و یکی از بهترین شرورهای سینمای مدرن را ایجاد کرده است. مطمئناً سلطه بر یک اثر سینمایی بدون اینکه زیاده‌روی باشد، استعداد بازیگری واقعی‌ای را می‌طلبد و این دقیقاً کاری است که جاش برولین در این فیلم انجام داده است.

۱. مرد آهنی – فیلم Avengers: Endgame محصول سال ۲۰۱۹

بهترین کاراکترها در هر کدام از فیلم‌های انتقام‌جویان - گیمفا

رابرت داونی جونیور در آخرین نقش‌آفرینی خودش در نقش مرد آهنی تمام تلاش خودش را به کار برده است. این فیلم، مرد آهنی را در قامت پدر دختر جوانی به تصویر می‌کشد که غریزه محافظت از خانواده‌اش با تمایل او برای بازگرداندن دوستان از دست رفته‌اش به‌خصوص پیتر پارکر جوان در تضاد است. با این وجود، تمایلات قهرمانی او بار دیگر او را به درون اکشن می‌کشاند و در نهایت در رویارویی با تانوس به اوج می‌رسند، جایی که تونی استارک جان خودش را به‌خاطر جهان فدا کرد.

شخصیت تونی استارک حرفه بازیگری رابرت داونی جونیور را احیا کرد و به اوج رساند و فیلم «انتقام‌جویان: پایان بازی» نیز نقطه اوج آن به شمار می‌رود. این اثر سینمایی نقطه اوج یک دهه داستان‌سرایی مستمر در دنیای سینمایی مارول بود و همچنین بازتابی از تمایل تونی برای ایجاد تغییر و استفاده از تأثیرش برای بهبود جهان است. سفر این شخصیت او را از یک دلال اسلحه خودخواه به یک قهرمان فداکار می‌برد، قهرمانی که با کمال میل جان خودش را برای دیگران فدا می‌کند.

قوس داستانی شخصیت تونی استارک بدون شک بهترین قوس داستانی در دنیای سینمایی مارول است و کل فیلم «انتقام‌جویان: پایان بازی» نیز یک خداحافظی طولانی برای این شخصیت به شمار می‌رود، شخصیتی که به طور مؤثر زمینه را برای تحقق این دنیای سینمایی فراهم کرد. فیلم «انتقام‌جویان: پایان بازی» کار خوبی با دیگر شخصیت‌ها از جمله ناتاشا، استیو و در کمال تعجب هاکای انجام می‌دهد. با این حال، این شخصیت تونی استارک است که به یاد ماندنی‌ترین فرد باقی مانده و فداکاری او احتمالاً بهترین لحظه در کل دنیای سینمایی مارول تا به امروز است.


منبع: collider

برچسب‌ها:, , , , , , ,

بهترین ماشین های سری بازی های Forzaلیست 10 ماشین برتر فورتزا

اگر عاشق ماشین و رانندگی هستید حتما نام سری بازی های فورتزا یا Forza را شنیده‌اید. مجموعه‌ای که در حال حاضر به عنوان سرشاخه اصلی در سبک ریسینگ یا رانندگی معرفی شده و در یکی- دو دهه اخیر توانسته است خودش را به همه ثابت کند. حتی باوجود رقبای بزرگی همچون سری بازی گرن توریزمو باز هم این سری بازی فورتزا است که همچنان در کورس رقابت باقی مانده و پا پس نکشیده است. در ادامه با تحریریه مقالات بازی و مقاله بهترین ماشین های سری بازی های Forza همراه ما باشید.

فهرست بهترین ماشین های سری بازی های Forza

در طول حیات دو دهه سری بازی فورزا، ما نسخه‌های متعددی از این مجموعه را دیده‌ایم که هر کدام به نوبه خود ویژگی‌ها و مزایای خیلی زیادی داشته است. سری فورزا نیز به مانند رقیب سنتی خودش یک شبیه‌ساز واقعی را برای ما شکل می‌دهد که در این بین اتومبیل‌هایی که استفاده می‌شود همگی لایسنس شده یا به عبارتی از روی مدل‌های واقعی شبیه‌سازی شده‌اند.

این اقدام نه فقط از نظر ظاهری بلکه تمام قسمت‌های ماشین از جمله موتور و مشتقات آن به اضافه میزان قدرتی که دارند، همگی دقیقا از روی مدل‌های واقعی الگوبرداری شده است تا ما به عنوان مخاطب بتوانیم نزدیک‌ترین و شبیه‌ترین حالت را به هنگام استفاده از آن‌ها کسب کرده و به دست بیاوریم. لذا بر همین اساس ما درصدد آمدیم تا لیست ۱۰ بهترین اتومبیل‌های سری بازی های Forza را گردآوری کرده و برای شما معرفی کنیم.

اما پیش از شروع لیست بهترین خودروهای سری بازی های Forza، به نکات زیر توجه داشته باشید:

  • نکته حائز اهمیت در این باره این است که ما ترتیب خاصی برای این لیست مد نظر قرار ندادیم و فقط به انتخاب ۱۰ مورد از بهترین ماشین‌ها اکتفا کردیم.
  • ناگفته نماند که انتخاب از بین لیست بلندبالایی که وجود داشت واقعا سخت بود و لذا سعی کردیم تا تمامی سلیقه‌ها را در لیست زیر مد نظر قرار دهیم.
  • گفتن این مورد هم ضروری است که با توجه به این که تمامی خودروها در هر سال به نسخه‌های جدید اضافه شده‌اند لذا عمده منبع ما برای انتخاب، آخرین قسمت‌های منتشر شده از این مجموعه بوده است.
بهترین ماشین های سری بازی های Forza

قیمت در بازی: ۲۶,۰۰۰ Cr

به ظاهرش نگاه نکنید، هم قیمت بالایی دارد و هم قدرت مثال‌زدنی دارد. جمله معروف فلفل نبین چه ریز است را می‌تواینم اینجا به خوبی به کار ببریم. توانایی بالای این مدل در دورهای تند و شتاب وحشتناکی که در پیست‌های مختلف به‌خصوص پیست‌های خیس برمی‌دارد مثال‌زدنی‌ست. حتما وقتی این ماشین زیرپایتان رفته از رانندگی و کسب امتیاز به اوج هیجان رسیده‌اید.

مطلب پیشنهادی: راهنمای ایکس باکس سری اس: آموزش ۰ تا ۱۰۰ راه اندازی و تنظیمات تا کار با کنسول

Forza, Forza Horizon, Forza Motorsport

قیمت در بازی: ۲۶۵,۰۰۰ Cr

یک لاکچری تمام عیار، برای پیست‌های رالی یک انتخاب معرکه است. تفاوت کشور سازنده‌اش را به خوبی می‌توانیم با نسخه‌های هم‌وطنش به‌خصوص در دیگر کشورها حس کنیم. قیمت مناسبی دارد و شتاب و قدرت معرکه‌ای نیز دارد. هندلینگ دقیقی دارد که کنترل آن حتی به یک مو بند است.

بهترین ماشین های فورتزا

قیمت: ۳۰۵,۰۰۰ Cr

بیشتر شبیه بچه درس‌خونها هستش! اما از آنهایی که واقعا مغزشون کار می‌کنه و سرشون به تنشون می‌ارزه. شبیه بچه درس‌خون‌های مایه‌داری که هیچ اهمیتی به اطرافین خود نمی‌دهند و غرور سرتاپای وجودشان را گرفته است. همه دخترهای دانشکده هم آرزو دارند که حتی برای یک لحظه هم که شده این لاموبرگینی، زیرچشمی در حد یک ثانیه نگاهشون کنه. بله درسته در مورد شیک‌ترین و با ابهت‌ترین خودروی لیست بهترین ماشین های فورتزا صحبت می‌کنم که صفات فوق فقط بخشی از عظمت این ماشین را نشان می‌دهد.

بهترین ماشین های فورزا

قیمت در بازی: ۱۳۸,۰۰۰ Cr

یک وحشی تمام عیار. با وجود این که هندلینگ بسیار دقیقی دارد اما قدرت موتور آن به قدری بالاست که اگر در حین مسابقات کوچکترین خطایی انجام بدهید کنترل ماشین را از دست خواهید داد. سیستم شتاب‌دهنده این فراری به قدری بالا و قدرتمند است که به آن لقب وحشی را داده‌اند به طوری که مدل‌های بعد از آن نتوانسته‌اند از همه نظر این مدل ۲۰۱۴ را کنار بزند.

بهترین ماشین های سری بازی فورتزا

قیمت در بازی: ۱,۰۰۰,۰۰۰ Cr

البته که بیشترین کاربرد والکری برای کلاس‌های فرمول یک است. اما در دنیای سری بازی Forza Horizon شرایطی وجود دارد که این امکان را به شما می‌دهد تا با آستون مارتین والکریا در پیست‌های جهان‌باز رانندگی کنید. عمده لذت و هیجان این اتومبیل گران قیمت روی پیست‌های مسابقه‌ای است. هندلینگ بسیار بالا و سیستم تعلیق و سرعت نزدیک به صوت از جمله مواردی است که مشخصه‌های این اتومبیل گران قیمت را دل‌ربا کرده است.

در دنیای بازی بخوانید: معروفترین شمشیرهای بازی‌های ویدیویی

Forza, Forza Horizon, Forza Motorsport

قیمت در بازی: ۳۵۷,۰۰۰ Cr

همیشه وجود یک کادیلاک از ضروریات هر لیستی است. خودروهای آمریکایی فارغ از قدرت و گشت‌آوردی که نیروی محرکه موتور آن‌ها به وجود می‌آورد و باعث می‌شود کنترل نرم و راحتی داشته باشند، از فیزیک بسیار محکم و قابل قبولی برخودار هستند که رانندگی با آن‌ها را لذت‌بخش کرده است.

Forza, Forza Horizon, Forza Motorsport

قیمت در بازی: ۱۰۶,۵۹۵ Cr

شورلت‌ها حضور آنچنان درخشانی در مجموعه فورزا ندارند اما اندک گزینه‌هایی که از آن‌ها در این بازی‌ها دیده می‌شوند از نمونه‌هایی هستند که حتی وجود یک مورد از آن‌ها برای ما کافی است. در این میان مدل e-ray 2024 از جمله نمونه‌هایی است که واقعا یک اتومبیل کامل و منحصربه‌فرد به حساب می‌آید. شتاب و امکان کنترل دقیق این خودرو باعث شده تا محبوبیت بسیار زیادی در بین رانندگان داشته باشد.

بهترین ماشین های سری بازی Forza

قیمت: ۹۰,۰۰۰ Cr

نیازی به معرفی شرکت تویوتا نیست اما مدل سوپرای آن واقعا نیاز به معرفی دارد. تویوتا مدل‌های زیادی دارد که هرکدام را به نوبه خود می‌توانیم ازشان و رانندگی‌شان لذت ببریم اما سوپرا به واسطه ظاهر خوفناکی که دارد واقعا فریبنده به نظر می‌رسد. البته که سوپرا فقط در ظاهر خلاصه نشده است و قدرت و سیستم گشت‌آورد قدرت‌دهی آن بی‌نظیر است.

بهترین بازی‌های جنگی کامپیوتر که باید تجربه کنید!

Forza, Forza Horizon, Forza Motorsport

قیمت در بازی: ۳۰,۰۰۰,۰۰۰ Cr

شلبی مشخصه‌های زیادی از نظر فنی دارد که می‌تواند در لیست ما قرار بگیرد. مشخصه‌ای مثل قدرت و سرعت و کنترل بالا که هر کدام به نوبه خود عالی و در خور توجه است اما در این میان یک مورد بیشتر از بقیه به چشم می‌زند و آن هم قیمت بسیار بالای این خودرو است. اگر کسی بتواند این ماشین را بخرد حتما راجع بهش از او سوال خواهیم کرد!

بهترین ماشین سری بازی Forza

قیمت: ۲۹۰,۰۰۰ Cr

شرکت مک‌لارن را دوست دارم. سوای تمامی مشخصه‌های خوبی که از نظر فنی روی موتور خودش دارد، توجه بسیار خاصی روی ظاهر اتومبیل‌های خودش نیز دارد. قیمت خیلی خوبی دارد و سیستم خنک‌کنندگی آن بسیار دقیق عمل می‌کند. شکل و ظاهر این خودروی دوست داشتنی به شکلی است که هر راننده‌ای را جذب خودش می‌کند.

این بود لیست بهترین ماشین های سری بازی فورتزا. نظر شما همراهان همیشگی وبسایت دنیای بازی در مورد این لیست چیست؟ شما نیز ماشین های مورد علاقه خود را به لیست برترین ماشین های Forza اضافه کنید.

برچسب‌ها:, , , , , , ,

بهترین بازی‌ های سری Assassin’s Creed

بهترین بازی‌ های سری Assassin’s Creed: فرنچایز Assassin’s Creed از زمان عرضه‌ی اولین بازی خود در سال ۲۰۰۷ به دلیل برخوردار بودن از یک هویت خاص بسیار مورد توجه قرار گرفت و توانست تا به خوبی هر چه تمام‌تر، طرفداران سری Prince of Persia را وارد یک مجموعه‌ی مدرن‌تر اما جذاب‌تر کند. این هویت خاص از عناصری چون داستان‌گویی عمیق، درگیرکننده و جذاب، گیم‌پلی مخفی‌کاری با آزادی عمل بالا توام با اکشن قابل توجه، سیستم پارکور که امضای این فرنچایز است و البته اتمسفر خاص خود در هر قسمت، بسیار مورد توجه قرار گرفت. در ادامه با فهرست ۱۵ عنوان بهترین بازی های سری Assassin’s Creed همراه بخش مقالات بازی وبسایت ما باشید.

فهرست ۱۵ عنوان برتر سری بازی Assassin’s Creed

اتمسفر خاص یک Assassin’s Creed شامل موسیقی متن منحصربه‌فرد خود و گرافیک هنری بی‌نظیر و وفادار به دوران تاریخی مورد نظر است و در مجموع، آن‌چه که با عنوان ریشه‌های سری شناخته می‌شود، از تمام موارد گفته شده نشأت می‌گیرد و در رتبه بندی بازی های Assassin’s Creed کارساز خواهد بود.

در جدیدترین قسمت از سری مقالات چند برتر با عنوان بهترین بازی‌ های سری Assassin’s Creed قصد داریم تا به رتبه‌بندی عناوین فرنچایز محبوب Assassin’s Creed بپردازیم. اما پیش از شروع رده بندی برترین بازی های اساسینز، به نکات زیر توجه داشته باشید:

  • ملاک نویسنده برای رتبه‌بندی بازی‌های مجموعه، پایبندی هر چه بیشتر هر بازی به ریشه‌های سری در عین ارائه‌ی یک تجربه‌ی استاندارد و روان است.
  • در این رتبه‌بندی به طور کامل از DLCهای معروف سری، نسخه‌های موبایلی و کنسول‌های دستی چشم‌پوشی شده و تمام تمرکز ما برای مقایسه‌ میان عناوین شناخته‌شده‌ی سری است.

با دنیای بازی همراه باشید:

۱۵- Assassin’s Creed Rogue

فهرست 15 عنوان برتر سری بازی Assassin's Creed
فهرست ۱۵ عنوان برتر سری بازی Assassin’s Creed

Assassin’s Creed Rogue درست همزمان با بازی Unity عرضه شد که برخلاف تصورات از استقبال بیشتری توسط طرفداران روبرو شد؛ این بازی برخلاف یونیتی برای نسل هفتم کنسول‌ها عرضه شد. Assassin’s Creed Rogue داستان یک اساسین به نام Shay Patrick Cormac را روایت می‌کند که پس از رخداد وقایعی در جهت اساسین بودن او، خائن بودن سایر اعضای انجمن برادری و کشته شدن جمعیت زیادی از مردم، تصمیم می‌گیرد تا اساسین بودن را رها کند و به حزب تمپلارها بپیوندد. این پیچش داستانی یکی از غیرمنتظره‌ترین پیچش‌های داستان در فرنچایز است که بازیکن را به خوبی با خود همراه می‌سازد. اما در ادامه باید به سراغ بخش گیم‌پلی برویم.

گیم‌پلی بازی با کمترین شباهت ممکن نسبت به گیم‌پلی بازی Black Flag پیاده سازی شده و در عمل، نوآوری خاصی در اختیار بازیکن قرار نمی‌دهد. نبردهای دریایی با همان کیفیت پیاده‌سازی شده و تنها بخش Naval Battle که با استفاده از کشتی‌های تصرف شده خواهید توانست تا در سطح دنیا مناطق مختلفی را تصرف کنید یک جنبه‌ی اعتیادآور به بازی اضافه کرده است. گرافیک بصری بازی به سبک مناطق سردسیر پیاده سازی شده که چشم‌نواز است.

در نهایت، Rogue به جز داستان پیچیده و جذابش دیگر حرفی برای گفتن ندارد، اما لیست بهترین بازی‌ های سری Assassin’s Creed همچنان توصیه می‌کند که به خاطر همان داستان جذاب از روند تکراری مراحل بازی صرف نظر کنید و به تجربه‌ی بازی بپردازید.

سخت‌ترین انتخاب‌های زندگی، آن‌هایی هستند که شما را مجبور می‌کنند اصول اخلاقی‌تان را زیر سوال ببرید.

Shay Patrick Cormac

در دنیای بازی بخوانید: بررسی بازی Assassin’s Creed Mirage

Assassin’s Creed Mirage -14

بهترین بازی‌ های سری Assassin's Creed
بهترین بازی‌ های سری Assassin’s Creed – عنوان Mirage

بد نیست تا یادی از اساسینز کرید میراژ کنیم؛ عنوانی که در درجه‌ی نخست یک بغداد بسیار زنده و شلوغ در کنار ساختمان‌های نزدیک به هم که اساس پارکور روان بازی را تشکیل می‌دادند را به تصویر کشید. مسلما این دو مورد غافلگیرانه‌ترین مواردی بودند که در بازی رویت شد، چرا که داستان بازی کم‌فروغ بود و شخصیت‌ها (حتی با وجود آشنایی قبلی با بسیم در عنوان والهالا) اغلب فراموش شدنی بودند. داستان تنها توانسته بود تا با وام گرفتن از چهر‌ه‌ جدید فرقه‌ی قاتلان در بغداد و نفوذ بالای آن‌ها، بازیکن را مجاب به پیگیری خط داستانی نماید.

گیم‌پلی اثر فاقد هرگونه المان‌های خلاقانه نسبت بوده و هوش مصنوعی دشمن همچنان رقت‌انگیز عمل می‌کند که در فاز مخفی‌کاری بازی بسیار مشهود است. اما بد نیست بدانید که این بازی برای طرفداران تشنه‌ی ریشه‌های سری حکم یک هوای تازه را داشت و محدودیت بارز محتوا نسبت به سه‌گانه‌ی اخیر نقش‌آفرینی سری توانست تا تجلی احساس منفی هواداران نسبت به نقشه‌ی وسیع و بی‌در و پیکر تریلوژی قبلی باشد. در هر صورت، تجربه‌ی میراژ به هیچ‌وجه خالی از لطف نیست و برای مرور خاطرات خود هم که شده می‌توانید غرق زرق و برق بازی شوید.

۱۳- Assassin’s Creed Valhalla

بهترین بازی ها
بهترین بازی‌ های سری Assassin’s Creed – عنوان Valhalla

اگر بخواهم راحت بگوییم، باید اعلام کنم که بازی Assassin’s Creed Valhalla متاسفانه یک اساسینز کرید واقعی نیست و شاهد بیشترین فاصله میان این عنوان و سایر عناوین وفادار سری بودیم. والهالا همچون سایر بازی‌های فرنچایز در بازسازی یک اتمسفر بسیار نزدیک به واقعیت از دوره‌ی تاریخی خود یعنی وایکنیگ‌ها مورد ستایش زیادی قرار گرفت؛پوشش مبارزان و دشمنان آن‌ها، معماری سازه‌ها و البته موسیقی متن بی‌نظیر آن در کنار تلاش برای تعریف یک داستان حماسی از جمله اتفاقات مثبت این اثر بود.

اما اتفاق منفی‌تر بازی برای یک هوادار وفادار، گسترش بیش از پیش مبارزات و عظیم‌تر شدن آن‌ها در کنار کاهش تمرکز روی ایجاد نوآوری در عناصر مخفی‌کاری بازی و قدم برداشتن در همان مسیر ژانر نقش‌آفرینی باعث شد تا کمپانی یوبیسافت در مقابل بازخوردهای منفی طرفداران کوتاه بیاید و نوید ساخت یک بازی از کاراکتر بسیم که اتفاقا در دنیای نورث نیز حضور داشته را بدهد.

در دنیای بازی بخوانید: خشن‌ ترین بازی های سری مورتال کامبت

بهترین بازی‌ های سری Assassins Creed
بهترین بازی‌ های سری Assassins Creed

اما در کنار موارد بالا، گسترش وسعت مقیاس بازی و تعدد بسیار بالای ماموریت‌های اصلی و فرعی منجر به تجربه‌ی محتواهای تکراری و فاقد هرگونه تنوع برای مخاطبان شد. توسعه دهندگان حتی دیگر مانند عنوان قبلی یعنی آدیسی تلاشی برای بهبود کلیت بازی از جمله در این بخش نکرده بودند و همان ساختار سابق بدون تغییر خاصی برای والهالا به کار گرفته شد. طراحی محیطی بازی عملا پارکور را خارج از اولویت یک بازیکن قرار داده بود و اغلب در نبردها و مناطق مختلف لزومی به استفاده از این سیستم نمی‌شد.

هرچند والهالا تلاش کرده بود تا در بخش داستانی روی انجمن برادری Hidden Ones تمرکز ویژه‌ای داشته باشد اما در کل، حضور یا عدم حضور آن کمکی به القای فضای یک اساسینز کرید نمی‌کند.

آن‌ها فکر می‌کنند ما وحشی هستیم، پس ناامیدشان نکنید!

Eivor

بهترین بازی‌ های سری Assassin’s Creed: رتبه‌ ۱۲- Assassin’s Creed III

رتبه بندی بازی های Assassin's Creed
بهترین بازی‌ های سری Assassin’s Creed – عنوان Assassin’s Creed III

Assassin’s Creed III درست یک ناامیدی بزرگ در دوران اوج فرنچایز شناخته می‌شود که در کنار مشکلات فنی قابل توجه خود، یک پروتاگونیست تک‌بعدی و بدون پردازش قابل توجه پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. این دو موضوع باعث شدند تا Assassin’s Creed III به سرعت فراموش شود؛ ناگفته نماند که حضوری محوری انقلاب آمریکا در داستان و اتمسفر بازی و نزدیکی هویت قهرمان آن به بومیان منطقه و آزادی‌خواهان، باعث شد تا بازی به عنوان یک پروپگاندای نسبی شناخته شود که البته به مرور زمان و با تغییر نظر منتقدین، بازی از این اتهام دور شد.

رتبه بندی بازی های Assassin's Creed
بهترین بازی‌ های سری Assassin’s Creed -عنوان Assassin’s Creed III

اما باید از پرداخت ضعیف قهرمان بازی یعنی Connor Kenway گفت؛ کانر اصولا یک قهرمان تک‌بعدی است که گوشه‌گیری را ترجیح داده و در جریان داستان نیز تلاش بر رسیدن به هدف خود دارد و هیچ اثری یک شخصیت انسانی که مرور تغییراتی به خود می‌بیند نیست و به همین دلیل، مخاطبی که پیشتر، الطائر و اتزیو را دیده نمی‌تواند با او ارتباط برقرار نماید. اما در مقابل او، شاهد یک آنتاگونیست جذاب و پویا با نام Haytham E. Kenway بودیم که به خوبی هر چه تمام‌تر، بازیکن را با دوررویی خود همراه می‌سازد و پس از دوره‌ای وانمود کردن به عدالت خواهی، ناگهان به یک آنتاگونیست خطرناک تبدیل می‌شود.

دردها و مصائب برده‌داری به وضوح تمام در بازی نشان داده شده اما روایت داستان نمی‌تواند در این فضا به خوبی مخاطب را با خود همراه سازد و در مواقعی، او را خسته می‌کند. Assassin’s Creed III در بهبود سیستم پارکور و استفاده از درختان برای اولین بار در این سیستم بسیار مورد توجه است اما از سوی دیگر، مخاطبان از کنترل بد بازی گلایه‌مند بودند و نمی‌توانستند لذت کافی را از حرکات پارکور ببرند.

ایمان داشتن به چیزی بهتر از هیچ است.

Connor Kenway

۱۱- Assassin’s Creed Chronicles: Russia

رتبه بندی بازی های Assassin's Creed
رتبه بندی بازی های Assassin’s Creed

Assassin’s Creed Chronicles: Russia یکی دیگر از سه‌ بازی حاضر در سه‌گانه‌ی Chronicles است که با قاطعیت تمام به عنوان مدرن‌ترین Assassin’s Creed ساخته شده شناخته می‌شود. بازی، شما را در نقش نیکولای اورلوف قرار می‌دهد که درست پس از انقلاب اکتبر سال ۱۹۱۷ و روی کار آمدن نظام کمونیستی و نام‌گذاری شوروی برای کشور، قصد دارد تا حضور در فرقه‌ی برادری را کنار بگذارد، اما متوجه می‌شود که آناستازیا، کوچک‌ترین دختر تزار زنده است و در آخرین ماموریت خود، برای نجات وی اقدام می‌کند.

داستان‌گویی بازی بسیار جذاب صورت می‌گیرد و بازیکن را همراه قهرمان کاریزماتیک خود برای تجربه‌ی بازی می‌کند؛ اما برخی نسبت به مخفی‌کاری خطی و نبود خلاقیت چندان در طراحی مراحل، آن را به عنوان یک اسپین‌آف ضعیف شناختند و برچسب متای ۶۲ را روانه‌ی آن کردند. این سلیقه‌ی مخاطب است که بتواند با یک بازی ساید اسکرولینگ خطی از جنس اساسینز کرید ارتباط بگیرد یا خیر، اما توصیه‌ی نویسنده تجربه‌ی بازی بدون قید و شرط است؛ چرا که ضمن پایبندی به اغلب ریشه‌ها، بازیکن را از تجربه‌ی خود ناامید نمی‌سازد.

۱۰- Assassin’s Creed Chronicles: China

رتبه بندی بازی های Assassin's Creed
بهترین بازی‌ های Assassin’s Creed – عنوان Russia

Assassin’s Creed Chronicles: China مورد احترام‌ترین بازی این تریلوژی زیبا و هنرمندانه است. Shao Jun یک بانوی شرقی است که وارد پیوند فرقه‌ی قاتلان شده و تحت آموزش اتزیوی افسانه‌ای قرار گرفه است. او وارد یک نبرد تمام‌عیار با تمپلارهای نفوذ کرده در چین می‌شود و در نهایت، به دنبال مجازات پادشاه بی‌لیاقتی است که روح خود را به این تمپلارها فروخته است. این بازی همانند دو بازی قبلی سه‌گانه، از عناصر پلتفرمینگ، اکشن و مخفی‌کاری بهره می‌برد که توام با یک گرافیک بصری بسیار زیبا و هنرمندانه، خود را مانند سایر عناوین فرنچایز، باارزش و قابل احترام نشان می‌دهد.

از جمله دلایلی که بازی صاحب متای ۶۹ شد و هواداران نیز بازی را چندان به رسمیت نشناختند، نبود نوآوری قابل توجهی در گیم‌پلی، روند خطی مراحل و عدم حضور اتمسفر کاوش‌های محیطی برای گشت و گذار در فضای بازی است. هرچند که منتقدان، این بازی را با توجه به ریشه‌های یک اساسینز کرید اصیل نقد کرده و از چشمان خود دور نگه داشتند اما به عقیده‌ی نویسنده، متای ۶۹ به هیچ‌وجه قابل اعتنا نیست و تجربه‌ی بازی شدیدا به تمامی هواداران فرنچایز پیشنهاد می‌شود؛ در یک کلمه، Assassin’s Creed Chronicles: China یک اساسینز کرید است!

خبر مرتبط: اندازه نقشه بازی Assassin’s Creed Mirage حدودا اندازه بازی Assassin’s Creed Revelations است

بهترین بازی‌ های سری Assassin’s Creed: رتبه ۹- Assassin’s Creed Unity

بهترین بازی‌ های سری اساسینز کرید
بهترین بازی‌ های سری اساسینز کرید

بازی Assassin’s Creed Unity در جریان انقلاب فرانسه روایت می‌شود و کنترل یک اساسین به نام Arno Victor Dorian را در اختیار بازیکن قرار می‌دهد. در وهله‌ی اول، چیزی که باعث شد تا نارضایتی اغلب طرفداران به سوی کمپانی یوبیسافت روانه شود، باگ و گلیج‌های فراوان و البته گرافیک بسیار ضعیف بازی بود که به دلیل گسترش قابل توجه مقیاس بازی از جمله تعدد بالای NPC ها رخ داده بود. توسعه دهندگان با عدم رفع مشکلات فنی بازی در اوایل انتشار اثر، در عمل باعث شکست قطعی Unity در جذب مخاطب شدند.

علی‌رغم تلاش توسعه دهندگان و بهبود اغلب ایرادات بازی اما شکست بازی قطعی شده بود و دیگر مورد توجه قرار نگرفت. همچنین هواداران به دلیل روایت داستان بازی در خلال انقلاب فرانسه، منتظر بودند تا یک داستان جذاب‌تر و البته عظیم را شاهد باشند که نویسندگان، سوژه‌ی مرکزی داستان را براساس تلاش کاراکتر اصلی بازی برای یافتن قاتل ارباب خود و افشای هویت برخی از افراد حاضر در انقلاب فرانسه قرار داده بودند که به عقیده‌ی طرفداران، چندان سوژه‌ی درگیر کننده‌ای به شمار نمی‌رفت.

رتبه بندی بازی های Assassin's Creed
رتبه بندی بازی های Assassin’s Creed – عنوان Unity

اما باید به پازل‌های بازی اشاره داشت که جذابیت بیشتری برای حل شدن پیدا کرده بودند و طراحی قابل قبولی داشتند. سیستم پارکور یونیتی بهبودهای جالب توجهی داشت و بازیکنان را برای انتقال میان نقاط مختلف هیجان‌زده و سرگرم می‌کرد. سیستم ترور افراد نیز به عقیده‌ی بسیاری به پختگی قابل توجهی رسیده بود و می‌توانست تا مخفی‌کاری آزادانه‌ی بازیکن را به یک نتیجه‌ی دلخواه منتهی کند.

به دلم تکیه کردم تا خِرَد را بشناسم و جنون و حماقت را درک کنم. می‌فهمم که [این کار] چنان تعقیب باد [بیهوده] بود، زیرا در خرد، اندوه فراوان است و هر که بر خردش افزوده شود اندوهش نیز فزونی می‌یابد.

Al Mualim

بهترین بازی‌ های سری Assassin’s Creed: رتبه ۸- Assassin’s Creed

بهترین بازی‌ های Assassin's Creed
رتبه بندی بازی های Assassin’s Creed

در میانه‌ی لیست به آغاز مسیر فرنچایز می‌رسیم؛ Assassin’s Creed! این عنوان، حاصل اولین تلاش کمپانی یوبیسافت برای آغاز مسیر الطائر بن لا احد به عنوان یک عضو فرقه‌ی برادری حشاشین بود که علی‌رغم دریافت متای ۸۰، توانست تا با گیم‌پلی جذاب خود که تمرکز بالایی روی فاز مخفی‌کاری داشت، ارائه‌ی یک دنیای نسبتا بزرگ و البته گرافیک خاص بصری خود مخاطب را به خوبی جذب کند. داستان‌سرایی بی‌نظیر بازی برای سفر در زمان و سواستفاده از وقایع رخ داده‌ی تاریخی که در خاطرات دزموند مایلز ثبت شده، بازیکن را بیش از پیش ترغیب به ادامه‌ی تجربه‌ی بازی می‌کند.

این نکته نیز جالب توجه است که گیم‌پلی بازی از جمله سیستم پارکور به روانی بازی‌های جدید فرنچایز اجرا نمی‌شود و اندکی تجربه‌ی بازی برای مخاطب امروزی می‌تواند دشوار و البته خسته کننده جلوه کند. تکراری شدن روند بازی پس از مدتی و همچنین طراحی یکنواخت کوئست‌های جانبی نیز از جمله امتیازات منفی Assassin’s Creed بودند، اما یوبیسافت نشان داد که مسیر مجموعه را به درستی ترسیم کرده و هویت آن را به شکل خوبی، مستقل تعریف کرده است. در مجموع، بازگشت به اولین بازی فرنچایز تنها برای دیدار با دزموند مایلز و الطائر بن لا احد می‌تواند جذاب جلوه کند و مخاطب را از چگونگی آغاز داستان‌های قاتلین آگاه سازد.

چگونه می‌توانم از تنها زندگی‌ای که تاکنون شناخته‌ام، پشیمان باشم؟

الطائر

۷- Assassin’s Creed Revelations

بهترین بازی Assassin's Creed

کمپانی یوبیسافت، در حالی یکی از کم‌فروغ‌ترین تلاش‌های خود را در Revelations پیاده سازی کرد که مخاطب به شوق پایان داستان دو پروتاگونیست محبوب سری یعنی الطائر و اتزیو توام با یک گیم‌پلی جذاب‌تر و خلاقانه‌تر از قبل به تجربه‌ی بازی می‌پردازد اما در عمل چیزی جز یک گیم‌‌پلی بدون تکراری و بدون هیچ‌گونه تغییر و بهبود مشاهده می‌کند. Revelations تمرکز خود را به طور کامل روی طراحی یک داستان درگیر کننده و روایت جذاب آن می‌گذارد که طبق انتظار، به طور کامل موفق می‌شود.

داستان بازی حول اتزیوی پیر شده می‌گذرد که باید برای پیدا کردن پنج کلید مورد نیاز برای باز کردن کتابخانه‌ی الطائر، جد خود وارد تلاش‌های طولانی‌مدتی می‌شود و در این مسیر، به مناطقی چون قسطنطنیه سفر می‌کند. شخصیت‌پردازی اتزیو در سنین بالا بسیار عالی انجام شده و پختگی او را در مسیر زندگی و کشف‌هایش به خوبی نشان داده است. اتمسفر بازی، گیرا طراحی شده و مناطق مسلمان‌نشین را قابل قبول نشان می‌دهد.

در نهایت، Revelations بیش از این حرفی برای گفتن ندارد؛ یادمان نرود که بازی یک حالت شبیه به دفاع از قلعه که Den Defense داشت که در آن، اتزیو به همراه نیروهای جدیدش باید در مقابل هجوم تمپلارها از موضع خود دفاع می‌کرد که به عقیده‌ی بسیاری یک مینی‌گیم بدون پرداخت درست بوده و تجربه‌ای احمقانه در اختیار پلیر قرار می‌دهد.

هیچ افتخاری بالاتر از جنگیدن برای یافتن حقیقت نیست.

الطائر

۶- Assassin’s Creed Odyssey

بهترین بازی‌ های Assassin's Creed
رتبه بندی بازی های Assassin’s Creed – عنوان Odyssey

به رتبه‌ی ششم از ۱۵ بازی برتر فرنچایز Assassin’s Creed رسیدیم؛ Assassin’s Creed Odyssey پس از عرضه‌ی Origins، عملا انتظارات را برای تکامل فرمول جدیدی سری در بازی دوم بالا برد و توقعات طرفداران درست مانند Assassin’s Creed 2 به مرز قابل توجهی رسید. Odyssey یک دستاورد اساسی نبود، اما برای بهبود آن‌چیزی که از بازی قبلی دیده بودیم یک اثر قابل توجه محسوب می‌شد. بازی در دوران یونان باستان روایت می‌شد و به ریشه‌های یک خیانت بزرگ که موجب شد تا کاراکتر اصلی از خانواده‌ی خود دور شود می پرداخت.

در ادامه، قهرمان بازی به قدرت پنهان زمان خود یعنی فرقه‌ی Kosmos رسید و تلاش کرد تا با قرار گرفتن در یکی از دو جبهه‌ی آتنی‌ها یا اسپارتان‌ها این فرقه‌ی منفور را از میان بردارد. عنوان مذکور سیستم مبارزات عمیق‌تری در مقایسه با بازی قبلی ارائه داد و در عین حال، مخفی‌کاری همیشگی دنیای مجموعه را با همان المان‌های همیشگی اما متناسب با دوران زمانی باستان همسان‌سازی کرد. لوکیشن‌های شهری بازی بسیار زیبا، پرجزییات و متناسب با سیستم پارکور سری است و تلاش بازیکن برای گشت و گذار در نقشه‌ی وسیع بازی و البته حضور در نبردهای دریایی و امکان افزایش توان کشتی‌ها نیز از جمله بخش‌های پرجزییات این بازی بود.

خبر مرتبط: بازی Assassin’s Creed Mirage برای آیفون ۱۵ پرو منتشر می‌شود

بهترین بازی‌ های Assassin's Creed
رتبه بندی بازی های Assassin’s Creed – عنوان Odyssey

المان‌های نقش‌آفرینی پررنگ‌تر از همیشه حضور داشتند که همزمان برای طرفداران این ژانر یک اتفاق مثبت و برای طرفداران قدیمی سری که به دنبال یک اثر با مقیاس کوچکتر بودند یک امتیاز منفی به شمار می‌رفت. البته توسعه‌دهندگان با ایجاد محتواهای جانبی به میزان قابل توجه که در مواقعی حس تکراری بودن را القا می‌کردند توانستند تا اثری با عمق کافی تحویل مخاطب دهد. همچنین سیستم بدنامی برای اولین بار حضور پیدا کرد که باعث می‌شود تا بازیکن فعالیت‌های مجرمانه‌ی خود را کنترل کند.

نظم، هرج و مرج؛ هر کدام اگر به تنهایی حاکم شوند جهان بمیرد.

Kassandra

بهترین بازی‌ های سری Assassin’s Creed: رتبه ۵- Assassin’s Creed Syndicate

بهترین بازی های Assassin's Creed

Syndicate به عنوان آخرین بازی سری پیش از ورود به عصر نقش‌آفرینی فرنچایز عرضه شد که مورد کم‌لطفی هواداران قرار گرفت و به اندازه‌ی آن‌چه که در درون خود داشت مورد استقبال واقع نشد. Syndicate در دوران صنعتی انگستان جریان داشت و گیم‌پلی آن براساس فعالیت‌های یک خواهر و برادر دوقلو به نام Jacob و Evie Frye بنا شده بود که برای اولین بار، این امکان را به مخاطب می‌داد تا هر زمان که تشخیص می‌دهد میان کاراکترها سوییچ کند و بازی را با او ادامه دهد؛ شخصیت مذکر برای انجام ماموریت‌ها به شکل مخفی‌کاری و کاراکتر مونث به شکل اکشن ایجاد شده‌اند.

سندیکیت در عمل هیچ غافلگیری جدیدی در بخش گیم‌پلی نداشت و تنها آمده بود تا همان گیم‌پلی تکامل‌ یافته‌ی قبلی، بازیکن را وارد کوئست‌های جذاب فرعی، مینی‌گیم‌های چون به آشوب کشیدن شهر با کالسکه‌ها و مسابقه دادن با آن‌ها و همچنین حل معماها با کمک گرفتن از رمان‌نویس مشهور یعنی چارلز دیکنز و البته دریافت ابزارهای جدید از الکساندر گراهام بل معروف کند.

بهترین بازی‌ سری Assassin's Creed
رتبه بندی بازی های Assassin’s Creed – عنوان Syndicate

سندیکیت یک سیستم پارکور فوق‌ تکامل یافته و نمایشی را در اختیار بازیکن قرار می‌دهد که حتی در برخی از عناوین جدیدتر فرنچایز نیز به ندرت اثری از آن دیده می‌شود؛ حضور زیپ‌لاین‌ها و البته Grappling Hookها برای جابجایی میان مکان‌های مختلف بخشی دیگر از جذابیت بی‌پایان گشت و گذار کاراکتر در محیط چشم‌نواز لندن است.

سیستم مبارزات هرچند پس از مدتی، عمق خود را از دست می‌دهد و بخش مخفی‌کاری نیز به دلیل نداشتن نوآوری خاص نمی‌تواند یک بازیکن وفادار به مجموعه را از خود راضی نگه دارد اما باید پذیرفت که اکنون پس از دور شدن از سال‌های شلوغ فرنچایز و رفع مشکلات فنی، امروز Syndicate یک عنوان کاملا شایسته و سرگرم کننده برای تجربه است.

نقشه‌ فرار؟ وقتی دیگر کسی باقی نمانده از در اصلی خارج شو.

Jacob Frye

۴- Assassin’s Creed IV: Black Flag

بهترین بازی‌ سری Assassin's Creed
رتبه بندی بازی های Assassin’s Creed – عنوان Black Flag

یوبیسافت در دوران ابتدایی فرنچایز عادت داشت تا با عرضه‌ی هر اساسینز کرید جدید، یک بخش نو و جذاب پیش روی مخاطب هاردکور قرار دهد که تجربه‌ی او را به طرز شگفت‌انگیزی جذاب می‌ساخت؛ این بخش جدید شامل چند مکانیک تازه، نمایشی‌تر کردن حرکات پارکور یا حتی قسمت فوق‌العاده‌ی نبردهای دریایی به شمار می‌رفت. بازی به طور رسمی و با وام گرفتن بخش نبردهای دریایی از Assassin’s Creed 3 و ارتقای آن به جذاب‌ترین شکل ممکن، بازیکن را درگیر ساعت‌ها محتوای جذاب می‌کرد که در کنار محتوای همیشگی سری از جمله ترور افراد دشمن و ماموریت‌های اصلی و فرعی مخفی‌کاری، بازیکن را جذب خود می‌کرد.

باید به پیاده‌سازی جذاب نبرد میان کشتی‌ها و آزادی در حمله به هر نوع کشتی حاضر در دریا و البته نبردهای جذاب میان پرسنل هر کشتی یا یکدیگر، شکار حیوانات وحشی برای اولین بار، قرار دادن محتوای اکتشاف گنج که گشت و گذار در نقشه را به باارزش‌ترین نقطه‌ی خود می‌رساند، بهبود سیستم نبردهای تن به تن و البته حضور یک ضدقهرمان جذاب به نام Edward Kenway و البته بهبود گرافیک بصری و زیبا به تصویر کشیدن محیط‌های ساحلی اشاره کنیم. نبرد کشتی‌ها باعث شده بود تا حضور بازیکن در محیط‌های بسته‌ی شهری و انجام حرکات پارکور و البته کشتن دشمنان در یک سیستم ترور بهبود یافته، تکراری نشود.

بهترین بازی‌ سری Assassin's Creed
بهترین بازی ها – Assassin’s Creed Black Flag

اما باید پذیرفت که داستان بازی در مقایسه با عناوین قبلی ضعیف بود و اگر بخش جنگ کشتی‌ها وجود نمی‌داشت باید خیلی زود با این اثر خداحافظی می‌کردیم؛ چیزی که سازندگان در داستان به آن پرداخته بودند نتوانسته بود تا جدال میان ادوارد و Torres را با انگیزه‌ها و پیش‌زمینه‌های قابل توجهی به تصویر بکشد و مخاطب را مانند همیشه به داستان‌سرایی مجموعه دلخوش کند.

یک ایده تنها ممکن است که آغاز خرد [در انسان] باشد و شکل نهایی آن نباشد.

Edward Kenway

۳- Assassin’s Creed Brotherhood

بهترین بازی‌ سری Assassin's Creed
بهترین بازی ها – Assassin’s Creed Brotherhood

Brotherhood به عنوان دومین بازی از داستان زندگی اتزیو عرضه شد تا ماجراهای بیشتری از خصومت‌های شخصی وی با قاتلان مختلف روایت کند. بازی به خوبی هر چه تمام‌تر، گیم‌پلی بازی قبلی را در هر دو فاز اکشن و مخفی‌کاری بهینه کرده و بهبود می‌دهد و این‌بار، بازیکن با یک سیستم مبارزات عمیق‌تر و البته کم‌نقص وارد نبردهای رو در رو با دشمن می‌شود. با وجود آنتاگونیست جذاب و پرداخته شده‌ای چون Cesar Borgia و تقابل او با اتزیو اما داستان بازی نتوانست تا جذابیتی به اندازه‌ی جذابیت عنوان قبلی خود داشته باشد و طرفداران را راضی نماید؛ داستان در مجموع، جزیی‌تر و به دنبال توسعه‌ی سرگذشت اتزیو بود و پتانسیل بیشتری برای پرداخت نداشت.

بهترین بازی‌ سری Assassin's Creed
بهترین بازی ها – Assassin’s Creed Brotherhood

اما سازندگان از گسترش جنبه‌های مختلف چشم‌پوشی نکرده بودند و تا حد امکان به گسترش مقیاس فعالیت‌ها و گشت‌و‌گذارهای کاراکتر اصلی پرداختند. کافی‌ست فقط یک‌بار بازی را تجربه کنید تا هرلحظه برای استفاده از یک اختراع عجیب و غریب لئوناردو داوینچی هیجان‌زده باشید یا برای گسترش انجمن برادری خود، تلاش بی‌وقفه‌ای برای استخدام اساسین‌های بیشتر به کار بگیرید. سری ماموریت‌های فرعی بازی که با حضور معشوقه‌ی اتزیو یعنی Cristina Vespucci انجام می‌شدند هنوز به عقیده‌ی بسیاری از طرفداران، از جمله جذاب‌ترین Side Questهای سری بودند.

سیستم پارکور، بهبود قابل توجهی نسبت به دو عنوان قبلی سری داشت و با ایجاد یک لوکیشن شهری، استفاده از پارکور را هیجان‌انگیزتر کرده بود. گرافیک بصری در به تصویر کشیدن لوکیشن‌های مختلف از بافت قدیمی شهر رم بی‌نظیر کار شده بود و حضور موسیقی متن فوق‌العاده نیز اتمسفر غوطه‌ورانه‌ای در اختیار مخاطب قرار می‌داد.

هیچ معلم یا کتابی وجود ندارد که به شما پاسخ دهد و مسیر را نشان‌تان بدهد. مسیر خودتان را انتخاب کنید و از من یا هیچ‌کس دیگر پیروی نکنید.

Ezio

۲- Assassin’s Creed Origins

بهترین بازی‌ سری Assassin's Creed
بهترین بازی ها – Assassin’s Creed Origins

بدانید که انتخاب رتبه‌ی دوم در میان ۱۵ بازی برتر، به همان سختی‌ای است که انتخاب جایگاه نخست دشوار و طاقت‌فرساست. اما پس از مقایسه‌های بی‌وقفه، چاره‌ای جز اختصاص جایگاه دوم این لیست از بهترین بازی ها به عنوان Assassin’s Creed Origins وجود نداشت. این بازی در ادامه‌ی سیاست کمپانی یوبیسافت برای افزایش فوق‌العاده‌ی مقیاس هر بازی برای تجربه بود، چرا که پس از افزایش قابل توجه تعداد NPC ها و وسعت نقشه که از عنوان Unity آغاز شد Origins آمد تا در ژانر مختص به این مقیاس عظیم یعنی Open World چنین کاری انجام دهد.

Origins به عنوان یک سافت ریبوت عرضه شد تا ضمن روایت یک داستان جدید در همان فضای سفر در زمان و ورود به دوران فرمانروایی کلوپاترا در مصر باستان، به ریشه‌های شکل‌گیری انجمن‌های برادری و البته تشکیلات تمپلارها که سال‌ها قبل تحت نام Order of the Ancients فعالیت داشتند بپردازد.

خبر مرتبط: جدول پر فروش ترین بازی های در انگلیس | Mirage حریف EA Sports FC 24 نشد

بهترین بازی‌ های سری Assassin's Creed
بهترین بازی‌ Assassin’s Creed – عنوان Assassin’s Creed Origins

بازی وارد سبک حهان باز و همچنین RPG شد و توانست تا به شکلی جذاب‌تر، بازیکن را مسئول پیشروی همه‌جانبه در نقشه و ماموریت‌های خود کند و ضمن پایبندی به روایت کامل و جذاب داستان که به انتقام Bayek و Aya از مسببین قتل پسرشان و تاسیس انجمن برادری می‌پردازد، مخاطب را غرق در فضای چشم‌نواز و کویری مصر باستان سازد. بازی همچنان که روی عناصر مخفی‌کاری سری متمرکز است و آن‌ها را به درستی وارد فضای باستانی چند صدسال قبل می‌کند اکشن خوبی نیز برای طرفداران تدارک دیده که بنا به آزادی عمل بالای بازی، می‌توانند به ریشه‌های مخفی‌کارانه‌ی سری پایبند بمانند یا وارد نبردهای تمام‌عیاری با سایر افراد شوند.

من نمی‌توانم همچون یک مار که پوست اندازی می‌کند گذشته‌ام را از بین ببرم.

Bayek 

۱- Assassin’s Creed II

بهترین بازی‌ سری Assassin's Creed
بهترین بازی ها – Assassin’s Creed II

بهترین بازی ها از اساسینز کرید: جایگاه نخست بهترین بازی‌های سری بی‌چون و چرا به عنوان Assassin’s Creed II اختصاص داده می‌شود. بی‌مقدمه باید بگوییم که این بازی، هرچند با یک فاصله‌ی زمانی دوساله منتشر شد اما به خوبی هرچه تمام‌تر فرنچایز را وارد مسیر تکامل کرد و نشان داد که عنوان قبلی، تنها یک شروع برای طرفداران بوده است. در ابتدا باید از شخصیت‌پردازی کارشده و عمیق Ezio Auditore da Firenze که با همان نام مختصر «اتزیو» شناخته می‌شود و از نوادگان «الطائر بن لا أحد» پروتاگونیست بازی اول بود گفت.

این قهرمان جدید سری توانست تا با نشان دادن یک کاراکتر بسیار احساساتی، کینه‌توز و انتقام‌جو، شوخ‌طبع و البته کاریزماتیک به خوبی بازیکن را با خود همراه سازد تا در پایان‌بندی بی‌نظیر خود در کنار قطعه‌ی موسیقی فوق‌العاده «Ezio’s Family» به مخاطب یادآوری کند که ویدیوگیم، چه پتانسیل فوق‌العاده‌ای برای خلق کاراکترهای به یاد ماندنی دارد. داستان بازی بسیار درگیر کننده و همراه با یک روایت جذاب بود که اتزیو را درگیر انتقام از قاتلان خانواده‌ی خود می‌نمود و البته در این مسیر می‌بایست در مسیر راه و رسم یک قاتل از جنبش حشاشیون قدم بردارد.

بازی می‌توانست مخاطب را درست در دورانی که هنوز با واژه‌ی سندباکس غریبه بود، در یک نقشه‌ی وسیع گرفتار تهدیدات و سوژه‌های مختلف کند و سطح آبی شهر را به وسیله‌ی شنا کردن و استفاده از قایق را یک بخش جذاب از گشت و گذار در نقشه تلقی کند و البته به عنوان یک محل مخفی‌شدن در اختیار بگذارد. در مقایسه با سیستم پارکور نسبتا پرایراد بازی اول، بازی دوم این سیستم را به درستی بهبود داده و اجرای آن را روان ساخته بود. فراموش نکنید که Assassin’s Creed II می‌توانست هر لحظه بازیکن را برای روبرویی با اختراعات آقای لئوناردو داوینچی مشهور، هیجان‌زده سازد.

بهترین بازی‌ های Assassin's Creed
بهترین بازی‌ ها – Assassin’s Creed II

گیم‌پلی مخفی‌کاری بازی در کنار عناصر اکشن در Assassin’s Creed II به اوج خود رسید و از همان دوران، پایه‌ی یک گیم‌پلی تکامل یافته براساس دو سبک مخفی‌کاری و تهاجم را ایجاد نمود. Hidden Blade از جمله اختراعات داوینچی از این بازی حضور پررنگ‌تری از جمله در بخش حساس مخفی‌کاری داشت و با معرفی Smoke Grenade برای اولین‌بار، مخاطب را برای هر نوبت استفاده از آن هیجان‌زده نمود. ناگفته نماند که اتمسفر بازی همراه با هسته‌ی اصلی داستان که مرکب از گرافیک هنری خاص و تصویر جذاب ایتالیا است به شدت سازگار و غرق‌کننده بود و تنها موسیقی متن بی‌نظیر بازی، خود گویای این موضوع است.

تصور مردم در ابتدا از شما، درست همان چیزی است که نیستید!

Ezio

بهترین بازی‌ های Assassin's Creed

شما بگویید؛ اگر شما رتبه‌بندی بهترین بازی ها از سری Assassin’s Creed را انجام می‌دادید چه لیستی تنظیم می‌کردید؟ بهترین بازی اساسینز از نظر شما کدام است؟ نظرات خود را با دیگر خوانندگان دنیای بازی در میان بگذارید.

برچسب‌ها:, , , , ,

مروری بر بهترین لباس‌های مدرن سوپرمن در دنیای کمیک

یکی از مهمترین مؤلفه‌های ابرقهرمانان به طراحی لباس آن‌ها مربوط می‌شود که سوپرمن نیز از این قاعده مستثنی نبوده و لباس‌های جذابی را در دنیای کمیک بر تن کرده است.

سوپرمن/کلارک کنت قدیمی‌ترین، قدرتمندترین و یکی از محبوب‌ترین ابرقهرمانان تمام ادوار به شمار می‌رود که توسط جری سیگل و جو شوستر در سال ۱۹۳۸ میلادی خلق شده است. ابرقهرمانی که تاکنون به شیوه‌های مختلفی بر پرده سینما به تصویر کشیده شده و با آغاز دنیای سینمایی جدید دی‌سی، دیوید کورنسوت وظیفه ایفای نقش آخرین پسر از سیاره کریپتون را بر عهده گرفته است که زیر نظر جیمز گان طی سال‌های آینده وقایعی حماسی و هیجان انگیز را رقم خواهد زد. دیوید کورنسوتی که پس از مدت‌ها انتظار بالاخره توانستیم تا برای نخستین‌بار ظاهر او را در قامت سوپرمن مشاهده نماییم.

یکی از مهمترین مؤلفه‌های ژانر ابرقهرمانی در تمام مدیوم‌های سرگرمی به طراحی لباس ابرقهرمانان مربوط می‌شود که تاثیر به سزایی در جذب مخاطب داشته و می‌تواند محبوبیت و یا عدم محبوبیت یک شخصیت را در نزد بیننده به همراه داشته باشد. قاعدتاً زمانی که پای سوپرمن به ماجرا باز می‌شود، با حساسیتی دو چندان طرف هستیم که در طی سالیان گذشته طراحی لباس او بارها و بارها دستخوش تغییر شده و هربار واکنش متفاوتی را از سوی طرفدارانش به همراه داشته است. حال در مقاله امروز به سراغ مرور و رتبه بندی ۱۰ لباس مدرن و برتر این ابرقهرمان نمادین از کمیک‌های دی‌سی رفته‌ایم که هر یک از جلوه خاص و جذابی برخوردار بوده است.

۱۰. لباس بروتال

مروری بر بهترین لباس‌های مدرن سوپرمن در دنیای کمیک - گیمفا

مجموعه کمیک‌های سری ۵۲ تغییرات قابل توجهی را در مولتی‌ورس دی‌سی به ارمغان آوردند که یکی از آن‌ها نمایش زمین-۲ جدید بود.

در این زمین دارکساید به استپن‌وولف دستور حمله همه‌جانبه‌ای را بر علیه سیاره زمین می‌دهد که منجر به جنگی بسیار بزرگ و ویرانگر شده به حدی که سوپرمن، بتمن و زن شگفت‌انگیز در این بین کشته می‌شوند. اینجاست که دارکساید نسخه اهریمنی سوپرمن به نام بروتال را خلق می‌کند که شرارت‌های قابل توجهی را رقم می‌زند. نسخه تیره و تاریکی از سوپرمن که از لباس قرمز و سیاه و زنجیری بهره برده و طراحی متفاوت و بسیار زیبایی را رقم زده که به جای امید، ترس و وحشت را در دل مخاطب ایجاد می‌کند. نکته جالب این طراحی به حرف S مربوط می‌شود که در اصل یک قطعه آهنی بوده که توسط زنجیر به وسط لباس سوپرمن متصل شده است.

۹. لباس وال-زاد

مروری بر بهترین لباس‌های مدرن سوپرمن در دنیای کمیک - گیمفا

شاید که زمین-۲ مولتی‌ورس سری ۵۲ قدرتمندترین قهرمان خود را از دست داده و بروتالی را دریافت کرده که زمین و زمان را به هم می‌ریزد اما خیلی زود جایگزینی برای سوپرمن پیدا شده که وال-زاد نام دارد.

وال-زاد دوست کارا زور-ال در سیاره کریپتون محسوب شده و جزو معدود نفراتی به شمار می‌رود که فرصت نجات از سیاره نابود شده را پیدا کرده است. مردی که با مرگ سوپرمن زمین-۲ قسم خورد تا از این سیاره در برابر هر گونه تهدیدی، علی‌الخصوص بروتال محافظت نماید. طراحی لباس وال-زاد به شکل تحسین برانگیزی منحصر به فرد بوده و در حالی که همچنان از عناصری نظیر حرف S و رنگ آبی لباس سوپرمن بهره می‌برد اما جلوه متفاوتی را به کار گرفته که توجه مخاطب را جلب می‌کند. اضافه کردن رنگ‌های نقره‌ای و سفید به لباس آبی سبب شده تا یکی از زیباترین لباس های ابرقهرمانی دی‌سی را شاهد باشیم.

۸. لباس سوپرمن زمین-۲

مروری بر بهترین لباس‌های مدرن سوپرمن در دنیای کمیک - گیمفا

زمین-۲ ما را با نبردی نابرابر میان ابرقهرمان دی‌سی بر علیه ارتش عظیم دارک‌ساید روبرو می‌کند که در نهایت به مرگ ترینیتی از جمله سوپرمن منجر می‌شود.

سوپرمن این زمین همان چیزیست که این شخصیت را نمادین کرده است: بازمانده‌ای از سیاره کریپتون که توسط خانواده کنت نجات پیدا کرده، به شغل روزنامه‌نگاری روی آورده و با زنی به نام لوئیس لین ازدواج می‌کند. البته که این زوج دوست داشتنی در دنیای زمین-۲ مسبب نگهداری و بزرگ کردن پاورگرل نیز بوده‌اند. نکته حائز اهمیت این سوپرمن به طراحی لباس آن مربوط می‌شود که از هیچ زره و خط و خطوط خاصی بهره نبرده و در عین سادگی، جلوه مدرنی به خود گرفته و طراحی حرف S آن شاید که یکی از زیباترین ها در میان تمام لباس‌های سوپرمن لقب گرفته است.

۷. لباس سوپرمن ریبرث

مروری بر بهترین لباس‌های مدرن سوپرمن در دنیای کمیک - گیمفا

یکی از نکات منفی سری ۵۲ که چندان باب میل طرفداران دی‌سی ظاهر نشد، لباس زرهی مانند سوپرمن بود که علی‌رغم داستان محوری اما هواداران این ابرقهرمان را ناراضی نمود.

پس از پایان سری ۵۲ شاهد روی کار آمدن مجموعه جدیدی به نام ریبرث یا تولد مجدد بودیم که سعی در اصلاح موارد متعددی از جمله لباس سوپرمن داشت. لباسی که اگرچه در ابتدا با انتقاداتی روبرو گشت اما طراحان دی‌سی به خواست طرفدارانشان گوش کرده و به مرور این لباس را بهبود بخشیدند. لباسی که هیچ خبری از اجزای زرهی و عجیب و غریب در آن نبود و به سمت دوران کلاسیک سوپرمن گرایش پیدا کرده بود. البته که تغییراتی همچون کفش‌های آبی را در ابتدا برخوردار بود که بعدها اصلاح شد و حالتی ساده و کلاسیک به خود گرفت.

۶. لباس جان کنت

مروری بر بهترین لباس‌های مدرن سوپرمن در دنیای کمیک - گیمفا

با قاطعیت باید گفت که جان کنت یکی از بهترین اضافات به افسانه‌های سوپرمن طی ۲۰ سال گذشته لقب گرفته که رابطه پدر و پسری جذابی را با کلارک کنت به ارمغان آورده است.

علی‌رغم این که در ابتدا جان کنت بازخوردهای چندان مثبتی را دریافت نکرد اما شخصیت پردازی او به مرور پخته‌تر شد و به طبع استقبال هواداران دی‌سی را به همراه داشت. قهرمان جدیدی که جا پای پدرش گذاشته و قاعدتا از لباس کاملاً جدیدی نیز برخوردار بوده است. نکته حائز اهمیت درباره طراحی لباس جان کنت در این است که می‌توان آن را تلفیقی از تمام لباس‌های کلارک کنت دانست که به بهترین شیوه ممکن با یکدیگر ترکیب شده و نه تنها روح نمادین کلاسیک سوپرمن را حفظ کرده، بلکه جلوه مدرنی نیز به خود گرفته است. ترکیب رنگ آبی و قرمز جدید به کار گرفته شده و حرف S که به شکل جذابی به شنل متصل شده، سبب گشته تا یکی از بهترین طراحی‌های این مقاله را شاهد باشیم.

۵. لباس کالوین الیس

مروری بر بهترین لباس‌های مدرن سوپرمن در دنیای کمیک - گیمفا

هرچقدر که ایده جهان‌های موازی در دنیاهای سینمایی مارول و دی‌سی به شکلی فاجعه‌بار به تصویر کشیده شده اما در دنیای کمیک مسبب خلق رویدادهایی جذاب و شخصیت‌های ماندگار گشته است.

یکی از عجیب‌ترین نسخه‌های سوپرمن به کالوین الیس مربوط می‌شود که براساس شخصیت باراک اوباما طراحی شده است. نسخه سیاه پوستی از سوپرمن که طراحی اولیه لباس وی حالتی کلاسیک داشت و سپس در سری ۵۲ تفاوت‌های چشمگیری به خود دید. او نمادی از ابرقهرمانی بود که در عین حال ریاست جمهور یک کشور را نیز بر عهده داشت. طراحی ایده‌آلی با رنگ‌های آبی، قرمز و طلایی که برخلاف سوپرمن اصلی سری ۵۲، حالت زره مانندش جلوه جذابی به طرح کلی افزوده بود و بعدها سرشانه‌هایی نیز به لباس کالوین الیس اضافه گشت که به شنل متصل شده و لباس وی را بیش از پیش جذاب می‌نمود.

۴. لباس سوپرمن Action Comics

مروری بر بهترین لباس‌های مدرن سوپرمن در دنیای کمیک - گیمفا

در حالی که با به زبان آوردن سری ۵۲ هر مخاطبی به یاد سوپرمن زمین اصلی و لباس زرهی او خواهد افتاد اما باید بگوییم که کرنا موریسون پیش از داستان اصلی دست به نگارش کمیک Action Comics زد که جلوه متفاوتی از کلارک کنت را نمایش داده است.

او در ابتدای مسیر ابرقهرمانی قرار داشت و به طبع لباس خاصی بر تن نمی‌کرد. به همین منظور تی‌شرت و شنلی ساده را بر تن کرده و به خیابان‌های متروپلیس قدم گذاشته تا امنیت و آرامش را برای مردمش به ارمغان بیاورد. جلوه متفاوتی که کرنا موریسون در ابتدا برای سوپرمن استفاده کرد و کنار گذاشتن آن و روی آوردن به سمت لباس زرهی باعث ناامیدی طرفداران دی‌سی شد. البته که بعدها با افت قدرت‌های کریپتونی کلارک کنت، او باذی دیگر به سمت پوشیدن تیشرت و شنل خود گرایش پیدا کرد که با استقبال خوانندگان کمیک مواجه گشت.

۳. لباس سوپرمن Convergence: Superman

مروری بر بهترین لباس‌های مدرن سوپرمن در دنیای کمیک - گیمفا

قاعدتا اگر از دنبال کنندگان دنیای سینمایی پیشین دی‌سی بوده باشید، با وقایع مرگ سوپرمن و سپس بازگشت به زندگی وی در قامت لباسی سیاه آشنایی دارید؛ سلسله اتفاقاتی که از کمیک‌های مشهوری الهام گرفته است.

در حالی که لباس سوپرمن زمین اصلی در سری ۵۲ خشم خوانندگان را برانگیخته بود، در داستانی جذاب و هیجان انگیز به نام Convergence: Superman شاهد حضور سوپرمن متفاوتی بودیم که از آن به عنوان وقایع پیش از فلش پوینت یاد شده است. جایی که سر و کله سوپرمن سیاه پوش بار دیگر پیدا شد تا با طراحی دیوانه‌وار لباس خود هوادارانش را به وجد بیاورد. لباسی که تشابهات بسیاری با خط داستانی The Return Of Superman داشت با این تفاوت که شنل و حرف S تغییرات قابل توجهی به خود دیدند. برای کسانی که با مفهوم لباس سیاه آشنایی ندارند، باید گفت که سوپرمن با پوشیدن آن می‌توانست انرژی بیشتری از خورشید دریافت کرده و به طبع توانایی‌هایش به طرز قابل توجهی بهبود پیدا می‌کرد.

۲. لباس سوپرمن Superman And The Authority

مروری بر بهترین لباس‌های مدرن سوپرمن در دنیای کمیک - گیمفا

در سال ۲۰۲۱ میلادی شاهد روایت داستانی حول محور سوپرمن به نام Superman And The Authority بودیم که کاهش قدرت‌های وی به طرز چشمگیری را به تصویر کشیده بود.

داستانی کوتاه که روایت جذابی را به تصویر می‌کشید. در این داستان سوپرمن به مانند گذشته از قدرت‌های خداگونه برخوردار نبود و علی‌رغم این که نمی‌توانست بیخیال حرفه‌ی قهرمانی شود، تیمی را استخدام کرد تا در انجام امور به او کمک نمایند. به همین منظور نیز لباس نمادین خود را کنار گذاشت و ظاهری را برگزید که یکی از بهترین طراحی‌ها حول محور کلارک کنت محسوب می‌شود. لباسی با آستین‌های کوتاه و بدون شنل که از ترکیب رنگ‌های آبی تیره و روشن بهره می‌برد و روزهای سخت و طاقت فرسای سوپرمن را به نحو احسنت برای مخاطب تداعی می‌کرد. دورانی که دوام چندانی نداشت و کلارک کنت موفق شد تا قدرت‌های خود را بازیابی کرده و در طی وقایع داستانی Warworld Saga به پوشیدن مجدد لباس نمادین و کلاسیک خود روی آورد.

۱. لباس سوپرمن The Kingdom Come

مروری بر بهترین لباس‌های مدرن سوپرمن در دنیای کمیک - گیمفا

در نهایت نوبت به یکی از بهترین مجموعه کمیک‌های تاریخ دی‌سی به نام The Kingdom Come می‌رسد که مدیر دنیای سینمایی جدید دی‌سی یعنی جیمز گان نیز علاقه شدیدی به آن داشته است.

یک نامه عاشقانه برای طرفداران دی‌سی با محوریت سوپرمن که دوران بازنشستگی وی از حرفه ابرقهرمانی را به تصویر می‌کشد؛ دورانی که رقم خوردن اتفاقاتی شوم و ویرانگر سبب می‌شود تا پس از سال‌ها دوری، با لباس کاملاً متفاوت و غیرمنتظره‌ای به میدان بازگردد. محوریت تیره و تاریک داستان، نیازمند لباس متفاوتی برای سوپرمن بود که لحن تلخ جنگ ابرقهرمانان با دشمنانشان را به نحو احسنت تداعی نماید. به همین منظور حرف S کاملا دگرگون شد و رنگ سیاه به خود گرفت، بخش اعظم لباس از آبی روشن به آبی تیره تغییر کرد و کمربند وی نیز تمام و کمال سیاه شد. طراحی فراموش نشدنی و ماندگاری که به نظر می‌رسد منبع الهامی برای لباس سوپرمن دیوید کورنسوت نیز بوده باشد.


منبع: CBR

برچسب‌ها:, , , , , , , ,

بهترین فیلم‌های عاشقانه و کمدی پنج سال اخیر

بهترین فیلم‌های عاشقانه و کمدی پنج سال گذشته توانستند توجه افراد بسیار زیادی را به خودشان جلب کنند.

ژانر کمدی عاشقانه ژانری است که در طول تاریخ سینما مراحل زیادی داشته است. از کمدی‌های کلاسیک دوران طلایی هالیوود گرفته تا رونق فیلم‌های عاشقانه و کمدی در اوایل دهه ۲۰۰۰ تا افول شدید آن‌ها در دهه ۲۰۱۰ را شامل می‌شود. این ژانری است که فراز و نشیب‌های زیادی را به خود دیده است و در طول پنج سال گذشته نیز به نظر می‌رسد که به آرامی در حال بهبود است. اینکه آیا فیلم‌ها وارد عصر طلایی جدیدی از عاشقانه و کمدی می‌شوند یا نه، باید منتظر ماند و دید.

از فیلم‌های مستقل خارجی مانند Anaïs in Love تا فیلم‌های معروف هالیوود مانند Palm Springs چندین فیلم عاشقانه کمدی در سال‌های اخیر اکران شدند که کاملاً برجسته بودند. زمانی که کمدی‌های عاشقانه به‌درستی ساخته شوند، معمولاً چیزهای مهمی برای گفتن درباره عشق و روابط دارند و این در حالی است که می‌توانند مخاطبان را خوشحال نگه دارند.

۱۰. فیلم Long Shot – محصول سال ۲۰۱۹

فیلم long shot
فیلم Long Shot

فیلم «لانگ شات» درباره روزنامه‌نگاری به نام فرد فلارسکی است که با عشق دوران کودکی خودش یعنی شارلوت فیلد دوباره ملاقات می‌کند، کسی که اکنون یک چهره بسیار بانفوذ است و برای ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا نامزد شده است. شارلوت فیلد، فرد را به‌عنوان نویسنده سخنرانی خودش استخدام می‌کند و همین نیز جرقه‌های عشق میان آن‌ها را شعله‌ور می‌کند. ست روگن و شارلیز ترون در نقش‌های اصلی فوق‌العاده هستند و داستان دوست‌داشتنی فیلم را با جذبه باورنکردنی میان خودشان و همچنین کارهای کمدی به دوش می‌کشند.

فیلم «لانگ شات» یکی از کمدی‌های دهه ۲۰۱۰ میلادی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اگرچه مطمئنا این اثر سینمایی در مرکز خودش روی روابط عاشقانه شیرین متمرکز است اما به طرز شگفت‌انگیزی پر از لایه‌های مختلف است و از اینکه برخی از تفسیرهای سیاسی را وارد داستان خودش کند، اصلاً هراسی ندارد و این کار را نیز به‌خوبی انجام می‌دهد. سال ۲۰۱۹ سالی نبود که با فیلم‎‌های کمدی عاشقانه فراوان مشخص باشد و همین نیز سبب شده تا فیلم «لانگ شات» همانند نوری لذت‌بخش در تاریکی باشد.

۹. فیلم Anaïs in Love – محصول سال ۲۰۲۱

فیلم anaïs in love
فیلم Anaïs in Love

هیچ کس مانند فرانسوی‌ها درام‌های عاشقانه نمی‌سازند. برای اثبات این موضوع نیز کافی است که فیلم «آنائیس عاشق» را تماشا کنید. این اثر سینمایی درباره زنی ۳۰ ساله به نام آنائیس است که معشوقه‌ای دارد ولی دیگر او را دوست ندارد. آنائیس با مردی به نام دنیل آشنا می‌شود، کسی که بلافاصله عاشق آنائیس می‌شود اما آنائیس عاشق هم اتاقی او می‌شود. هر چقدر هم که ممکن است شخصیت آنائیس گاهی اوقات دوست‌داشتنی نباشد، او شخصیت اصلی جذابی است که می‌توان را او را دنبال کرد که با نهایت اشتیاق زندگی می‌کند و عاشق می‌شود.

آنائیس دموستیه در نقش اصلی داستان نقش‌آفرینی بسیار خوبی دارد و جذاب و خروشان به نظر می‌رسد و به همان اندازه که شخصیتش نشان می‌دهد، تشنه زندگی است. فیلم «آنائیس عاشق» اثری خنده‌دار و در عین حال تکان‌دهنده، پیچیده و نشاط‌آور است که به زیبایی توانسته احساسی ۳۰ سالگی را به تصویر بکشد. داستان فیلم به هیچ قلمرو انقلابی‌ای نمی‌پردازد اما بازیگران و کارگردانی‌اش آن قدر استثنایی است که همه چیز آن تازه و هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد.

۸. فیلم I’m Your Man – محصول سال ۲۰۲۱

فیلم i'm Your Man
فیلم I’m Your Man

ژانر علمی تخیلی و عاشقانه کمدی دو ژانری هستند که چندان با هم ترکیب نمی‌شوند. اما با این وجود، فیلم «من مرد تو هستم» توانسته با استفاده از این ترکیب، اثری نادر و یگانه باشد. این اثر آلمانی درباره دانشمندی است که برای به دست آوردن بودجه برای مطالعاتش، موافقت می‌کند تا در یک آزمایش شرکت کند: او سه هفته با یک ربات انسان نما زندگی می‌کند، رباتی که برای خوشحالی او ساخته شده است. این شاید همانند یک فرض داستانی ساده به نظر برسد اما نتیجه آن بسیار فراتر از این است.

فیلم «من مرد تو هستم» سرشار از جذابیت و شخصیت است و نقش‌آفرینی‌های بسیار خوب و جذابی از سوی مارن اگرت و دن استیونز دارد. این اثر سینمایی ثابت می‌کند که فیلم‌های کمدی و علمی تخیلی را نیز می‌توان به درستی ساخت. این فیلم همچنین به روش‌هایی به بررسی پیش‌فرض داستانی خلاقانه خودش می‌پردازد که اغلب خنده‌دار و همیشه لذت‌بخش هستند. کارگردان فیلم ماریا شریدر آگاهی کاملی از جذابیت داستانش دارد و از آن به نفع خودش استفاده می‌کند و همین نیز باعث می‌شود تا یکی از لذت‌بخش‌ترین فیلم‌های عاشقانه کمدی سال‌های اخیر را ارائه بدهد.

۷. فیلم Cha Cha Real Smooth – محصول سال ۲۰۲۲

فیلم cha cha real smooth
فیلم Cha Cha Real Smooth

اپل اخیراً با سرویس آنلاین اپل تی‌وی پلاس رسماً به بازی سرویس‌های آنلاین اضافه شده و از آن زمان نیز توانسته‌اند عملکرد بسیار خوبی از خودش ارائه بدهد. آن‌ها فیلم‌های واقعاً جالبی را منتشر کرده‌اند که یکی از بهترین‌های آن‌ها نیز فیلم عاشقانه و کمدی «چا چا ریل اسموت» است. این اثر سینمایی درباره مرد جوانی است که به‌عنوان میزبان مهمانی بار میتسوا کار می‌کند و دوستی غیرمنتظره‌ای را با یک زن و دختر اوتیسمی‌اش برقرار می‌کند.

مطمئنا فیلم «چا چا ریل اسموت» اثری عاشقانه است اما از مرزهای ژانر عاشقانه کمدی بسیار فراتر می‌رود. این داستانی تکان‌دهنده و اغلب خنده‌دار درباره چالش‌های واگرایی عصبی، زیبایی عشق و ترسناک بودن زندگی بزرگسالی و تمام مسئولیت‌های ناشی از آن است. داکوتا جانسون و کوپر رایف در نقش‌های اصلی فوق‌العاده هستند و کارگردانی و نویسندگی کوپر رایف نیز به همان اندازه پر جنب و جوش و رنگارنگ است.

۶. فیلم The Fall Guy – محصول سال ۲۰۲۴

فیلم fall guy
فیلم Fall Guy

بهترین فیلم‌های کمدی معمولاً مواردی هستند که ژانرهای دیگری را نیز درون خودشان جای داده‌اند. این موضوع درباره جدیدترین ساخته دیوید لیچ یعنی فیلم «فال گای» صدق می‌کند. این اثر بخشی کمدی اکشن، بخشی کمدی عاشقانه و حتی بخشی یک اثر نوآر است و داستان بدل‌کار سرگردانی با بازی رایان گاسلینگ را دنبال می‌کند که به دنبال پیدا کردن ستاره گمشده فیلم جدید نامزد فیلمساز سابق خودش با بازی امیلی بلانت است.

فیلم «فال گای» اثری خنده‌دار است و مملو از حس شوخ‌طبعی و مجموعه‌های اکشن تأثیرگذار است که دیوید لیچ به‌عنوان کارگردان آن‌ها را ارائه می‌کند. در این اثر انفجاری و لذت‌بخش برای همه افراد، چیزهایی برای همه افراد وجود دارد، از اکشن پر از آدرنالین تا جنبه‌های سرگرم‌کننده پشت صحنه فیلم‌سازی و عاشقانه‌ای پر از جذابیت میان رایان گاسلینگ و امیلی بلانت، این اثر سینمایی پر از جنبه‌های دلنشین و تماشایی است. این اثر سینمایی با ادای احترام به فیلم‌های اکشن کلاسیک هالیوود، فیلمی است که لذت نبردن از تماشای آن دشوار است.

۵. فیلم Emma – محصول سال ۲۰۲۰

فیلم emma
فیلم Emma

فیلم «اما» با هنرنمایی آنیا تیلور جوی در نقش شخصیت اصلی داستان است، داستانی که بر اساس رمانی کلاسیک به همین نام نوشته جین آستن است. این اثر سینمایی درباره زنی خوش نیت اما خودخواه در انگلستان قرن نوزدهم است که در زندگی عاشقانه دوستانش دخالت می‌کند. آنیا تیلور جوی توانسته پیچیدگی شخصیت محبوب خودش را به شکلی بی‌عیب و نقص به تصویر بکشد و کارگردانی آتن دی وایلد به زیبایی توانسته جنبه‌های دراماتیک داستان را با برداشت خودش از حس طنز و کمدی جین آستن را در تعادل نگه دارد.

به خاطر همه‌گیری کرونا، سال ۲۰۲۰ میلادی دوران بسیار کم فیلمی در سینما به خصوص برای آثار عاشقانه کمدی بود اما فیلم «اما» توانست طرفداران این ژانر را راضی نگه دارد. دوران تاریخی مجلل، عاشقانه زیبا و همچنین کمدی سرگرم‌کننده سبب شده تا این اقتباس به اثری ارزشمند تبدیل شود، حتی با وجود اینکه شاید بهترین اقتباس از این داستان نباشد.

۴. فیلم Rye Lane – محصول سال ۲۰۲۳

فیلم rye lane
فیلم Rye Lane

یکی از بزرگترین شگفتی‌های سال ۲۰۲۳ میلادی، فیلم «رای لین» بود، اثری کمدی عاشقانه انگلیسی که در دوران مدرن شهر لندن جریان دارد. این اثر سینمایی داستان دو جوان را دنبال می‌کند که پس از جدایی‌های بدی که داشتند، در یک روز پر حادثه در محله با هم آشنا می‌شوند. این اثر سینمایی یکی از بهترین کمدی‌های سال گذشته میلادی به شمار می‌رود و توانسته با نمایش دوست‌داشتنی، دیالوگ‌های پر جنب و جوش و همچنین تصویرگری زیبا از جادوی عاشق شدن بدرخشد.

فیلم «رای لین» ثابت کرد که فیلم‌های کمدی عاشقانه در دهه ۲۰۲۰ میلادی احیا شده‌اند. با پیشروی داستان، این فیلم به طور فزاینده‌ای خنده‌دار و دوست‌داشتنی‌تر می‌شود و سرشار از انرژی و شخصیت است و این عمدتاً به‌خاطر نقش‌آفرینی‌های بازیگران آن یعنی دیوید جانسون و ویوین اوپرا در نقش‌های اصلی است. مدت زمان این فیلم کمتر از ۹۰ دقیقه است و به لطف برخی از لذت‌بخش‌ترین و سریع‌ترین داستان‌سرایی‌ها و تدوین‌ها در این ژانرها توانسته بسیار سریع و دلنشین باشد.

۳. فیلم Palm Springs – محصول سال ۲۰۲۰

فیلم palm springs
فیلم Palm Springs

یکی از جدیدترین فیلم‌های کمدی از یکی از اعضای گروه کمدی سه نفره آمریکایی The Lonely Island، فیلم «پالم اسپرینگز» است که اثری درخشان و عالی است. این اثر سینمایی با هنرنمایی اندی سمبرگ در نقش مردی به نام نایلز است که سال‌ها درون یک حلقه زمانی در یک عروسی گرفتار شده و همین نیز سبب شده تا او به مظهر نهیلیسم و لذت‌گرایی تبدیل شود. وقتی که یکی دیگر از مهمانان عروسی با بازی کریستین میلیوتی به طور تصادفی درون این حلقه زمانی وارد می‌شود، رویکردهای مختلف آن‌ها برای زندگی با هم در تضاد هستند و این در حالی است که جرقه‌هایی از عشق را نیز در بین آن‌ها شعله‌ور می‌کند.

فیلم «پالم اسپرینگز» از داستان حلقه زمانی به مدرن‌ترین حالت خودش استفاده می‌کند. اگرچه این اثر سینمایی به طور محسوسی رمانتیک و خنده‌دار است اما تفسیر فلسفی شگفت‌انگیزی درباره بحران‌های وجودی و اینکه چطور روابط سالم می‌تواند معنای زندگی را به هر دو نفر بدهد را ارائه می‌کند. این اثر سینمایی با نویسندگی درخشان، کارگردانی پر جنب و جوش و با هنرنمایی‌های عالی از دو بازیگر اصلی خودش توانسته به اثری درخشان در این ژانر تبدیل شود.

۲. فیلم The Worst Person in the World – محصول سال ۲۰۲۱

فیلم the worst person in the world
فیلم The Worst Person in the World

جدیدترین شاهکار از کارگردان تحسین شده و برجسته نروژی واکیم تریر، فیلم «بدترین آدم دنیا» است که بسیار دلخراش و تکان‌دهنده به نظر می‌رسد. این اثر سینمایی یکی از بهترین فیلم‌های هنری خارجی سال‌های اخیر به شمار می‌رود که داستان وقایع دوران بلوغ و چهار سال از زندگی زن جوانی به نام جولی را روایت می‌کند که با مواردی همچون عشق، شغل و هویت دست و پنجه نرم می‌کند.

این اثر سینمایی بدون توجه به سن بیننده، تا حدی به لطف فیلم‌نامه زیبا و نامزد اسکار خودش و تا حدودی به لطف بازی قدرتمند رنه رینسو در نقش جولی برای همه بیننده‌ها بسیار ملموس است. این اثر سینمایی در چند بخش ابتدایی خودش به طرز لذت‌بخشی طنز‌آمیز است اما با ادامه داستان به شدت تکان‌دهنده می‌شود. این اثر سینمایی، پیچیده و هنری است و در عین حال، دنبال کردن و ارتباط برقرار کردن با آن آسان است و فیلمی عالی برای کسانی که است عاشق فیلم‌های کمدی عاشقانه هستند.

۱. فیلم Poor Things – محصول سال ۲۰۲۳

بهترین فیلم‌های عاشقانه و کمدی پنج سال اخیر - گیمفا
فیلم Poor Things

چیزهای بسیار زیادی وجود دارند که می‌توان فیلم علمی تخیلی و عجیب «بیچارگان» را با آن توصیف کرد. با این حال، کمدی عاشقانه ممکن است از جمله این موارد نباشد اما با اندکی تفکر می‌توان متوجه شد که این اثر اگزیستانسیال و سوررئالیستی دقیقاً اثری کمدی عاشقانه است و ستاره فیلم یعنی اما استون نیز با این موضوع کاملاً موفق است. این اثر سینمایی توسط فیلمساز مشهور یونانی یورگوس لانتیموس ساخته شده و داستان زن جوانی را روایت می‌کند که توسط دانشمندی باهوش و در عین غیر متعارف زنده می‌شود.

کسانی که خواهان برداشت‌های عجیب و غریب سبک یورگوس لانتیموس هستند، از تماشای فیلم «بیچارگان» بسیار خوشنود خواهند شد. کسانی که به دنبال داستانی فوق‌العاده سرگرم‌کننده و جالب توجه هستند نیز می‌توانند از تماشای این فیلم راضی باشند. این اثر سینمایی فیلمی عاشقانه، خنده‌دار، رنگارنگ و پر از شخصیت است که برداشتی جالب از داستان فرانکشتاین به شمار می‌رود و نظرات و تفسیرهایی درباره فمینیسم، طبقه، آزادی و خود فرد ارائه می‌دهد.


منبع: collider

برچسب‌ها:, , , , , ,

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی The Simpsons

هر فصل از انیمیشن سریالی The Simpsons به سبک خودش سرگرم‌کننده است اما برخی از آن‌ها بهتر هستند.

انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» در تاریخ ۱۷ دسامبر سال ۱۹۸۹ میلادی شروع به کار کرد و در حال حاضر نیز ۳۵ فصل از آن پخش شده و همین آن را به طولانی‌ترین سیتکام آمریکایی تبدیل می‌کند. برای هر سریال تلویزیونی طولانی، همیشه بحث‌هایی وجود دارد که این آثار چه زمانی باید به پایان می‌رسیدند. در مورد انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» نیز چنین چیزی وجود داشته و تعدادی از طرفداران و مخاطبان بیان کردند که این سیتکام انیمیشنی مدت‌ها قبل از مسیر خودش منحرف شده و باید به پایان می‌رسید.

با این حال، خانواده سیمپسون‌ها همچنان به ماجراجویی‌های وحشیانه در داخل و خارج از اسپرینگفیلد ادامه می‌دهند و بعید است که به این زودی به پایان برسد. انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» در حال حاضر سی و پنجمین فصل خود را پخش می‌کند که قسمت ابتدایی آن در اکتبر سال ۲۰۲۳ پخش شد. تاکنون هر فصل از این انیمیشن سریالی جذاب و تماشایی بوده است. با این حال، چندین فصل از این انیمیشن سریالی هستند که از نظر خط داستانی، طنز و کیفیت تولید بسیار بهتر هستند. در این مطلب همراه با ما باشید تا با بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» آشنا شوید.

۱۵. فصل سیزدهم

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

فصل سیزدهم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» همانند بسیاری از فصل‌های قبلش، با قسمت نمادین Treehouse of Horror شروع شده بود، قسمتی که مدت‌ها است بخشی از فرهنگ عامه سیمپسون‌ها به شمار می‌رود. ریچارد گیر در این فصل از این انیمیشن سریالی حضور پیدا کرده بود، آن هم در قسمت She of Little Faith که لیسا سیمپسون بودایی شده بود. جولیا لوئیس دریفوس از سریال Seinfeld و سریال Veep نیز در این فصل حضوری کوتاه داشت. با این حال، ستاره‌های مهمان نتوانستند جذابیت اصلی سریال را در این فصل تداعی کنند.

فصل سیزدهم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» زمانی بود که این اثر به تکنیک‌های انیمیشن‌سازی سل تکیه نکرد و سریال را از ریشه‌هایش دورتر کرد. با در نظر گرفتن همه این موارد، ادای احترام و ارجاع کافی در این فصل وجود داشت که طرفداران این مجموعه را سرگرم نگه دارد. قسمتی که در آن لیسا، هومر و بارت به ترتیب تقلیدی از ژان آرک، اولیسس و هملت هستند، واقعاً نبوغ‌آمیز بوده و باعث شده تا این فصل به یکی از بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» تبدیل شود اما فصل‌های دیگری هستند که در رده بالاتر قرار گرفتند.

۱۴. فصل دوازدهم

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

فصل دوازدهم انیمیشن سریالی «سیمپسون‎‌ها» شاید یکی از بهترین فصل‌های این اثر نباشد اما بیشتر مواردی که باعث شدند تا این انیمیشن سریالی دوست‌داشتنی باشد را درون خودش دارد. این فصل از انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» برنده جایزه امی بهترین انیمیشن سریالی شد. با این حال، این فصل همچنین شامل قسمت Homer vs. Dignity است که یکی از سؤال‌برانگیزترین قسمت‎‌های این انیمیشن سریالی محسوب می‌شود.

با این وجود، فصل دوازدهم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» لحظاتی به‌یادماندنی را برای تماشاگران رقم می‌زند. لیسا و بارت در یک ماجراجویی کابوسی و افسانه‌ای در قسمت Treehouse of Horror این فصل گرفتار می‌شوند و کراستی برای اولین بار در قسمت Insane Clown Poppy متوجه می‌شود که یک دختر دارد. فصل دوازدهم همچنین با حضور ستاره‌های مهمانی همچون مایکل کیتون، درو بریمور، استفن کینگ، The Who، ‘N Sync و تعدادی دیگر بود.

۱۳. فصل چهاردهم

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

بخش اعظمی از این فصل از انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» را به جز چندین مورد برجسته فقط می‌توان در حد بالاتر از متوسط توصیف کرد. هومر در قسمت C.E.D’oh که یکی از بهترین قسمت‎‌های فصل چهاردهم است، کنترل نیروگاه هسته‌ای اسپرینگفیلد را از آقای برنز می‌گیرد. این در حالی است که این فصل نمره چندان ضعیفی ندارد اما این فصل قابل قیاس با فصول قبلی خودش نیست.

این فصل از انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» شامل یک قسمت خاص است که به‌خاطر برداشت خودش از اعتیاد به الکل توانست جایزه امی را به دست بیاورد. با اینکه فصل چهاردهم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» در چندین نقطه مشکل ثبات داشت اما قسمت‌های خارق‌العاده و خوبی نیز به جبران این نواقص کمک کردند.

۱۲. فصل دهم

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

فصل دهم جایی است که انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» نشانه‌هایی از افول را نشان داد. در عین حال نیز قسمت‌هایی همانند قسمت Thirty Minutes over Tokyo و قسمت Bart the Mother ماجراهای ناگوار کلاسیکی هستند که حتی امروزه همانند سال ۱۹۹۹ نیز سرگرم‌کننده به نظر می‌رسند. هومر کمی بیش از حد معمول در کانون توجه قرار می‌گیرد و به سریال اجازه می‌دهد تا شخصیت خنده‌دار و عجیب او را کاوش کند.

فصل دهم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» دارای انبوهی از قسمت‌های کارتونی است که برخی از آن‌ها تا حد مضحک بودن عجیب هستند. از سوی دیگر نیز طرفداران این فرصت را دارند تا زندگی درونی شخصیت‌های مورد علاقه خودشان را کشف کنند. فصل دهم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» در پایانش به نتیجه خوبی می‌رسد، حتی اگر این فصل همانند دوران طلایی این انیمیشن سریالی به نظر نرسد.

۱۱. فصل یازدهم

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

در فصل یازدهم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» مایک اسکالی مدیر اجرایی این انیمیشن سریالی با قرار دادن توجه بیشتر به چهره‌های معروف، اوضاع را تغییر داد. بریتنی اسپیرز، مل گیبسون، بتی وایت و لوسی لاولس همگی در قسمت‌های مختلفی از این فصل داستان‌های طولانی‌تری داشتند. آن‌ها با داشتن مسئولیت بیشتر توانستند خودشان را به‌عنوان بهترین ستاره‌های مهمان در این انیمیشن سریالی نشان بدهند.

نویسندگان همچنین در پرداختن به سلامت روان و عمومی در این فصل از انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» کار خوبی انجام دادند. بارت مبتلا به ADHD تشخیص داده شد که به طرفداران کمک کرد تا اقدامات او در فصل‌های قبلی را بهتر درک کنند. فصل یازدهم این انیمیشن سریالی همچنین شامل لحظات به‌یادماندنی در این مجموعه بود که مسیر این انیمیشن سریالی را برای همیشه تغییر داد. طرفداران مجبور شدند تا در قسمت Alone Again, Natura-Diddly با همسر ند فلاندرز یعنی ماود خداحافظی کنند و آپو نیز در قسمت Eight Misbehavin پدر هشت قلوها شد.

۱۰. فصل پانزدهم

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

اگرچه فصل پانزدهم این انیمیشن سریالی به طور جهانی پایین‌تر از چند فصل ابتدایی این اثر قرار دارد اما هم منتقدان و هم مخاطبان روی برتری این فصل نسبت به چهار فصل قبلی توافق دارند. مادر مرموز و غریبه هومر دوباره ظاهر می‌شود و منظره‌ای خوشایند برای این خانواده ایجاد می‎‌کند، حتی اگر طرفداران از شخصیت او راضی نباشند. همچنین قسمتی طنز با عنوان The President Wore Pearls و قسمتی با عنوان The Regina Monologues نیز اشاره‌ای آشکار به نمایشنامه اویتا و ایو انسلر داشتند.

کراستی در این فصل از انیمیشن سریالی درخشان‌تر ظاهر شده است. با این حال، قسمت‌های حول محور مارج نتوانستند به هدف خودشان دست پیدا کنند. فصل پانزدهم این انیمیشن سریالی اگر کمی بیشتر تلاش می‌کرد می‌توانست یک پیروزی بزرگ باشد اما همچنان برخی از لحظات درخشان درون خودش دارد که طرفداران همچنان از آن‌ها لذت می‌برند و این شامل قسمت Simple Simpson نیز می‌شود. همه این موارد سبب شدند تا فصل پانزدهم بالاتر از فصول قبلی انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» قرار بگیرد.

۹. فصل اول

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

اولین فصل از انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» بارت را در کانون توجه قرار داد و از همین رو بهترین لحظات این فصل شیطنت‌های او در مدرسه ابتدایی اسپرینگفیلد و خیابان‌های محله بود. اگرچه طرح‌های سبک و طنز ابتدایی ممکن است امروزه مخاطبان را تحت تأثیر قرار ندهند اما تصمیم به ساده نگه داشتن همه چیز سبب شده بود تا فصل اول فصلی ایده‌آل برای تماشای خانوادگی باشد.

همچنین سازندگان آزمایش‌های بسیار زیادی را انجام می‌دادند، بنابراین، برخی از شخصیت‌ها اغلب بر خلاف شخصیت‌های واقعی خود عمل می‌کردند. این باعث خنده‌دارتر شدن آن‌ها یا جالب‌تر شدن داستان شده بود. به‌عنوان مثال، هومر در اینجا در مقایسه با فصول بعدی بیشتر شبیه به یک پدر عادی رفتار می‌کند. و از آنجایی که بارت از قبل شخصیتی بود که در قسمت پایانی به درستی توسعه یافته بود، فضای کافی برای دیگران برای جلب توجه در آینده وجود داشت. فصل اول ممکن است بهترین فصل انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» نباشد اما همچنان درون مایه را برای فصل‌های بعدی تنظیم می‌کند.

۸. فصل نهم

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

یکی از بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» فصل نهم است که شروعی فوق‌العاده قدرتمندی داشت. قسمت ابتدایی فصل یعنی قسمت The City of New York vs. Homer Simpson دیوانگی هومر را در هنگام جستجو برای ماشین گمشده‌اش در نیویورک به‌خوبی برجسته کرده بود. ماجراجویی بعدی در قسمت The Principal and the Pauper نیز بزرگترین پیچش سریال را داشت که در آن، فاش شد مدیر اسکینر یک شیاد است.

از آنجا به بعد فصل نهم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» خلاقانه‌تر نیز شد. این فصل از سیمپسون‌ها برخی از داستان‌های خارج از چارچوب را نیز به نمایش گذاشت. قسمت The Joy Of Sect نمونه عالی است که به بررسی فرقه‌گرایی می‌پردازد و به طور کلی یکی از قسمت‌های عجیب این اثر محسوب می‌شود. در این قسمت، هومر و خانواده‌اش توسط یک واعظ دروغین تلقین می‌شوند و کاری می‌کند تا آن‌ها باور کنند که او آن‌ها را به سیاره بلیستونیا خواهد بود.

۷. فصل هشتم

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

زیبایی فصل هشتم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» در این است که چطور هر کاراکتر به چالش کشیده می‌شود. خانواده سیمپسون‌ها پس از اینکه هومر شغلی در شرکت گلوبکس در کیپرس کریک را می‌پذیرد، مجبور می‌شوند تا خودشان را با محیط جدید و دور از اسپرینگفیلد تطبیق بدهند. بارت نیز تصمیم می‌گیرد تا پس از ظهور دوقلوی شرورش در قسمت Treehouse of Horror VII کمتر حیله‌گری کند.

فصل هشتم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» همچنین تقلیدی از سریال X-Files دارد که قسمتی با عنوان The Springfield Files است. دیوید دوکوونی و جیلیان اندرسون به‌عنوان بازیگر مهمان در نقش کارآگاهان مولدر و اسکالی در این قسمت حضور دارند. فصل هشتم به‌عنوان یکی از بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» لحظات نمادین متعددی دارد.

۶. فصل دوم

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

تغییر توجه از خانواده سیمپسون به جامعه اسپرینگفیلد به طور کلی چیزی بود که باعث شد تا فصل دوم یکی از بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» باشد. در نتیجه، بسیاری از شخصیت‌های فرعی بزرگ معرفی شدند که برخی از آن‌ها آن‌قدر محبوب شدند که در ادامه این انیمیشن سریالی نیز به کار گرفته شدند.

در جلوه‌های بصری نیز پیشرفت چشمگیری حاصل شد و انیمیشن ضعیف فصل اول با ظاهری زیباتر در این فصل ارائه شد. تغییر در سکانس آغازین نیز تا حد زیادی به ایجاد انتظار و هایپ کمک کرد. به علاوه، این قسمت‌ها موضوعات جدیدی از مثبت بودن گرفته تا مکالمات حول محور محیط زیست را مورد کاوش قرار دادند.

۵. فصل هفتم

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

فصل هفتم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» جدا از اینکه پاسخ رضایت‌بخشی به وضعیت تعلیق پایان فصل ششم داد، پیشرفت‌های زیادی نیز داشت. لیسا سیمپسون که یکی از بزرگترین شخصیت‌های زن دنیای تلویزیون است، در قسمت Lisa the Vegetarian یک گیاهخوار شد. در این قسمت، حضوری کوتاه از پل مک‌کارتنی نیز وجود داشت، کسی که یک گیاهخوار و فعال حقوق حیوانات است.

تهیه‌کننده‌ها در این فصل نیز دقت بسیار بیشتری در زمینه انتخاب بازیگران مهمان داشتند. فقط بازیگران مسن‌تر با صدای بم همانند دونالد ساترلند و آر لی ارمی انتخاب شدند. به این ترتیب، طنز فقط مربوط به دیالوگ‌های آن‌ها نبود بلکه از نحوه بیان این دیالوگ‌ها نیز نشأت می‌گرفت. قسمت‌های متمایز زیادی در این فصل وجود داشتند و یکی از آن‌ها نیز ۲۲ Short Films About Springfield است که توسط ۱۲ نویسنده مختلف ساخته شده است. این فصل از آن دسته فصل‌های ارزشمندی است که می‌توان آن‌ها را یکی از فصل‌های خوب این انیمیشن سریالی نامید. با این حال، فصل هفتم هیچ چیز جدیدی را برای این سریال به ارمغان نیاورد.

۴. فصل سوم

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

فصل سوم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» یکی از بهترین‌ها است که با استفاده از عناصر فرهنگ عامه آن زمان توانست عملکرد خوبی داشته باشد. این فصل از این انیمیشن سریالی همچنین یک بازیگر مهمان خنده‌دار در اولین قسمت یعنی قسمت Stark Raving Dad با حضور مایکل جکسون داشت.

فصل سوم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» قسمت‌‎های نمادین و خاطره‌انگیز زیادی را برای طرفداران به ارمغان آورد و از جمله آن‌ها نیز می‌توان به قسمت Flaming Moe’s، قسمت Homer Defined و قسمت Dog of Death اشاره کرد. در این فصل از انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» همچنین برادر ناتنی هومر در آخرین قسمت فصل یعنی قسمت Brother, Can You Spare Two Dimes حضور داشت.

۳. فصل پنجم

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

بیشتر قسمت‌های فصل پنجم بدون نقص بودند. قسمت‌هایی همانند قسمت Cape Feare، قسمت Homer Goes to College، قسمت Lisa vs. Malibu Stacy، قسمت Rosebud و قسمت Deep Space Homer حتی امروزه نیز نمادین و برجسته هستند. این فصل از انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» همچنین روی داستان‌های پس‌زمینه شخصیت‌ها تمرکز داشته بود.

با این همه قسمت نمادین، شکی نیست که فصل پنجم یکی از بهترین فصل‌ها است. همچنین تقلید بسیار خوبی از فیلم ترسناک و نمادین Cape Fear در این فصل وجود داشت که در آن، سایدشو باب پس از آزادی از زندان شروع به شکار بارت می‌کند. برای اولین بار، سیمپسون‌ها به جای خنده با ایجاد تنش و اضطراب سرگرم‌کننده شد.

۲. فصل ششم

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

فصل ششم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» بیشتر به‌خاطر پایان تعلیق آمیز خودش به یاد آورده می‌شود، جایی که فردی مرموز به آقای برنز شلیک می‌کند. قسمت Who Shot Mr. Burns? Part One تقلیدی از سریال Dallas بود. این فصل از این انیمیشن سریالی همچنین به برخی از مسائل بسیار مهم دیگر نیز پرداخته بود.

فصل ششم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» همچنین بالغ‌ترین و پیچیده‌ترین خط داستانی را داشت که در آن، بارت پس از ایجاد یک قبض تلفن ۹۰۰ دلاری به روابط ایالات متحده و استرالیا آسیب می‌زند. اینکه چطور یک روایت ساده درباره مکالمات تلفنی بزرگ می‌شود و شامل نخست وزیر و دادستان می‌شود، واقعاً گواهی بر عظمت کمدی این انیمیشن سریالی است. قسمت‎های ماندگاری همانند قسمت Lisa’s Rival، قسمت Itchy & Scratchy Land، قسمت Homer the Great و قسمت A Star Is Burns ثابت کردند که فصل ششم یکی از بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» است.

۱. فصل چهارم

بهترین فصل‌های انیمیشن سریالی the simpsons

فصل چهارم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» به طور کلی بهترین فصل این انیمیشن سریالی در نظر گرفته می‌شود و دلیل خوبی نیز برای این موضوع وجود دارد. از زیر سؤال بردن مذهب توسط هومر در قسمت Homer the Heretic گرفته تا عاشق شدن بارت در قسمت New Kid On the Block سبب شده تا فصل چهارم پر از قسمت‌های جذاب باشد. در این فصل، سریال در اوج خودش قرار داشت و عملاً هیچ خط داستانی سؤال‌برانگیز و خسته‌کننده‌ای وجود نداشت. قسمت‌هایی مانند قسمت Mr. Plow، قسمت Marge vs. The Monorail و قسمت Last Exit to Springfield نیز به شدت خنده‌دار بودند.

مهم‌تر از همه، هر یک از اعضای خانواده سیمپسون در طول فصل چهارم یک رویداد متحول‌کننده زندگی را تجربه کردند. هومر پس از لغو مجوزش مجبور شد تا عادات نوشیدن خودش را مورد بررسی قرار بدهد و این در حالی است که شیطنت‌های بارت در نهایت باعث اخراج او شدند. عزت نفس لیسا پس از ثبت نام در یک مسابقه زیبایی بهبود پیدا کرد و پایان آن قسمت نیز بسیار دلنشین‌تر از حد انتظار بود. فصل چهارم انیمیشن سریالی «سیمپسون‌ها» توانست طنز را در تعادل بسیار خوبی با لحظات مفید قرار بدهد و همین نیز سبب شده تا فصل چهارم بهترین فصل «سیمپسون‌ها» باشد.


منبع: cbr

برچسب‌ها:, , , ,

Baldur’s Gate 3 اولین بازی تاریخ است که ۵ جایزه بهترین بازی سال مهم گیمینگ را دریافت می‌کند

همانطور که انتظار می‌رفت، شب گذشته جدیدترین بازی استودیوی Larian، یعنی Baldur’s Gate 3، جایزۀ بهترین بازی سال را از مراسم BAFTA دریافت کند. این جایزه، رکوردی خارق‌العاده را تقدیم این بازی می‌کند.

Baldur’s Gate 3 در مراسم‌های The Golden Joystick Awards ،The Game Awards ،D.I.C.E و GDC جایزۀ بهترین بازی سال را دریافت کرده بود و حالا با کسب جایزۀ GOTY در مراسم BAFTA، این عنوان به اولین بازی تاریخ تبدیل می‌شود که توانسته ۵ جایزۀ مهم صنعت گیم را از آن خود کند.

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , ,

بهترین بدلکاری‌های جکی چان در فیلم‌های سینمایی

جکی چان به بدلکاری‌های باورنکردنی‌اش در فیلم‌های رزمی مشهور است. از زمانی که به عنوان بدلکار در اواخر دهه ۷۰ میلادی وارد سینما شد تا زمانی که تبدیل به یک ستاره شد، مرزهای بدلکاری را در سینما تغییر داد.

جکی چان در فیلم‌هایی همچون Police Story و یا Drunken Master توانایی کم‌نظیر خود در بدلکاری‌های مرگبار را به نمایش گذاشت و تمایلش برای به خطر انداختن جانش موجب شهرت او در فیلم‌های رزمی شد.

بدلکاری‌های او شامل حرکات پیچیده از پیش برنامه‌ریزی‌شده، زمانبندی دقیق و مقداری خطر است که مخاطبین را از هیجان روی لبه‌ی صندلیشان نگه می‌دارد. مهارت او در این کار مثال‌زدنی است؛ چه بخواهد از ساختمان‌های بلند بپرد یا در تعقیب و گریز باشد. ترکیب فیزیک، خلاقیت و شوخ‌طبعی‌اش او را به شهرتی جهانی رساند که الهام‌بخش بسیاری از ستاره‌های اکشن شد و استاندارد جدیدی از آنچه ممکن است ایجاد کرد. میراث چان به عنوان استاد هنرهای رزمی نشان‌دهنده‌ی فداکاری، مهارت و میلش به سرگرم‌ کردن است. در ادامه به ۱۰ بدلکاری برتر او می‌پردازیم.

۱۰- فیلم Drunken Master II (1994) | خزیدن روی ذغال داغ

بهترین بدلکاری‌های جکی چان در فیلم‌های سینمایی - گیمفا

بدلکاری فراموش‌نکردنی جکی چان در فیلم Drunken Master II لحظه‌ی تعیین‌کننده‌ای در حرفه‌ی درخشانش بود. طراحی پیچیده حرکات در سکانس مبارزه نهایی، زمانی که شخصیت جکی چان از روی ناچاری به روی ذغال‌ها می‌افتد، به اوج خود می‌رسد. او روی ذغال‌های آتشین می‌خزد و عملکرد هیجان‌انگیزی را نمایش می‌دهد.

جسارت در این بدلکاری بدون استفاده از جلوه‌های ویژه، مهارت استثنایی جکی چان را نشان می‌دهد که مرزهای انچه در سینمای هنرهای رزمی ممکن است را جا به جا می‌کند. این حقیقت که جکی چان واقعا در حین فیلمبرداری دچار سوختگی شد به تاثیر این بدلکاری اضافه می‌کند. میزان سختی این بدلکاری آن را به یکی از چشمگیرترین و جالبترین بدلکاری‌هایش تبدیل می‌کند.

۹- فیلم Police Story 4: First Strike (1996) | بدلکاری اسنوبرد

بهترین بدلکاری‌های جکی چان در فیلم‌های سینمایی - گیمفا

بدلکاری جکی چان با اسنوبورد در فیلم Police Story 4 بسیار هیجان‌انگیز است که فیزیک و خلاقیت بی‌نظیر او را به نمایش می‌گذارد. در این صحنه شخصیت جکی چان در تعقیب تعدادی اسکیت‌سوار است که با اسنوبرد از کوه پایین می‌روند. وقتی که او به لبه‌‌ی پرتگاه می‌رسد، یک هلیکوپتر ناگهان ظاهر می‌شود و چان با اسکیت‌برد از روی صخره می‌پرد و ارابه‌ی فرود هلیکوپتر را می‌گیرد. زمان‌بندی دقیق برای اجرای این بدلکاری بسیار پیچیده است.

این بدلکاری در همینجا تمام نمی‌شود؛ در ادامه جکی چان خود را رها می‌کند و درون آب یخ می‌افتد که از آن سالم بیرون می‌آید. پیچیدگی این سکانس از سرعت بالای تعقیب و پریدن از صخره گرفته تا پریدن درون آب نشان‌دهنده‌ی مهارت جکی چان در اجرای بدلکاری است. این سکانس نمونه‌ بارزی است که چرا بدلکاری‌های جکی چان جزو تاثیرگذارترین‌ها در تاریخ سینما است.

۸- Rumble in the Bronx (1995) | پریدن از عرض کوچه

بهترین بدلکاری‌های جکی چان در فیلم‌های سینمایی - گیمفا

بدلکاری‌های دیدنی همیشه در فیلم‌های مهم حرفه‌ی جکی چان پیدا می‌شود. در فیلم Rumble in the Bronx او عرض یک کوچه را می‌پرد. در یک تعقیب و گریز شخصیت جکی چان با یک فاصله‌ی حدود ۹ متری بین دو ساختمان مواجه می‌شود. او بدون لحظه‌ای تعلل به سمت لبه‌ی ساختمان می‌دود و با موفقیت به سمت دیگر می‌پرد.

فاصله و ارتفاعی که جکی چان می‌پرد شگفت‌انگیز است و قابلیت‌های فیزیکی و رویکرد شجاعانه‌ی او را نشان می‌دهد. اجرای این بدلکاری بدون استفاده‌ از تورهای ایمنی یا CGI به هیجان این صحنه می‌افزاید چرا که یک اشتباه محاسباتی می‌تواند منجر به آسیب مرگباری شود. توانایی چان در اجرای چنین بدلکاری‌های خطرناکی نشان دهنده‌ی تعهد او به هنرش است و او را به عنوان یکی از جسورترین و ماهرترین ستاره‌های اکشن تثبیت می کند.

۷- Police Story 3: Supercop (1992) | آویزان ماندن از هلیکوپتر

بهترین بدلکاری‌های جکی چان در فیلم‌های سینمایی - گیمفا

از میان پریدن‌های مرگبار جکی چان، سکانس هلیکوپتر در فیلم Police Story 3 تلفیقی از هنرهای رزمی و روحیه‌ شجاعانه‌ی اوست. در این صحنه جکی چان از نردبان هلیکوپتر آویزان است و در همین حین از نردبان بالا می‌رود. اجرای این بدلکاری نیازمند قدرت بدنی و تمرکز بالایی است. انجام این بدلکاری آن هم در ارتفاعی که اشتباه کردن در آن جبران‌ناپذیر است بدون شک لحظه‌ای به یاد ماندنی برای این بازیگر است.

توانایی چان در اجرای این بدلکاری با این میزان دقت بسیار قابل توجه است و کمتر کسی می‌تواند آن را تکرار کند. این سکانس بسیار هیجانی تعهد چان به ارائه‌ی یک اکشن چشم‌نواز را نشان می‌دهد که می‌توان او را به خاطر این صحنه، استاد بدلکاری دانست.

۶- Who Am I? (1998) | سرخوردن از ساختمان

بهترین بدلکاری‌های جکی چان در فیلم‌های سینمایی - گیمفا

بدلکاری‌های دیوانه‌وار جکی چان در سکانس سرخوردن از ساختمان فیلم ?Who Am I به اوج خود می‌رسد. چان درحال فرار از آسمان‌خراش روتردام است، او روی نمای شیشه‌ای ساختمان می‌رود و روی آن سر می‌خورد و همزمان خود را در آن حالت حفظ می‌کند. با اینحال چان با این مهارت خود موقعیت‌های هیجان‌انگیز و کمدی را باهم در می‌آمیزد و لحظات جالبی را می‌سازد.

 قدرت بدنی بالا، دقت و زمانبندی دقیق برای اجرای این بدلکاری بسیار مهم هستند، ویژگی‌هایی که چان آن‌ها را دارد. بدلکاری سرخوردن از ساختمان یکی از بدلکاری‌های فراموش‌نشدنی چان است که شجاعانه از مرزهای بدلکاری عبور می‌کند تا یک هیجان سینمایی بی‌نظیر را ارائه دهد.

۵- Project A (1983) | سقوط از برج ساعت

بهترین بدلکاری‌های جکی چان در فیلم‌های سینمایی - گیمفا

سقوط جکی چان از برج ساعت در فیلم Project A بدلکاری استرس‌زایی است که قدرت بدنی فوق‌العاده و شجاعت جکی چان را نشان می‌دهد. شخصیت جکی چان درحال فرار از جنایتکاران است و در بالای برج گیر می‌افتد. او که راه دیگری برای فرار پیدا نمی‌کند، از یکی از عقربه‌های ساعت آویزان می‌شود و خودش را رها می‌کند و بدنش به چند سایبان برخورد می‌کند و سپس به روی زمین می‌افتد.

ارتفاع زیاد پرش و چرخیدن بدن جکی چان در هوا به قدری است که باعث می‌شود هر بیننده‌ای نفسش را حبس کند. این که جکی چان این بدلکاری را خودش انجام می‌دهد و خطرات آن را به جان می‌خرد، تعهد بی‌نظیر او به این حرفه را نشان می‌دهد. این بدلکاری او همچنان یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین بدلکاری‌ها جکی چان به شمار می‌رود.

۴- Police Story (1985) | تعقیب اتوبوس

بهترین بدلکاری‌های جکی چان در فیلم‌های سینمایی - گیمفا

سکانس تعقیب و گریز در فیلم Police Story نمونه‌ای از یک بدلکاری مبتکرانه است. در این صحنه جکی چان تنها با یک چتر به دنبال یک اتوبوس می‌دود و با دسته‌ی چتر به پشت اتوبوس آویزان می‌شود و درحالی که اتوبوس با سرعت ۶۵ کیلومتر بر ساعت در حرکت است از آن آویزان می‌ماند. سپس چان با استفاده از چتر از اتوبوس بالا می‌رود و خود را به طبقه‌ی بالای آن می‌رساند.

این بدلکاری زمانی هیجان‌انگیز می‌شود که اتوبوس از میان چندین ماشین حرکت می‌کند و چان با درگیری با جنایتکاران از اتوبوس بیرون می‌افتد. اما او نا امید نمی‌شود و به پایین تپه می‌رود تا جلوی اتوبوس را بگیرد که منجر به صحنه‌ی خنده‌داری می‌شود. این سکانس ترکیبی از مهارت‌های فیزیکی، خلاقیت و زمانبندی است که این استاد مطلق بدلکاری نمایش می‌دهد.

۳- Armour of God (1986) | پریدن روی بالن هوایی

بهترین بدلکاری‌های جکی چان در فیلم‌های سینمایی - گیمفا

پریدن جکی چان روی بالن هوایی در فیلم Armour of God یکی از نفس‌گیرترین بدلکاری‌های او است که شجاعتش را نشان می‌دهد. در آخرین صحنه این فیلم شخصیت چان از روی صخره می‌پرد و روی پارچه‌ی بالن هوایی در حال حرکت فرود می‌آید و سپس آرام از آن پایین می‌رود. جالب است که جکی چان تا پیش از این صحنه تابحال پرش آزاد انجام نداده بود.

این نشان دهنده‌ی تعهد او به ساخت سکانس‌های اکشن و هیجان انگیز است. چان بدون استفاده از چتر نجات صحیح و سالم روی بالون هوایی فرود می‌آید و توانست از صدمه دیدن جلوگیری کند. این بدلکاری نمونه‌ی از توانایی‌های بی‌نظیر جکی چان در انجام بدلکاری‌های خطرناک و جایگاهش در سینمای اکشن است. هیچ ستاره‌ی دیگری تا این مقدار خود را در معرض خطر قرار نداده است.

۲- Police Story 2 (1988) | پرش از اتوبوس

بهترین بدلکاری‌های جکی چان در فیلم‌های سینمایی - گیمفا

شخصیت چان در فیلم Police Story 2 زمانی که یک مظنون را دنبال می‌کند، با پای پیاده این کار را انجام نمی‌دهد. به جای آن، او روی یک اتوبوس درحال حرکت می‌پرد و از موانع جاخالی می‌دهد. هیجان این سکانس زمانی است که شخصیت چان با سر به سمت یک پنجره‌ی شیشه‌ای می‌پرد، حرکتی جسورانه که بسیار واقع‌گرایانه و تاثیرگذار است.

در تیتراژ پایانی این فیلم نشان داده می‌شود که چان به سمت پنجره‌ی اشتباهی می‌پرد و دچار جراحات می‌شود. این بدلکاری بدون شک مثالی از خلاقیت و مهارت جکی چان در ایجاد هیجان با بدلکاری آن هم در لحظات بی‌اهمیت داستان است.

۱- Police Story (۱۹۸۵) | پایین آمدن از تیر آهنی

بهترین بدلکاری‌های جکی چان در فیلم‌های سینمایی - گیمفا

سرخوردن از تیر آهنی جکی چان در فیلم Police Story یک شاهکار بدلکاری در سینمای اکشن است. این بدلکاری چنان خیره‌کننده و جسورانه است که سخت می‌شود آن را فراموش کرد. این صحنه با پریدن شخصیت جکی چان به روی پله‌ برقی شروع می‌شود. در ادامه پس از بالا گرفتن درگیری در فروشگاه، جکی چان تیر آهنی را که با چراغ‌‌های مختلف احاطه شده می‌گیرد و از آن به پایین سر می‌خورد.

دوربین از چندین زاویه این صحنه را ثبت می‌کند و آن را چندین بار پخش می‌کند تا روی جالب بودن آن تاکید کند. تعهد چان به اجرای این بدلکاری به قدری کامل بود که پس از انجام آن هنگام پایین آمدن دچار سوختگی درجه‌ی ۲ شد و پس از برخود لگنش در رفت. این بدلکاری همچنان دستاورد بی‌نظیری در دوران حرفه‌ای جکی چان است که ترکیبی از هوش فنی و فیزیکی می‌باشد.

منبع: ScreenRant

Golden pirate
برچسب‌ها:, , , , , ,

رتبه‌بندی بهترین شرورهای سریال Game of Thrones

سریال Game of Thrones پر از شرورهای حیله‌گرانه و خبیثانه است که هر کدام سطح متفاوتی از شرارت را داشتند.

بخشی از چیزی که باعث شده تا سریال «بازی تاج و تخت» تا این حد جذاب و تماشایی باشد، شخصیت‌های شرورِ پیچیده و جالبش هستند و در برخی از موارد نیز رویارویی این شخصیت‌های شرور با شخصیت شرور دیگری باعث به وجد آمدن طرفداران شده است. طرفداران در هشت فصل این سریال شاهد بهترین و بدترین چیزها در دنیای وستروس بودند که شامل شوالیه‌های فاسد و سیاستمداران فریبنده است.

با این حال، شرورهای بسیار زیادی در سریال «بازی تاج و تخت» وجود داشتند و از همین رو سخت است که بهترین آن‌ها را انتخاب کنیم. با اینکه وایت واکرها شرورهای بسیار مخوفی هستند، آن‌ها بیشتر یک تهدید محسوب می‌شوند تا کاراکتری واقعی. از همین رو، در این مطلب به معرفی و رتبه‌بندی بهترین شرورهای این سریال بر اساس پیچیدگی‌های اخلاقی، اقدامات به‌یادماندنی و همچنین انگیزه‌های شیطانی آن‌ها پرداختیم.

۱۰. بیلون گریجوی

رتبه‌بندی بهترین شرورهای سریال game of thrones

بازیگر: پاتریک مالاهید

تعداد اندکی از شرورهای سریال «بازی تاج و تخت» وجود دارند که بیشتر از بیلون گریجوی مورد تحقیر قرار گرفتند. بیلون گریجوی مسئول اولین شورش گریجوی بود که منجر به سوزانده شدن لنیسپورت شد و در نتیجه مورد تحقیر و تمسخر بسیاری از افراد برجسته وستروس قرار گرفت. بیلون برای جلوگیری از عواقب این رویداد نیز تنها پسر باقی‌مانده خودش به نام تئون را به‌عنوان گروگان به شمال تحویل داد.

بیلون گریجوی در طول زندگی خودش ثابت کرد که مردی جاه‌طلب است ولی حیله‌گر نیست. او عمداً جنگی را آغاز می‌کند که در آن هیچ متحدی نداشت و این در حالی بود که از نیروی انسانی لازم برای حفظ برتری نیز برخوردار نبود. شرارت واقعی او در قالب سنگدلی وی به نمایش گذاشته می‌شود که خانواده‌اش را نه یک بار بلکه دو بار قربانی جاه‌طلبی‌های کوچک خودش می‌کند. با این حال، در مقایسه با همتایان خودش، بیلون گریجوی آن‌قدر رقت‌انگیز است که نمی‌تواند بهترین شرور فرنچایز «بازی تاج و تخت» باشد.

۹. سر گرگور کلگین

رتبه‌بندی بهترین شرورهای سریال game of thrones

بازیگر: کونان استیونز (فصل ۱) – ایان وایت (فصل ۲) – هافبور بیورنسون (فصل ۴ تا ۸)

سر گرگور کلگین که به‌عنوان «کوه» شهرت دارد، هرگز قرار نبود که یک شرور باشد. در عوض قرار بود به‌عنوان سلاحی زنده استفاده شود که می‌تواند توسط مغز متفکران واقعی مانند تایوین لنیستر مورد سوء استفاده قرار بگیرند. هیکل، قدرت وحشیانه و بی‌رحمی مطلق او باعث شده تا وی در هر موقعیتی به یک حریف خطرناک تبدیل شود و بیش از یک بار وجود داشته که طرفداران و قهرمانان داستان دوست داشتند تا او بمیرد.

همان‌طور که در قتل وحشیانه اوبرین مارتل توسط کلگین نشان داده شد، ارزش واقعی وی به‌عنوان یک شرور ناشی از درد و رنجی است که او می‌تواند به دشمنان خودش تحمیل کند. تبدیل شدن به یک زامبی نیز باعث نشده تا بی‌رحمی او کاهش پیدا کند و در پایان مجموعه «بازی تاج و تخت» نیز او نمادی بسیار خوب از مسیر اشتباه شوالیه‌ها در پادشاهی وستروس بوده است.

۸. والدر فری

رتبه‌بندی بهترین شرورهای سریال game of thrones

بازیگر: دیوید بردلی

والدر فری فردی ذاتاً ترسو و زالو صفت است و کسی است که می‌داند برای به دست آوردن آنچه که می‌خواهد چطور از خیانت استفاده کند. در خانه او و با حمایت وی بود که عروسی سرخ رخ داد و باعث به پایان رسیدن زندگی راب استارک، همسرش و همچنین فرزند متولد نشده آن‌ها شد. همان لحظه به‌تنهایی والدر فری را به‌عنوان یکی از منفورترین شخصیت‌های تاریخ دنیای سریال معرفی کرد و او در چندین سال آینده از پاداش این عمل خودش بهره برد تا اینکه سرانجام به دست آریا استارک با پایانی خشن ولی رضایت‌بخش برای بینندگان مواجه شد.

والدر فری تا حد بسیار زیادی رقت‌انگیز است. او از روی غرض و دشمنی قدرت را در دست گرفته و سعی دارد تا هر طور که شده آن‌ را حفظ کند. او این کار را انجام نداد که با فرزندان بسیار زیاد سلسله‌ای را برای خودش ایجاد کند و مطمئناً این کار را انجام نداد تا فرمانروای بهتری باشد. در عوض، او فقط می‌خواست آن‌قدر قدرت داشته باشد تا بتواند دشمنان خودش را بترساند، به‌خصوص کسانی که می‌دانند او ذاتاً چه آدمی است.

۷. های اسپارو

رتبه‌بندی بهترین شرورهای سریال game of thrones

بازیگر: جاناتان پرایس

سریال «بازی تاج و تخت» با بررسی اینکه چطور قدرت سیاسی می‌تواند به جای خدمت به افراد جامعه برای نیازهای فردی مورد استفاده قرار بگیرد، توانست به موفقیت بسیار زیادی دست پیدا کند. فصل پنجم سریال با بررسی اینکه چطور می‌توان از اقتدار مذهبی برای انجام این کار استفاده کرد، اندکی از مسیر خودش منحرف شد. های اسپارو به رهبر Faith Militant تبدیل شد، ارتشی از جنگجویان که فقط به های اسپارو وفادار هستند و او نیز از این قدرت استفاده کرد تا برداشت وحشیانه خودش از ایمان را در تمام سرزمین‌های کینگزلندینگ اعمال کند و حتی خانواده سلطنتی نیز از این موضوع مستثنی نبودند.

کاریزمای های اسپارو به او اجازه می‌دهد تا حتی روی شاه تامن نیز تأثیر بگذارد و در واقع، پادشاه پشت پرده باشد. او بسیار زیرک و متعهد است و به‌اندازه کافی کاریزما دارد که کار را به نتیجه برساند. اگر او نمی‌مرد، به احتمال بسیار زیاد این مذهب را به سایر نقاط کشور نیز گسترش می‌داد. داستان او از جمله داستان‌هایی است که بیان می‌کند همه رهبران در هر ظاهر و شکلی باید مورد سؤال قرار بگیرند و چطور ایمان کورکورانه می‌تواند منجر به جنایت شود.

۶. جافری براتیون

رتبه‌بندی بهترین شرورهای سریال game of thrones

بازیگر: جک گلیسون

نقش‌آفرینی جک گلیسون در نقش شاه جافری براتیون تحسین بسیار زیادی را برانگیخت چراکه او توانسته به‌خوبی این پادشاه لوس و سادیست را به نمایش در بیاورد. دوران حضور جافری روی تخت پادشاهی دوران بی‌کفایتی و ظلم است و تصمیم او برای اعدام ند استارک نیز در نهایت جنگ پنج پادشاه را شروع کرد. این بزرگترین نشانه از بی‌لیاقتی جافری به‌عنوان پادشاه است چراکه چهره‌های بی‌شماری سعی کردند تا با مشاوره جلوی او از ارتکاب این عمل وحشتناک را بگیرند.

در حقیقت، شاه جافری به جای شروری تأثیرگذار، بیشتر شروری خشمگین است. هر کاری که او انجام می‌دهد، به خانواده‌اش کمک نمی‌کند و علی‌رغم نشانه‌های آشکاری از اینکه او قوی و باهوش نیست، همچنان معتقد است که او بزرگترین پادشاهی است که تاکنون وجود داشته است. در حقیقت، نحوه تربیت او توسط سرسی لنیستر سبب شده تا او چنین وضعیتی داشته باشد. صرف نظر از دلیل خلق‌وخوی بی‌ثبات وی، این پادشاه جوان یکی از منفورترین شخصیت‌های تاریخ تلویزیون است.

۵. رمزی بولتون

رتبه‌بندی بهترین شرورهای سریال game of thrones

بازیگر: ایوان ریان

رمزی بولتون همیشه مورد توجه طرفداران سریال «بازی تاج و تخت» خواهد بود. او مسلماً سادیستی‌ترین شخصیتی است که تابه‌حال در این سریال به نمایش گذاشته و از روش‌های مختلفی نیز برای ایجاد درد و رنج بر دشمنان خودش استفاده کرده و از رنج آن‌ها بسیار لذت برده است. اقدامات رمزی منجر به فروپاشی روانی تئون گریجوی می‌شود و او حتی پدر و برادر نوزاد تازه متولد شده خودش را می‌کشد تا موقعیت خودش به‌عنوان رئیس خاندان بولتون را حفظ کند.

تنها دلیلی که رمزی بولتون به‌عنوان یک شخصیت شرور در سریال «بازی تاج و تخت» در رتبه بالاتری قرار نمی‌گیرد، این است که او به‌عنوان یک شخصیت شرور آن‌قدر هم مؤثر نیست. در حالی که اقدامات او به شدت آسیب‌زا هستند اما او چیزی جز کودکی در این دنیا نیست، دنیایی که در آن مردم زندگی هزاران نفر را برای موفقیت و قدرت خودشان قمار می‌کنند. وقتی رمزی بولتون سرانجام کنترل را در دست می‌گیرد، تنها در عرض چند ماه آنچه که خانواده‌اش به دست آورده بودند را از دست می‌دهد و با درد و رنج بسیار زیاد می‌میرد.

۴. روس بولتون

رتبه‌بندی بهترین شرورهای سریال game of thrones

بازیگر: مایکل مک‌الهتون

روس بولتون به‌اندازه پسرش به نام رمزی آن‌قدر سادیستی نیست اما به همان اندازه ظالم و به‌مراتب بیشتر حیله‌گر است. روس بولتون یکی از لردهای شمالی بود که در مراسم عروسی سرخ به راب استارک خیانت کرد و به زندگی لرد جانشین خودش پایان داد تا کنترل شمال را به دست بگیرد. این کار او ناشی از سابقه طولانی خانواده او با استارک‌ها سرچشمه می‌گیرد. روس می‌خواهد تا کنترل را در دست بگیرد و به روش‌های قدیمی‌تر و وحشیانه‌تر بازگردد.

شمال تحت رهبری او بار دیگر به دست نشانده جنوب تبدیل شد و آن‌ها را به یک عروسک خیمه شب بازی برای لنیسترها تبدیل کرد. علی‌رغم خصومتی که اکثر خاندان‌های شمالی نسبت به او داشتند، روس بولتون سطح بسیار بالایی از کنترل را در شمال حفظ کرد و هیچ کس نتوانست علیه او اقدام کند. در واقع، این پسر خودش بود که این کار را انجام داد، فقط به این دلیل که معتقد بود پدرش به قولش عمل نمی‌کند. پس از مرگ روس بولتون نیز شمال خودش را آزاد کرد. روس بولتون در دوران فرمانروایی‌اش آن قدر ترس در دل اربابان شمالی ایجاد کرده بود تا مطمئن شود هیچ کس جرأت اقدام و قیام علیه او را نداشته باشد.

۳. یورن گریجوی

رتبه‌بندی بهترین شرورهای سریال game of thrones

بازیگر: پیلو اسبک

همان‌طور که سریال «بازی تاج و تخت» به شکلی دردناک مشخص می‌کند، بیلون گریجوی فقط در طول شش فصل اول سریال صندلی را برای حضور یورن گرم نگه داشته بود. وقتی که یورن گریجوی برای اولین بار در سریال حضور پیدا می‌کند، کارش را با کشتن برادر خودش یعنی بیلون شروع می‌کند و پس از اعتراف آشکار به اعمال خودش در جمعی از جنگجویان آهنین، کنترل جزایر آهنین را به دست می‌گیرد. جذابیت خام این مرد و وعده‌های انعام او در عرض چند دقیقه مردم را جذب خودش می‌کند.

اگرچه ممکن است یورن در کتاب‌های اصلی جورج آر آر مارتین بسیار ترسناک‌تر بوده باشد اما با این وجود او همچنان شرور وحشتناکی در سریال «بازی تاج و تخت» به شمار می‌رود. رهبری او باعث شد تا ناوگان جزایر آهنین احیا شود و آن را به بزرگترین ناوگانی تبدیل کند که وستروس تابه‌حال دیده است، ناوگانی که برای نابودی آن به چندین اژدها نیاز بود. اگر جاه‌طلبی‌های یورن فراتر از حدش نمی‌رفت، او می‌توانست به‌عنوان بزرگترین پادشاه دزدان دریایی در تاریخ وستروس شناخته شود.

۲. تایوین لنیستر

رتبه‌بندی بهترین شرورهای سریال game of thrones

بازیگر: چارلز دنس

برخی از شرورها با ظلم و بی‌رحمی‌شان سنجیده نمی‌شوند بلکه اثربخشی آن‌ها مهم است. از این نظر نیز تایوین لنیستر به‌راحتی موفق‌ترین شرور در سریال «بازی تاج و تخت» است. او تنها کسی است که می‌تواند ادعا کند که هر کاری را که تابه‌حال انجام داده است برای بازگرداندن شهرت نام خانوادگی‌اش، کنترل هفت پادشاهی از طریق نوه‌هایش و همچنین سرکوب دشمنانش است. یکی از نقاط ضعف او نیز ناتوانی او در دیدن ماهیت واقعی خانواده‌اش است که در نهایت به قیمت جانش تمام شد.

میراثی که تایوین از خود به جای می‌گذارد، سلطه مطلق است. بدون او بسیاری از دشمنان از سایه خارج شدند و همین نیز نشان می‌دهد که شخصیت غالب او اگرچه نفرت‌انگیز است، چقدر سلطه‌گرایانه و قدرتمند بوده است. با اینکه تایوین لنیستر مرد یا پدر خوبی نیست اما رهبری شایسته است، کسی که خودش را وقف ساختن یک سلسله برای خانواده خودش کرده است.

۱. سرسی لنیستر

رتبه‌بندی بهترین شرورهای سریال game of thrones

بازیگر: لینا هدی

بارها سرسی لنیستر به‌عنوان کودکی در داخل بدن یک زن توصیف شده است که با کوچکترین تحریک، واکنشی خشونت‌آمیز و کینه‌توزانه دارد. ناکامی‌های او به‌عنوان یک مادر به رفتار ظالمانه و خودستایی جافری کمک کرد و او را ناخواسته در شروع جنگ پنج پادشاه مقصر ساخت. علاوه بر این، میل او برای انتقام، او را از احساسات پسر دیگرش به نام تامن کور کرد، پسری که در نهایت از غم و اندوه پس از نابودی سپت بزرگ بیلور توسط مادرش خودش را کشت.

سرسی به‌اندازه کافی شخصیتی پیچیده است که بتواند بر دشمنانش غلبه کند اما به ندرت فکر می‌کند که آن‌ها هم همین قدر قدرتمند و حیله‎‌گر هستند و می‌توانند به گونه‌ای علیه او اقدام کنند که او نتواند از خودش محافظت کند. پس از هشت فصل، سرانجام او کشته شد، البته پس از اینکه اقدامات او به زوال ذهنی دنریس تارگرین منجر شد و سوزاندن کینگزلندینگ، نابودی رد کیپ و موارد دیگری را به همراه داشت.


منبع: cbr

برچسب‌ها:, , , , ,

آرتور مورگان بهترین قهرمان خلق شده توسط راکستار است

در نظرسنجی BAFTA، این کابوی محبوب از سوی طرفداران به عنوان بهترین شخصیت ساخته‌ شده توسط راکستار معرفی شد.

Red Dead Redemption 2 بازی‌ای با نقاط قوت فراوان است. Rockstar Games در این اثر از ساخت جهانی بزرگ گرفته تا روایت داستان و تقریباً در تمامی زمینه‌ها موفق عمل کرده. شخصیت اصلی بازی، یعنی آرتور مورگان (Arthur Morgan)، نیز به همان اندازه بازیکنان را تحت تاثیر قرار داد. از سال ۲۰۱۸، بسیاری بر این عقیده هستند که آرتور مورگان در میان بهترین شخصیت‌های ساخته شده در صنعت ویدیو گیم قرار دارد. این عقیده در بیستمین سالگرد بفتا بار دیگر تأیید شد؛ جایی که این نهاد از او به عنوان بهترین شخصیت اصلی ساخته‌ شده توسط Rockstar Games نام ‌برد.

در حالی که آرتور مورگان در نهایت به شخصیت‌هایی مانند ماریو و لارا کرافت باخت، اما او تنها شخصیت اصلی بازی‌های راکستار در این لیست بود. او توانست از شخصیت‌هایی مانند کلود استرایف (Cloud Strife) در Final Fantasy، ناتان دریک (Nathan Drake) در Uncharted و بسیاری دیگر پیشی بگیرد. در این زمینه، راجر کلارک (Roger Clark)، صداپیشه شخصیت آرتور مورگان، نیز شایسته‌ تقدیر است. او به طور ویژه‌ای پویایی و تحول شخصیت آرتور مورگان را در طول بازی به تصویر کشید و به مخاطبان این امکان را داد تا در سطح عمیق‌تری با او ارتباط برقرار کنند.

اگرچه آرتور ممکن است بی‌گناه‌ترین فرد در دنیای وسترن Rockstar Games نباشد؛ اما گیمرها نمی‌توانند تا انتهای بازی به او دلبسته نشوند. این ویژگی، او را به بهترین شخصیت ساخته‌ شده توسط Rockstar Games تبدیل می‌کند. روایت داستانی آرتور مورگان در میان آثار Rockstar Games بی‌نظیر باقی مانده؛ اما در مورد رقابت، شخصیت‌هایی مانند نیکو بلیک (Niko blake) و جان مارستون (John Marston) نیز شایان ذکر هستند.

برچسب‌ها:, , , , , , , ,